𝓢𝗉𝗋𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗇 𝗌𝖾𝗈𝗎𝗅 .
Ir al canal en Telegram
𝗋𝗒𝖾𝗃𝗂 . 𝗐𝗂𝗇𝗋𝗂𝗇𝖺 - 𝖼𝗈𝗇𝗍𝖺𝗂𝗇 𝗐𝗅𝗐 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗍𝗂𝖼𝗄𝖾𝗋 𝗌𝗍𝗎𝖿𝖿 .
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
391
Suscriptores
Sin datos24 horas
-117 días
-1130 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
. 𝐀 𝐄 𝐓 𝐇 𝐄 𝐑
. 𝖨 𝖽𝗋𝗈𝗐𝗇𝖾𝖽 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗊𝗎𝖺𝗀𝗆𝗂𝗋𝖾 𝗈𝖿 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗅𝗈𝗏𝖾
─────────────────────────── 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗂𝗋 𝗇𝗈.𝟤 : 𝗐𝗁𝗈 𝖺𝗋𝖾 𝗎 ?!
Repost from N/a
Repost from N/a
Repost from 𝗁𝗈𝗆𝗂𝖼𝗂𝖽𝖺𝗅 : هـیکي .
the forbidden room .
heeki oneshot . valentino .
انگشت شست خودش رو روی چونهی کوچیک و باریک هیسونگ گذاشت و با فشار محکمی که بهش وارد کرد به آرومی دهن اون بیچاره رو باز کرد و بلافاصله تمام حجم دیکش رو وارد دهان هیسونگ کرد، هیسونگ با بغض و التماس به نیکی نگاه کرد. اما این نگاه فقط باعث این شد که کمربند دور گردنش اجازه نفس کشیدن هم بهش نده و نیکی بازو های ظریف پسر رو بیشتر به پایین فشار بده و همین باعث شد تا بدنهی اسلحه کاملا داخل هیسونگ فرو بره، میخواست داد بکشه. اما وجود دیک پسر توی دهنش این اجازه رو نمیداد.
Repost from 𑜰𝖺𝗌𝗂𝗌.
𝙑𝙞𝙧𝙜𝙞𝙣𝙞𝙩𝙮 𝙇𝙤𝙨𝙨: 𝙅𝙖𝙠𝙚 𝙭 𝙉𝙞𝙠𝙞
Notes: Experienced Niki!_ unexperienced Jak!_ Virgin Jake_ Unprotected Sex( Please don't do this) _Cheating( both from Jake and his bf)_ Sex on his bfs bed sheets_ Niki manipulative mf
Repost from Exit
This is "𝙍𝙚𝙛𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣" ↯
ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon
دقیقا موقعی که جیک فکر میکنه بیشتر از همیشه دوست دخترشو دوست داره، سر و کله ی هیسونگ پیدا میشه و همه چیز رو خراب میکنه. جیک هم سعی میکنه با زور بازو از زندگیش بندازتش بیرون، اما انگار قراره مثل چسب دوقلو بچسبن به هم؟
Repost from Maison Étherelle 🆙️
Vampire born
Genre: Dark Romance · Fantasy · Mystery · Horror · Historical · Tragedy · Gothic · Smut
-اونا بهم میگن که من ترسناکم، میگن طلسم شدم، چون وقتی عصبانی میشم، مردمک چشمام قرمز میشه و موجودی رو میبینم که هیچکس جز من نمیتونه ببینتش. موجودی که...ظاهرا پوست برفی داره و قدش بلنده. هر وقت با تو حرف میزنم، بقیه ازم فرار میکنن... راستش، خودمم ازت میترسم، ولی تو هیچوقت بهم آسیب نزدی...پس چرا رهام نمیکنی و دست از سرم برنمیداری؟ من فقط میخوام یه بچهی عادی باشم. نمیخوام از خودم بترسم، نمیخوام همه ازم فرار کنن... چرا باید متفاوت بودن انقدر درد داشته باشه؟
Veins of Fate ٫ Part 2
Repost from 𝗁𝗈𝗆𝗂𝖼𝗂𝖽𝖺𝗅 : هـیکي .
the forbidden room .
heeki oneshot . valentino .
انگشت شست خودش رو روی چونهی کوچیک و باریک هیسونگ گذاشت و با فشار محکمی که بهش وارد کرد به آرومی دهن اون بیچاره رو باز کرد و بلافاصله تمام حجم دیکش رو وارد دهان هیسونگ کرد، هیسونگ با بغض و التماس به نیکی نگاه کرد. اما این نگاه فقط باعث این شد که کمربند دور گردنش اجازه نفس کشیدن هم بهش نده و نیکی بازو های ظریف پسر رو بیشتر به پایین فشار بده و همین باعث شد تا بدنهی اسلحه کاملا داخل هیسونگ فرو بره، میخواست داد بکشه. اما وجود دیک پسر توی دهنش این اجازه رو نمیداد.
Repost from N/a
️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️me nd who ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️
