𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼♀️
Ir al canal en Telegram
𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 | Daha17 archive 🧜🏼♀️ t𝖾𝗈d𝖾𝗇 . Instagram | mmemoriise
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 452
Suscriptores
+424 horas
-117 días
+3530 días
Archivo de publicaciones
ترجمه: روی فراگ تا آخرین لحظه ادیت و تنظیمات ادامه داره. به همین خاطر بعضی صحنهها انگار تغییر کردن. امیدواریم صحنه تخت تئودن که خیلیها با کنجکاوی منتظرش بودن، از این بازبینیها تأثیر نگرفته باشه. همونطور که قبلاً هم گفتیم، روی سناریو و تدوین تا لحظه آخر دست میبرن. برای همین تا وقتی تریلر پخش نشه، هر احتمالی روی میزه.
سناریوی جدید نمیدونم واقعیه یا فیک،
ترجمه: دنیز: تئومان تو روانی؟(با فریاد)
چشمای تئومان پر شده، قرمزه، دنیز اینو میبینه.
دنیز: چه بلایی سرت اومده؟
تئومان برای اینکه دنیز نترسه یکمی دورمیشه
تئومان: فقط امروز میشه سرم داد نزنی خوب نیستم من.
دنیز تعجب میکنه و از حال تئومان حالش بد میشه
دنیز؛ کاش برای جایی صدام میکردی.
آقا سیلا گوشی تئو رو چک کرد این تئو لاشی چرا اجه واسش قلب بنفش فرستاده یارن واسش عکس فرستاده از اون مهم تر سیلا فقط چرا رو دنیز حساس شد اونا مهم نبودن😑😑
https://t.me/mmemoriisee/23959
با چائان حالا خیلییی صمیمی نیست بیشتر تو ست صمیمی بودن اونم چون یه تایمی خیلی سکانس مشترک داشتن مثل صمیمیت آتا و جرن که اونم دقیقا بخاطر سکانس مشترک بود
ولی خب آره هلین و بررا و باتوهان از همون اول باهم صمیمی شدن و کلی باهم بیرون هم رفتن
الان جدیداهم که با آتا جون خیلی بستی شدن 😂
https://t.me/mmemoriisee/23970
منتظر فراگ نباشیم بهتره ولی این قسمت انقد اسپویل دادن ما همه چیو فهمیدیم
https://t.me/mmemoriisee/23933
وای طرفدارای آصلاز میدونن بهتر شدن رابطه یامان و آلاز سر همین حسودی به اون پسره که اسمش دنیز بود شروع شد😭
نویسنده هر ی قسمت درمیان همینجوری تئو رو لخت میکنه فک کن پسر جدیده بیاد هر قسمت باید لذتشو ببینیم
