📝 Mindary
Ir al canal en Telegram
دانشجوی روانشناسی 🧠 جایی میان کتابها، فکرها، احساسات و روزمرگی. اینجا بخشی از دنیای منه. 🤍 https://t.me/HarfChatBot?start=16d5b6d075d3
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
677
Suscriptores
-34524 horas
-1 1367 días
+21730 días
Archivo de publicaciones
675
اگه میدونستین چقدر طول میکشه تا بعضی آدمها دوباره سلامت روان و شادی خودشون رو بازیابی کنن،متوجه میشدین که چرا اینقدر رو آدمای اطرافشون حساسن و
چرا در مورد افرادی که اجازه دارن تو زندگیشون باشن، سختگیر هستن وباکوچکترین رفتارِ سمی یا علت های دیگه ای، درها رو میبندن و فاصله میگیرن...
675
و در پایان زندگی نوشت:
زندگی کردن برای آدمهایی که زیادی به همه چیز اهمیت می دهند ، سخت تر است.
675
خب، بریم ببینیم اون چیزی که گفتم دقیقاً یعنی چی؟ 👀
ما آدما وقتی با یه موقعیت یا احساس خیلی ناخوشایند روبهرو میشیم، همیشه نمیتونیم مستقیم باهاش مواجه بشیم. اینجاست که ذهنمون ممکنه از دفاعهای روانی استفاده کنه.
در واقع دفاعها یه جور راهِ ذهن برای کم کردن فشار روانیه؛ یعنی کمک میکنن یه احساس، فکر یا واقعیت سخت، موقتاً قابلتحملتر بشه.
مثلاً فرض کن یه اتفاقی افتاده که واقعاً ناراحتت کرده، ولی به جای اینکه با ناراحتیت روبهرو بشی، سریع میگی:
«بیخیال، اصلاً مهم نبود.»
یا یه اتفاقی افتاده و به جای اینکه بگی «من از این موضوع ناراحتم»، شروع میکنی کلی دلیل منطقی آوردن که چرا اصلاً نباید ناراحت باشی.
اینجا ممکنه با انکار یا عقلانیسازی طرف باشیم.
یا مثلاً از یه نفر عصبانی هستی، ولی نمیتونی خشمتم رو به خودش نشون بدی و بعد سر یه آدم دیگه خالی میکنی؛ این میتونه جابجایی باشه.
یه مورد دیگه هم فرافکنیه؛ یعنی یه احساس یا ویژگی رو که پذیرفتنش در خودمون سخته، بیشتر در آدمهای دیگه ببینیم.
اما یه نکته خیلی مهم:
دفاع روانی لزوماً چیز بدی نیست.
همهی ما از دفاعها استفاده میکنیم. اصلاً قرار نیست هر بار که کسی انکار کرد یا چیزی رو توجیه کرد، بگیم «پس مشکل روانی داره!» 😂
دفاعها وقتی میتونن مشکلساز بشن که خیلی تکراری و انعطافناپذیر بشن؛ یعنی تقریباً هر بار که با یه احساس یا مسئله سخت روبهرو میشیم، به جای مواجه شدن باهاش، از همون راه فرار کنیم.
چون ممکنه در لحظه حالمون رو بهتر کنه، ولی در بلندمدت باعث بشه اصل مسئله همچنان سر جاش بمونه.
ذهن همیشه دنبال این نیست که حقیقت رو به ما نشون بده؛ گاهی اول میخواد کمکمون کنه که تحملش کنیم.
برای همین دفعهی بعد که خودت یا کسی رو دیدی که میگه:
«اصلاً برام مهم نیست.»
شاید بد نباشه یه لحظه فکر کنی…
واقعاً مهم نیست؟
یا ذهنش داره کمکش میکنه فعلاً باهاش کنار بیاد؟ 👀🧠
675
تا حالا شده یه چیزی خیلی ناراحتت کنه،
ولی سریع به خودت بگی:
«بیخیال، اصلاً مهم نبود»؟ 👀
شاید ذهنت فقط داشته ازت محافظت میکرده…
امشب راجع به دفاعهای روانی حرف میزنیم. 🧠
675
‘گاهی یک نفر را آنقدر دوست داری که نبودنش فقط نبودنِ یک آدم نیست؛ انگار بخشی از روزهایت، عادتهایت و حتی آیندهای که برای خودت ساخته بودی، با او میرود.
الیف شافاک’
675
‘من تو را برای تمام شدن تنهاییام نمیخواهم؛ تو را میخواهم چون وقتی کنار تو هستم، تنهایی دیگر چیزی نیست که از آن بترسم. تو به من یاد دادی که گاهی حضور یک نفر میتواند سکوت را زیبا کند، روزهای معمولی را به خاطره تبدیل کند و آدم را دوباره با زندگی آشتی بدهد.
آنا گاوالدا’
675
‘و من تو را دوست داشتم، نه چون جهان در کنار تو زیباتر بود؛ بلکه چون در کنار تو، خودم کمتر شبیه کسی بودم که از خودم ساخته بودند.
محمود درویش’
675
‘تو را به خاطر نداشتههایت دوست ندارم؛ به خاطر آن چیزی دوستت دارم که وقتی کنار منی، درونم بیدار میشود. انگار بخشی از خودم را که سالها گم کرده بودم، دوباره پیدا میکنم.
مارگات اتوود’
