es
Feedback
آموزش زبان انگلیسی | زبان خوان

آموزش زبان انگلیسی | زبان خوان

Ir al canal en Telegram

Our Site : Zaban-Khan.com Our Insta : https://www.instagram.com/zaban_khan_academy اگه مایل بودین : https://t.me/boost/Zaban_Khan_Academy

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
4 099
Suscriptores
+7124 horas
+227 días
+61130 días
Archivo de publicaciones
📖 جملات کاربردی در خرید آنلاین ❇️ Is this item still available? این کالا هنوز موجوده؟ ❇️ Do you deliver to my area? به منطقه من ارسال دارید؟ ❇️ How long does delivery take? ارسال چقدر طول می‌کشه؟ ❇️ Is shipping free? ارسال رایگانه؟ ❇️ Can I return this item? می‌تونم این کالا رو پس بدم؟ ❇️ What is your return policy? شرایط مرجوع کردن چیه؟ ❇️ Where is my order? سفارشم کجاست؟ ❇️ Can I change my delivery address? می‌تونم آدرس تحویل رو تغییر بدم؟ ❇️ When will my order arrive? سفارشم کی میرسه؟

🌟 Our dreams can come true if we have the courage to pursue them.
رویاهای ما می توانند محقق شوند اگر ما شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم.🌟
صبحتون پر از فرصت های عالی ☀️

✨ You must believe it, to receive it... شبتون سرشار از رویای موفقیت 🌙
✨ You must believe it, to receive it...
شبتون سرشار از رویای موفقیت 🌙

📖 جملات کاربردی در داروخانه ❇️ Do you have this medicine? این دارو رو دارید؟ ❇️ Do I need a prescription? نسخه پزشک لازم دارم؟ ❇️ How often should I take it? هر چند وقت یک‌بار باید مصرفش کنم؟ ❇️ Should I take it with food? باید همراه غذا مصرفش کنم؟ ❇️ Are there any side effects? عوارض جانبی داره؟ ❇️ Is there a cheaper option? گزینه ارزان‌تری هست؟ ❇️ How much is it? قیمتش چقدره؟ ❇️ Do you have a generic version? نوع ژنریکش رو دارید؟ ❇️ How should I store this medicine? این دارو رو چطور باید نگهداری کنم؟

📚 نکته کاربردی 🔆 گاهی اوقات ممکن است کلمه ی before و ago با هم اشتباه گرفته شوند که با تفاوتشون آشنا میشویم: 🔵 وقتی از یک زمان مشخص قبل از چیز دیگری صحبت می‌کنیم، before بکار می‌رود. 🔵 اما ago همراه با یک عبارت زمانی "time expression" و فعل گذشته بکار می‌رود. بنابراین جمله‌ی زیر غلط است: ❌ The train left at exactly 3 o'clock. Just five minutes ago I had been stuck in a traffic jam. شکل صحیح جمله‌ی بالا 👇 ✅ The train left at exactly 3 o'clock. Just five minutes before I had been stuck in a traffic jam. قطار دقیقاً ساعت 3 حرکت کرد. درست پنج دقیقه قبل از اینکه در ترافیک گیر کنم. اشتباه: ❌ His father died three years before. صحیح: ✅ His father died three years ago. پدر او سه سال پیش مُرد.

🗽 ضرب المثل : ما میگیم : 🔸 از کاه، کوه ساختن! اونا میگن : 🔹 To make a mountain out of a molehill!
🗽 ضرب المثل : ما میگیم : 🔸 از کاه، کوه ساختن! اونا میگن : 🔹 To make a mountain out of a molehill!

📖 عبارات کاربردی ❇️ Consider it done. انجام شده بدونش. ❇️ Such a people! عجب آدمايي پيدا ميشن هاااا! ❇️ Such a guy! اين ديگه کيه! / عجب آدميه! ❇️ I don't get you. منظورتو نميفهمم. ❇️ What else can I say? چي بگم ديگه؟ ❇️ Have you gone mad? ديوونه شدي؟ ❇️ Hit the bricks! بزن به چاک! ❇️ jack of all trades and master of none! همه کاره و هيچ کاره! ❇️ Fair weather friend! رفيق نيمه راه!

🌟 Start your day with kindness...
روزت رو با مهربانی شروع کن...🌟
صبحتون سرشار از مهر 🌞

✨ Smile! Let your haters realize you are stronger than yesterday. شبتون لبریز از شادی و حال خوب 🌙
✨ Smile! Let your haters realize you are stronger than yesterday.
شبتون لبریز از شادی و حال خوب 🌙

📚 کاربرد out of 🔆 از out of وقتی استفاده می‌کنیم که بخواهیم دلیل یا انگیزه انجام کاری را بیان کنیم. 🔵 out of + noun یعنی: از رویِ / به خاطرِ ✅ I took the job out of necessity because we had no money left. من این شغل را به خاطر نیاز و ناچاری پذیرفتم، چون دیگر پولی برایمان نمانده بود. ✅ Out of desperation, he borrowed money from his neighbor. او از روی ناچاری از همسایه‌اش پول قرض گرفت. 💡 چند ترکیب پرکاربرد: 🔹 out of necessity → از روی ضرورت 🔹 out of desperation → از روی ناچاری 🔹 out of curiosity → از روی کنجکاوی 🔹 out of fear → از روی ترس 🔹 out of love → از روی عشق 🔹 out of respect → از روی احترام ✨ پس هر وقت خواستید بگویید «کاری را به خاطرِ یک احساس، نیاز یا شرایط خاص انجام دادم» out of می‌تواند انتخاب مناسبی باشد.

📖 جملات رسمی برای درخواست تکرار کردن حرف ❇️ Pardon? ❇️ Sorry? ❇️ Excuse me?  ❇️ Could you repeat please? ❇️ What do you mean by saying...? 📖 جملات غیر رسمی برای درخواست تکرار حرف ❇️ Huh? ❇️ What did you say? ❇️ Come again? ❇️ What was that?

🗽 ضرب المثل : ما میگیم : 🔸 پشت گوش انداختن! اونا میگن : 🔹 To put something on the back burner!
🗽 ضرب المثل : ما میگیم : 🔸 پشت گوش انداختن! اونا میگن : 🔹 To put something on the back burner!

📚 نکته کاربردی درباره‌ی کلمه‌ی sunscreen 🔵 کلمه‌ی sunscreen یکی از کاربردهای رایجش به معنی کرم ضدآفتاب است. اما اگر بخواهیم مفهوم «ضدآفتاب زدن» را در انگلیسی بیان کنیم، می‌توانیم از wear sunscreen استفاده کنیم. 🔹 wear sunscreen = کرم ضدآفتاب زدن 🔆 نکته : البته wear وقتی با لباس‌ها استفاده می‌شود، به معنی پوشیدن است؛ اما در ترکیب wear sunscreen، مفهوم «استفاده کردن/زدن ضدآفتاب» را می‌رساند. ✅ You need to wear sunscreen to protect your skin against the sun. برای محافظت از پوستتان در برابر نور خورشید، باید کرم ضدآفتاب بزنید. ✅ How often do you wear sunscreen? هر چند وقت یک‌بار کرم ضدآفتاب می‌زنی؟

🌟 Begin the day with a heart full of hope.
روز را با قلبی پر از امید آغاز کن.🌟
صبحتون پر از اتفاق های مثبت 🌞

✨ The night will pass. Keep believing in the sunrise. شبتون سرشار از مهر 🌙
✨ The night will pass. Keep believing in the sunrise.
شبتون سرشار از مهر 🌙

📖 جملات کاربردی در لباس‌فروشی ❇️ Can I try this on? می‌تونم اینو پرو کنم؟ ❇️ Where are the fitting rooms? اتاق پرو کجاست؟ ❇️ Do you have this in a different color? اینو رنگ دیگه‌ای دارید؟ ❇️ Do you have a larger size? سایز بزرگ‌تر دارید؟ ❇️ Do you have a smaller size? سایز کوچک‌تر دارید؟ ❇️ It’s too tight. خیلی تنگه. ❇️ It’s too loose. خیلی گشاده. ❇️ Does this come in black? این مدل رنگ مشکی هم داره؟ ❇️ I’ll take it. اینو می‌خرم.

📚 کاربردهای مهم Hardly 🔵 کلمه‌ی hardly یکی از قیدهای پرکاربرد انگلیسیه و بسته به جمله می‌تونه چند معنی متفاوت داشته باشه 👇 1️⃣ به ندرت / به مقدار کم : ✅ The little house in which he lived was hardly bigger than a hut. خانه‌ی کوچکی که در آن زندگی می‌کرد، تقریباً از یک کلبه بزرگ‌تر نبود. ✅ We hardly know each other. ما به ندرت همدیگر را می‌شناسیم / شناخت خیلی کمی از هم داریم. 2️⃣ درست چند لحظه قبل از انجام یک عمل : ✅ The party had hardly started when the police arrived. مهمانی هنوز درست شروع نشده بود که پلیس رسید. نکته : وقتی hardly با when می‌آید، نشان می‌دهد اتفاق دوم تقریباً بلافاصله بعد از اتفاق اول رخ داده است. 3️⃣ با سختی بسیار / به زحمت : ✅ She could hardly sit up. او به زحمت می‌توانست بنشیند. ✅ I nodded, hardly able to breathe. سرم را تکان دادم، در حالی که به سختی می‌توانستم نفس بکشم. 4️⃣ به‌عنوان یک قید منفی، تقریباً به معنی NOT : ✅ I hardly think so. بعید می‌دانم / فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. 💡 نکته مهم: کلمه ی Hardly خودش بار منفی دارد؛ بنابراین معمولاً با not به کار نمی‌رود.

🗽 ضرب المثل : ما میگیم : 🔸 پایش را از گلیمش درازتر کردن ! اونا میگن : 🔹 To overstep one's bounds!
🗽 ضرب المثل : ما میگیم : 🔸 پایش را از گلیمش درازتر کردن ! اونا میگن : 🔹 To overstep one's bounds!

📚 تفاوت Take و Last 🔆 هر دو کلمه گاهی در فارسی به معنی «طول کشیدن» ترجمه می‌شوند، اما کاربردشان متفاوت است. 🔵 فعل Take را زمانی به کار می‌بریم که بخواهیم بگوییم برای انجام دادن کاری چقدر زمان لازم است: ✅ It took me four hours to write this article. چهار ساعت طول کشید تا این مقاله را بنویسم. ✅ It takes a long time to get home in the evenings. عصرها رسیدن به خانه خیلی طول می‌کشد. 🔵 فعل Last را زمانی به کار می‌بریم که بخواهیم بگوییم یک رویداد، اتفاق یا وضعیت چه مدت ادامه دارد یا داشته است: ✅ The movie lasted nearly three hours. فیلم تقریباً سه ساعت طول کشید. ✅ The strike did not last very long. اعتصاب زیاد طول نکشید. ✨ نکته طلایی: 🔵 Take + مدت زمان + to do something → برای انجام کاری چقدر زمان لازم است. 🔵 Last + مدت زمان → یک اتفاق یا رویداد چه مدت ادامه دارد. 💡 پس: 📙 It took me 3 hours to clean the house. ۳ ساعت زمان برد تا خانه را تمیز کنم. 📙 The meeting lasted 3 hours. جلسه ۳ ساعت طول کشید.

🌟 Start again, but start with hope...
دوباره شروع کن، اما این بار با امید...🌟
صبحتون سرشار از انگیزه و امید ☀️