es
Feedback
𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

Ir al canal en Telegram

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 | Daha17 archive 🧜🏼‍♀️ t𝖾𝗈d𝖾𝗇 . Instagram | mmemoriise

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 486
Suscriptores
+1224 horas
+607 días
+19630 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
- GN😭💘·
- GN😭💘·
1850120Inicia sesión para ver las estadísticas
تحلیل سکانس پیشنهاد ازدواج تئو به دنیز از نظر روانشناس ترکیه ای: جنبه‌ی قابل‌توجه از نظر روان‌شناختی در پیشنهاد ازدواج تئومان به دنیز، ارتباطی است که او با مفهوم «خانه» که پیش‌تر درباره‌اش صحبت شده بود، برقرار می‌کند. اینکه تئومان می‌پرسد «خانه چه احساسی دارد؟» و دنیز آن را با «گرما» مرتبط می‌کند، از این جهت معنادار است که بعداً همین احساس در رابطه‌ای که تئومان با دنیز شکل داده، بازتاب پیدا می‌کند. چون از نظر روان‌شناختی، مفهوم خانه فقط به یک مکان فیزیکی اشاره ندارد؛ بلکه می‌تواند نمادی از امنیت، آرامش، تعلق و صمیمیت عاطفی نیز باشد. اینکه تئومان در کنار دنیز احساس آرامش بیشتری می‌کند، می‌تواند باعث شود او دنیز را در ذهنش نه صرفاً به‌عنوان یک مکان، بلکه به‌عنوان یک احساس تجربه کند. حتی جملاتی که در پیشنهاد ازدواج درباره بستن درها از داخل، با هم فیلم دیدن، غذا خوردن و چای نوشیدن گفته می‌شود، در واقع بیشتر از اینکه درباره یک برنامه‌ی بزرگ و انتزاعی برای آینده باشد، بیانگر میل به ساختن فضایی آرام، امن و همراه با مشارکت در زندگی روزمره است. از این زاویه، می‌توان رابطه و گرایش تئومان به دنیز را نوعی دلبستگی عاطفی دانست که در کنار علاقه‌ی رمانتیک، نیاز به تعلق و امنیت عاطفی نیز در آن حضور دارد. اینکه دنیز برای تئومان احساس «خانه» ایجاد می‌کند، دقیقاً از همین‌جا معنا پیدا می‌کند: گاهی خانه بیشتر از اینکه یک مکان باشد، احساسی از امنیت و آرامشی است که در کنار یک انسان تجربه می‌کنیم. 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #TeoDen #Update 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee
25111225Inicia sesión para ver las estadísticas
ادای سگ دراوردن تئومان از نظر روانشناس ترکیه ای: صحنه‌ای در سریال «Daha 17» که تئومان ادای سگ را درمی‌آورد و بعد همان رفتار را نسبت به اطرافیانش هم نشان می‌دهد، در نگاه اول ممکن است عجیب به نظر برسد. اما اگر از دید روان‌شناختی به این صحنه نگاه کنیم، چیزی که اهمیت بیشتری پیدا می‌کند خودِ رفتار نیست، بلکه تداعی‌هایی است که ممکن است در ذهن تئومان فعال شده باشند. شبی که سِرهات ناپدید شد، در خانه موسیقی با صدای بلند پخش می‌شد و فضای خانه پر از هیاهو و رفت‌وآمد بود. به تئومان گفته شده بود که سِرهات به آلمان رفته، اما به نظر نمی‌رسد او این توضیح را کاملاً پذیرفته باشد؛ حتی در صحنه‌ای دیگر از همان قسمت، احتمال مرده بودن سِرهات را هم مطرح می‌کند. با این حال، خودش اتفاقات آن شب را به یاد نمی‌آورد. چند روز بعد، وقتی با سگ سِرهات، «مِرمُش»، روبه‌رو می‌شود، ابتدا با دقت رفتارهای او را مشاهده می‌کند و سپس همان رفتار را تقلید می‌کند. بعد از پخش شدن موسیقی نیز همچنان واکنش‌های سگ را دنبال می‌کند. در اینجا می‌توان تصور کرد که تئومان صرفاً در حال تقلید از سگ نیست، بلکه شاید از طریق واکنش‌های سگ تلاش می‌کند چیزی را بفهمد. زیرا حتی اگر خودِ اتفاقی که در گذشته رخ داده به یاد آورده نشود، ممکن است فرد، مکان، صدا یا رفتاری که با آن تجربه ارتباط داشته، بعدها برخی تداعی‌ها را در ذهن فعال کند. این تداعی‌ها همیشه به شکل بازگشت یک خاطره یا تصویر واضح از گذشته ظاهر نمی‌شوند؛ گاهی ممکن است خودشان را از طریق رفتار نشان دهند. بنابراین تعامل تئومان با مِرمُش را می‌توان بازتاب رفتاریِ یک ارتباط احتمالی میان اتفاقات گذشته و محرک‌هایی دانست که او در زمان حال با آن‌ها روبه‌رو می‌شود. 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Teoman #Update 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee
2979524Inicia sesión para ver las estadísticas
فکر کردن بهششش ناراحتم میکنههه اینا همشون یه فکت خیلی خیلی غمگینه که شاید اتفاق بیوفته ولی چیزی قطعی نیست بیشتر در حد حرفه🫠
3832216Inicia sesión para ver las estadísticas
سلام عزیزم این اسپویل واقعیه که میگن: آراس تو قسمت اتاق عمل نبضش بر نمیگرده و میمیره تئو هم تو قسمت دیشب که از دره خودشو میندازه تو آب همون جا غرق میشه و میمیره و این داستانی که ما الان داریم می‌بینم داستانی هست که لیلا نوشته این حقیقت داره ؟!! 🥺🥺
36342227Inicia sesión para ver las estadísticas
دلم میخواد بگم اراس برو دمیرو ول کن،(لیلا اونقدری کاراکتر عمیقیه که اونقدری غم داره که، باید خیلی زیاد نوشته بشه ولی نوشته نم
دلم میخواد بگم اراس برو دمیرو ول کن،(لیلا اونقدری کاراکتر عمیقیه که اونقدری غم داره که، باید خیلی زیاد نوشته بشه ولی نوشته نمیشه) 😭💔 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Teoley 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee
30015825Inicia sesión para ver las estadísticas
سه تا اسپویل جدید و معتبر ؛ 🔹 سیلا به دنیز پیشنهاد می‌ده که معاونش بشه و بهش می‌گه معاون من شو و این پیشنهاد رو بهش می‌ده. �
سه تا اسپویل جدید و معتبر ؛ 🔹 سیلا به دنیز پیشنهاد می‌ده که معاونش بشه و بهش می‌گه معاون من شو و این پیشنهاد رو بهش می‌ده. 🔹 تئومان به سیلا هشدار می‌ده که از دنیز دور بمونه ( عای عای عای ) 🔹 ماجرای سرهات به لطف دنیز حل می‌شه . / #daha17 . #spoyl - @ruyaedt 🫆
3523143Inicia sesión para ver las estadísticas
پست تبلیغاتیه چائان و جرن💘😭 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Cagcer 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee
پست تبلیغاتیه چائان و جرن💘😭 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Cagcer 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee
53310637Inicia sesión para ver las estadísticas
- فراگمان دوم قسمت شانزدهم سریالمون🔥 - #Fragman16 • @Maviiai
- فراگمان دوم قسمت شانزدهم سریالمون🔥 - #Fragman16 • @Maviiai
4587324Inicia sesión para ver las estadísticas
/ 𝙧𝙪𝙝𝙪𝙢𝙪𝙣 𝙞𝙠𝙞𝙯𝙞𝙮𝙢𝙞𝙨̧... / #edit . #özel @ruyaedt 🫆
/ 𝙧𝙪𝙝𝙪𝙢𝙪𝙣 𝙞𝙠𝙞𝙯𝙞𝙮𝙢𝙞𝙨̧... / #edit . #özel @ruyaedt 🫆
3846020Inicia sesión para ver las estadísticas
اگه شما هم درباره حرفام حرف یا نظری دارید تو کامنتا بگید همه رو میخونم💋
5580225Inicia sesión para ver las estadísticas
راجب تئودن هم باید بگم خیلی دوست داشتم اگه بهمون حداقل نشون میدادن اینکه تئو انقدر از دنیز خوشش میاد سر چشمش از کجاس💋 — ایشالا نگید چقدر حرف میزنه اینا نظراتی بودن که به مرور با هر قسمت تو ذهنم پررنگ تر شد و خب دوست داشتم با شماهم در میون بزارم و نظرات شما هم بدونم
5574650Inicia sesión para ver las estadísticas
بزرگترین مشکل داها تضاد بین داستان و کشش سریالیشه در نهایت همه‌ی این مشکلات به یه مسئله‌ی مشترک برمیگردن که؛داها داستانی داره که برای یه روایت فشرده و منسجم ساخته شده، ولی بعضی وقت‌ها سعی میکنه اون رو بیشتر از ظرفیت طبیعی خودش طولانی کنه به همین دلیل رازها کش پیدا میکنن، خط‌های فرعی زیاد میشن، بعضی دیالوگ‌ها تکراری میشن و شخصیت‌ها گاهی برای حفظ یه وضعیت مشخص، برخلاف رشد طبیعی خودشون رفتار میکنن در حالی که اگه فیلمنامه اجازه بده اتفاقات واقعا پیامد داشته باشن، داستان میتونه خیلی قوی‌تر بشه مهم‌ترین چیزی که سریال الان باید تغییر بده بعد از فاش شدن راز آراس و تئو سریال توی یه نقطه‌ی خیلی مهم قرار گرفته از اینجا به بعد بهتره سریال به جای ساختن یه معمای جدید، روی پیامد این حقیقت تمرکز کنه آراس باید با این مسئله روبه‌رو بشه که برادری رو که سال‌ها دنبالش بوده پیدا کرده، ولی رابطشون اصلا شبیه چیزی نیست که توی ذهنش ساخته بود،تئو هم باید با این واقعیت روبه‌رو بشه که کسی که مدت‌ها باهاش درگیر بوده، درواقع برادرشه این تضاد می‌تونه یکی از بهترین بخش‌های سریال باشه؛ چون دیگه نیازی به یه راز مصنوعی نداره خود رابطه‌ی این دو برادر به اندازه‌ی کافی دراماتیکه در کنارش، رابطه‌ی تئودن و آرلی هم میتونن جلو برن، ولی به شرطی که از شخصیت‌پردازی و اتفاقات اصلی داستان جدا نشن خلاصه که نظرم اینه داها هنوز یه ایده‌ی خیلی قابل‌استفاده داره و حتی خیلی از مشکلاتش از اینجا ناشی میشن که فیلمنامه بیش از حد میخواد از همین ایده استفاده کنه مشکل اصلی سریال کمبود اتفاق نیست؛ زیادی اتفاقات بدون پیامد کافیه😂😭 سریال باید کمتر سوال جدید ایجاد کنه و بیشتر به سوال‌های قبلی جواب بده؛ کمتر شخصیت‌ها رو توی یه چرخه‌ی تکراری قرار بده و بیشتر اجازه بده تصمیماشون واقعا داستان رو تغییر بده اگه بعد از قسمت ۱۹، فیلمنامه به جای کش دادن رازها روی پیامد افشای هویت تئو، رابطه‌ی آرتئو و خانواده‌ی آککایا و رشد واقعی شخصیت‌ها تمرکز کنه، داها میتونه از یه سریال صرفا پرحادثه به یه درام نوجوونی واقعا منسجم تبدیل بشه و در اخر بگم که مشکل سریالمون این نیست که داستان نداره مشکل اینه که بعضی وقتا از ترس تموم شدن داستان، اجازه نمیده داستان جلو بره🫠 - یه موضوع دیگه هم هست کاش وقتی یه راز وسطه صدتا راز دیگه رو هم اضافه نکنن مثل همین خواهر بودن سیلا و دنیز اینا صرفا فقط برای کش دادن سریاله و برای اینه که اگه داستان برادری از دو طرف کامل فاش شد یه بهونه ای برای اینکه سریالو کشش بدن باشه😭❤️‍🔥
5518032Inicia sesión para ver las estadísticas
رازها باید با منطق کشف بشن یکی از چیزایی که میتونه از اینجا به بعد سریال بهترش کنه، نحوه‌ی لو رفتن و کشف کردن راز ها هستش مثلا نظر من اینه تو یه سناریو قوی وقتی رازی کشف میشه بعدش یه فلش بک به ثبل بخوره و مثلا بگن آها سرنخش اینجا وجود داشت😭😭 ولی اگه یه راز فقط به خاطر یه اتفاق تصادفی کشف بشه، رضایت بیننده از جمله خود من خیلی کمتر میشه برای داها بهتره از این به بعد راز ها مهم نتیجه‌ی تصمیم‌ها، تحقیق‌ها و اشتباهات خود شخصیتا باشن حالا یه چیز دیگه هم راجب شخصیت های فرعی بگم مشکل شخصیت‌های فرعی حضورشون نیست استفاده‌ی نامناسب ازشونه اگه یه شخصیت فرعی قراره توی داستان باشه، باید حداقل یکی از این سه کار رو انجام بده - داستان اصلی رو جلو ببره،شخصیت اصلی رو تغییر بده،اطلاعات مهمی درباره‌ی داستان بده اگه هیچکدوم اتفاق نیوفته، حضورش بیشتر شبیه پر کردن زمان میشه این موضوع درباره‌ی بعضی شخصیت‌های داها باعث شده صدای هممون دربیاد و حس کنیم شخصیت‌ها بعضی وقت‌ها بیشتر برای پر کردن قاب حضور دارن تا اینکه واقعا بخشی از داستان باشن🔥
5258034Inicia sesión para ver las estadísticas
دیگه جونم براتون بگه مثلا خیلی جاها یه حط داستانی رو یهو ول کردن یکی از نمونه‌ های واضحش خط داستانی یتیم خونه هستش اوایل سریال یتیم خونه بخش مهمی از زندگی آراس و هویتش بود و اینو بهمون نشون دادن خطر تعطیل شدنش هم اهمیت زیادی پیدا کرده بود، ولی بعد از یه مدت این خط داستانی رفت توی حاشیه این موضوع باعث میشه بیننده حس کنه اتفاقات مهمی که قبلا روی اونا تاکید شده بود، فقط برای جلو بردن چند قسمت استفاده شدن و بعد کنار گذاشتنش توی یه فیلمنامه‌ی منسجم، حتی اگه یه خط داستانی موقتا بره توی حاشیه، باید بعدا نتیجه یا پیامدش رو ببینیم ولی خب چیزی بهمون نشون ندادن — از اون طرف مشکل شخصیت هاکان و شبنم اینه که؛ هاکان و شبنم پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به شخصیتای پیچیده دارن چون هردو درگیر حفظ خانواده گذشته و رازهاشونن ولی مشکل اینجاست که بخش زیادی از دیالوگاشون دوباره برمیگرده به همون نگرانی‌های قبلی و جمله های تکراری مثل آراس باید بره، خانواده باید حفظ بشه، راز نباید فاش بشه و باید جلوی اتفاقات رو گرفت وقتی یه شخصیت چند قسمت پشت سر هم درباره‌ی یه مسئله حرف میزنه ولی تصمیم‌ها و رفتارش تغییر چندانی نمیکنه، دیالوگ‌ها تکراری به نظر میرسن به جای اینکه مدام بگن «باید یه کاری کنیم»، فیلمنامه باید شخصیت رو مجبور کنه واقعا یه انتخاب انجام بده؛ انتخابی که پیامد داشته باشه😂😭💆🏻‍♀
5628041Inicia sesión para ver las estadísticas
از یه طرف دیگه،نویسنده نمیدونه باید داستان خودش رو جلو ببره یا فندوم رو راضی نگه داره🤣 مود نویسنده اینه که جای اینکه بگه این شخصیت تو این لحظه واقعا چه کاری میکنه؟ میره میشینه نظر فندوم رو خوندن و با این منطق که فندوم دوست داره این دو نفر رو کنار هم ببینه، پس یه سکانس براشون بذاریم سناریوش رو تغییر میده😭😂
4936431Inicia sesión para ver las estadísticas
توی داها بعضی وقت‌ها حس میشه یه سری سکانسا بیشتر برای پر کردن دوساعت تایم قسمت نوشته شدن تا اینکه واقعا بخشی از ساختار داستان باشن در نتیجه بیننده ای که من و شما هستیم بعد از تموم شدن یه قسمتی که ممکنه کلی اتفاق دیده باشه، ولی همچنان حس کنه داستان اصلی تقریبا همون جاییه که اول قسمت بوده - از اون طرف آراس اول قرار بود یه نوجوون باشه که توی شرایط سخت بزرگ شده، دنبال برادرشه و برای پیدا کردن حقیقت تلاش میکنه ولی توی بعضی موقعیت‌ها فیلمنامه اون رو به شخصیتی تبدیل میکنه که تقریبا همیشه چند قدم از بقیه جلوتره سرنخ‌ها رو پیدا میکنه، موقعیت‌ها رو کنترل میکنه و راه خروج پیدا میکنه این موضوع باعث میشه یه بخشی از آسیب‌پذیری شخصیتش از بین بره یه شخصیت نوجوون وقتی باورپذیرتره که در کنار شجاعت و هوشش اشتباه هم بکنه، تصمیم بد بگیره گیج بشه و بعضی وقتا نتونه شرایط رو کنترل کنه اگه آراس همیشه جواب رو بدونه، تعلیق داستان هم ضعیف میشه😭😭
5347240Inicia sesión para ver las estadísticas
داها از همون اول ایده‌ی خیلی جذابی داشتش داستان یه نوجوون که سال‌ ها دنبال برادر گمشدش بوده و برای پیدا کردنش وارد یه خانواده‌ی پر از راز و گذشته‌های حل‌نشده میشه ترکیب راز خانوادگی، اختلاف طبقاتی، تروما، روابط احساسی و شخصیتای نوجوون میتونست این سریال رو به یه درام نوجوونی متفاوت تبدیل کنه ولی هرچی داستان جلوتر رفت، فاصله‌ی بین «پتانسیل ایده» و «نحوه‌ی اجراش» بیشتر شد مشکل اصلی داها لزوما این نیست که ایدش ضعیفه؛ مشکل اینه که فیلمنامه توی چند قسمت برای طولانی‌تر کردن داستان، ریتم و منطق روایی خودش رو قربانی کرده بزارید باز تر کنم موضوع رو براتون، مهم‌ترین سوال سریال از اول پیدا کردن دمیر و مشخص شدن هویتش بود این راز قرار بود موتور اصلی داستان باشه، ولی برای مدت زیادی اونقدر کش داده شد که بعضی وقتا حس میشد داستان به جای اینکه به جواب نزدیک بشه، مدام یه مانع جدید میسازه وقتی یه راز بیش از حد طولانی بشه، ارزش دراماتیکش کم میشه مخاطب باید حس کنه هر قسمت یه قدم به حقیقت نزدیک‌تر میشه، نه اینکه هربار دوباره برگرده سر یه نقطه‌ی جدید فهمیدن راز تئو و اراس توی قسمتای اخیر درواقع باید شروع یه مرحله‌ی جدید باشه مرحله‌ای که سوال اصلی سریالمون دیگه اینکه دمیر کیه نیست، بلکه «این حقیقت قراره چه تغییری توی رابطه‌ی این دو برادر ایجاد کنه؟» هستش اگه سریال دوباره بعد از این راز یه راز بزرگ دیگه فقط برای عقب انداختن رویارویی واقعی آراس و تئو بسازه، همون مشکل قبلی دوباره تکرار میشه و حالا یه چیز دیگه بعضی قسمت‌ها به جای اینکه خط اصلی داستان رو جلو ببرن، زمان زیادی رو صرف خط‌های فرعی میکنن شخصیت‌های فرعی و روابط فرعی ذاتا مشکل نیستن و وجودشون تو هر سریالی واجبه ولی مشکل از جایی شروع میشه که حضورشون هیچ تاثیر قابل‌توجهی روی داستان اصلی نداشته باشه❤️‍🔥
5546052Inicia sesión para ver las estadísticas
ظهر که ریتینگ رو دیدم یه چیزایی توی ذهنم اومد که خب وقت نکردم بگمشون انقدر که درگیر بودم الان که سرم خلوت تر شد گفتم که تا یادم نرفته بگم به شما هم؛ — اول اینکه باید بگم ایستاده تشویق میکنم تک تک بازیگر های سریال و عوامل رو که واقعا کنار هم با تلاش های زیادشون شاهکاری به نام داها 17 رو تحویل ما دادن اکت های شاهکارشون،بازی بی نظیرشون واقعا حرف نداره من از نسرین خوشم نمیاد متاسفانه ولی انقدر داخل قسمت دیشب زیبا بازی کرد که واقعا از طرف خودم افتخارش کردم از اون طرف بازی بی نظیر آتا و چاعان واقعا حرفه ای هستن و ادم لذت میبره از تماشا کردنشون😭🔥 دخترام هم که واقعا با زیباییشون و استعدادشون حسابی ترکوندن و همه‌ی این تلاش ها این سریال تابستونی رو‌ تبدیل به یه شاهکاری کرده که ترکیه فکر نکنم مدت ها بتونه رو دستش چیزی بسازه❤️‍🔥 — ولی معتقدم سریالمون هنوز باگ هایی داره باید رفع شه اصلا قصدم غر زدن یا ایراد گرفتن نیست فقط دارم به چشم یه فندومی این حرفو میزنم که هدف دنبال کردن سریال براش فقط زوج ها و رابطه برادری نیست
5207059Inicia sesión para ver las estadísticas
تیکه تیکه بزارم بخونید اوکیه؟😂🎀
5720133Inicia sesión para ver las estadísticas