es
Feedback
𝐓𝐗𝐓| توپینک فیکشن ₊˚⊹ᰔ

𝐓𝐗𝐓| توپینک فیکشن ₊˚⊹ᰔ

Ir al canal en Telegram

@PinkTomorrowbot°•~ 𝑻𝒐𝒎𝒐𝒓𝒓𝒐𝒘 𝒃𝒚 𝒕𝒐𝒈𝒆𝒕𝒉𝒆𝒓 ~•𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤𝐩𝐢𝐧𝐤💕 وانشات ترکیبی اعضای بلک پینک و تی اکس تی🍓.✦ ݁˖

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 971
Suscriptores
-3324 horas
+3037 días
+73830 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+458
en 15 canales
agosto '26
+654
en 91 canales
Get PRO
julio '26
+75
en 84 canales
Get PRO
junio '26
+1 749
en 27 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
13 septiembre0
12 septiembre+3
11 septiembre+137
10 septiembre+129
09 septiembre+83
08 septiembre+27
07 septiembre+1
06 septiembre+5
05 septiembre+2
04 septiembre0
03 septiembre+3
02 septiembre+40
01 septiembre+28
Publicaciones del Canal
بله بله 😔‼️

2
Sin texto...
1
3
رایتر می خواد پخت و پز کنه براتون 😔❤️ یه عالمه اسمارتیز و آب نبات
1
4
https://t.me/txtfiction_moa/2358 با قلبم داره بازی میشه؛))) چجوری صبر کنم😭
1
5
Spoiler alert‼️... 𝐓𝐄𝐀𝐇𝐆𝐘𝐔 ... تهگیو .✦ ݁˖ ~• درسته بومگیو بود پسری که همیشه انرژی داشت و سعی میکرد بهم نزدیک بشه ولی باید چیکار میکردم باهاش دوست میشدم؟ ولی اون خیلی بهم میچسبید و من اینو دوست نداشتم شاید نیاز به فکر کردن بیشتری داشتم پس فقط نادیدش گرفتم و به راهم ادامه دادم ولی باز داشت دنبالم میومد و وراجی میکرد داشتم از دستش کلافه میشدم دیگه مغزم داشت منفجر میشد _ بومگیو بسههه سرمو بردی +ببخشید تهیونا نمیخواستم خیلی حرف بزنم ببخشید اگه ناراحتت کردم ببخشید ببخشید ببخشید..... _باشه فهمیدم ببخشیدمت پس دیگه بسه...⋆˚꩜。 سرم رو به طرف بومگیو چرخوندم بومگیو سرش رو گرفت بود و چشماشو بسته بود و دستش رو روی چشماش گذاشته بود و فقط کلمه ببخشید از دهنش بیرون میومد،اروم نزدیکش شدم دستاش رو از روی چشماش اروم برداشتم اون بومگیو پر حرف از چشماش اشک جاری شده بود و همینطور داشت گریه میکرد اروم بغلش کردم حس کردم اونم فرقی با من نداره انگار اونم محبت دریافت نکرده فقط سعی داشته با خوشحالی پنهونش کنه...
54
6
اینجا خواستید بیاید برای یونبین فنگرلی میکنیم 😔🙏
7
7
https://t.me/+2T0WLFAJSfM3OGQ0
7
8
مونا ازاری برای امروز کافیه 🙏
20
9
Sin texto...
1
10
Sin texto...
1
11
اوخهههه🤏🏻 تهدید میکنی
11
12
خدایا ... منو ببخش
15
13
Sin texto...
15
14
برید ریکت بدید که باز قراره پخت و پز داشته باشیم 🙂‍↔️
43
15
ㅤㅤ𝑂𝑢𝑟 𝑈𝑛𝑡𝑜𝑙𝑑 𝐵𝑙𝑜𝑜𝑚 در گوشه‌ای خاموش از یورک، عمارتی قدیمی سال‌هاست رازی را در خود پنهان کرده؛ رازی که هیچ‌کس جر
ㅤㅤ𝑂𝑢𝑟 𝑈𝑛𝑡𝑜𝑙𝑑 𝐵𝑙𝑜𝑜𝑚 در گوشه‌ای خاموش از یورک، عمارتی قدیمی سال‌هاست رازی را در خود پنهان کرده؛ رازی که هیچ‌کس جرئت نزدیک شدن به آن را ندارد. بومگیو، پسری که برای گذراندن روزهای سخت زندگی در کنار برادر کوچکش تلاش می‌کند، هر روز از نزدیکی همان عمارت می‌گذرد. تا اینکه میان باران‌های یورک، سکوت باغ و حضوری که همیشه از آن عمارت حس می‌شود، مسیر دو غریبه به هم گره می‌خورد. و گاهی، یک دیدار کوتاه می‌تواند آغاز قصه‌ای باشد که هیچ‌کدامشان انتظارش را نداشتند. قصه‌ای زیبا که هرچه بیشتر به آن دل بستند، بهای سنگین‌تری از آنها گرفت. Couple: Yeongyuㅤㅤㅤ Genre: Historical, Romanc, Drama, Angst, Mystery, Tragedy
33
16
Sin texto...
6
17
ببین نمیزاره ....
11
18
وایی امروز نباید دراما کویین بازی در بیارم بزارید خوب باشم 🙏🌸
11
19
به پای هم پیر شید ...
11
20
🧸دیلی بومگیو 420؟
11