es
Feedback
Meeras

Meeras

Ir al canal en Telegram

میراث بلوچ آرشیوی از تاریخ، فرهنگ، هنر، زبان، موسیقی و زندگی مردم بلوچستان روایت‌هایی مستند از میراثی که باید دیده، شناخته و حفظ شود. Balouch art, culture and language 📍بلوچستان https://t.me/meeras_balouch ارتباط با مدیر کانال : @Cyrusdavoudiart

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
303
Suscriptores
-224 horas
+47 días
+1930 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
بلوچی زبان @meeras_balouch
بلوچی زبان @meeras_balouch
54008Loading...
@meeras_balouch
@meeras_balouch
62105Loading...
Sin texto...
0000Loading...
Sin texto...
0000Loading...
@meeras_balouch
@meeras_balouch
62004Loading...
Laila_De_G_Lade_Laila_De_Abdul_Khaliq_Farhad_Nosheen_Qambrani_New.mp3
70104Loading...
🪶 ابزارهای فراموش‌شدهٔ بلوچستان 🫙 هینزَک در بلوچستان، به این مشک پوستی سنتی «هینزَک» می‌گویند؛ ظرفی ساخته‌شده از پوست دام که در زندگی سنتی بلوچ برای فرآوری و نگهداری فرآورده‌های دامی استفاده می‌شده است. هینزک تنها یک ظرف برای نگهداری روغن نبود؛ بلکه بخشی از فرایند آماده‌سازی دوغ محلی و کرهٔ حیوانی نیز به شمار می‌آمد. 🥛 هینزک و دوغ محلی یکی از کاربردهای مهم هینزک، استفاده از آن در تهیهٔ دوغ سنتی بود. شیر و فرآورده‌های لبنی در زندگی دامداری بلوچ جایگاه مهمی داشتند و مشک‌های پوستی امکان می‌دادند این مواد در ظرفی مناسب برای زندگی کوچ‌نشینی و روستایی آماده و نگهداری شوند. 🧈 از دوغ تا کره هینزک در تهیهٔ کرهٔ حیوانی نیز کاربرد داشت. دوغ یا خامهٔ حاصل از شیر در مشک ریخته می‌شد و با تکان‌دادن و زدن مداوم، چربی از بخش مایع جدا می‌شد و کره شکل می‌گرفت. به این ترتیب، هینزک تنها یک وسیلهٔ نگهداری نبود؛ بلکه می‌توانست بخشی از فرایند سنتی تبدیل شیر به دوغ و کره باشد. 🫙 نگهداری روغن حیوانی یکی دیگر از کاربردهای هینزک، نگهداری روغن حیوانی بود؛ ماده‌ای ارزشمند که از فرآورده‌های اصلی دامداری سنتی به شمار می‌رفت و برای مدت طولانی مورد استفاده قرار می‌گرفت. 🌿 ساخته‌شده از طبیعت ساخت چنین مشک‌هایی نشان‌دهندهٔ مهارت مردم در استفاده از پوست دام و مواد طبیعی موجود در محیط بود. در جامعه‌ای که دامداری بخش مهمی از زندگی را تشکیل می‌داد، پوست دام نیز پس از استفاده به ابزاری کاربردی تبدیل می‌شد. هینزک نمونه‌ای از همین فرهنگ است؛ کمترین دورریز، بیشترین استفاده از امکانات طبیعت و تبدیل مواد موجود در محیط به ابزار مورد نیاز زندگی. امروز بسیاری از این ابزارها از زندگی روزمره کنار رفته‌اند، اما نام و کاربردشان بخشی از حافظهٔ مادی و فرهنگی بلوچستان را حفظ کرده است. هینزَک؛ مشکی از پوست، برای دوغ، کره و روغن حیوانی؛ یادگاری از شیوهٔ زندگی سنتی بلوچ. 🌴🐪 #میراث_بلوچ #ابزارهای_فراموش_شده_بلوچستان #هینزک #فرهنگ_بلوچ #بلوچستان #میراث_فرهنگی https://t.me/meeras_balouch
70006Loading...
Sin texto...
58003Loading...
🌿 ابزارهای فراموش‌شدهٔ بلوچستان روپگ؛ جارویی از دلِ داز گاهی برای شناخت یک فرهنگ، لازم نیست سراغ اشیای گران‌قیمت یا باشکوه برویم؛ گاهی یک جارو می‌تواند بخشی از تاریخ زندگی مردم را برایمان روایت کند. روپگ یکی از ابزارهای ساده و قدیمی مردم بلوچ است؛ نوعی جارو که از مواد گیاهی، به‌ویژه بخش‌های به‌جامانده از برگ‌های درخت داز، ساخته می‌شده است. در منابع مربوط به صنایع دستی بلوچستان نیز «روپگ» در کنار پروند، سواس، کچو، سمان، سفت و کپات به‌عنوان یکی از محصولات تگردبافی معرفی شده است. داز؛ ماده‌ای برای زندگی داز، نوعی نخل وحشی است که در بخش‌هایی از بلوچستان می‌روید. مردم بلوچ از گذشته بخش‌های مختلف این گیاه را به شکل‌های گوناگون در زندگی روزمره به کار می‌گرفتند. از برگ و الیاف آن، وسایل متنوعی ساخته می‌شد؛ از زیرانداز و جانماز گرفته تا سبد، خورجین، صندل و پروند. روپگ نیز یکی از همین محصولات بود. چگونه ساخته می‌شد؟ در برخی روایت‌های محلی، هنگام ساخت وسایل حصیری از داز، حاشیه‌ها و بخش‌های اضافی برگ که دیگر برای بافت اصلی مناسب نبودند، کنار گذاشته می‌شدند و از همین قسمت‌ها برای ساخت روپگ استفاده می‌کردند. به این ترتیب، ماده‌ای که ممکن بود دور ریخته شود، دوباره وارد چرخهٔ زندگی می‌شد. این موضوع نمونه‌ای زیبا از استفادهٔ کامل از منابع طبیعی در زندگی سنتی بلوچستان است. روپگ چه کاربردی داشت؟ کار اصلی روپگ، همان‌طور که از نام و کاربرد آن برمی‌آید، جارو کردن و تمیز کردن خانه و محیط زندگی بود. ساختار گیاهی و نسبتاً زبر آن برای جمع کردن گردوغبار و خرده‌ریزهای کف مناسب بود و در خانه‌های سنتی کاربرد داشت. منابع محلی نیز روپگ را جارویی قدیمی برای نظافت خانه معرفی کرده‌اند. یک جارو، یک فرهنگ روپگ شاید در نگاه امروز وسیله‌ای بسیار ساده باشد؛ اما پشت همین سادگی، چند ویژگی مهم از زندگی سنتی بلوچ دیده می‌شود: 🌴 شناخت دقیق طبیعت 🌿 استفاده از مواد موجود در محیط 🧺 مهارت در بافت و ساخت ابزار ♻️ استفاده دوباره از مواد اضافی 🏠 تأمین نیازهای روزمره با امکانات بومی روپگ نشان می‌دهد که در زندگی سنتی بلوچستان، حتی چیزی به سادگی یک جارو نیز می‌توانست از دل طبیعت و با مهارت دست انسان ساخته شود. امروز جاروهای صنعتی و پلاستیکی جای بسیاری از این ابزارهای سنتی را گرفته‌اند؛ اما روپگ هنوز بخشی از فرهنگ مادی و صنایع دستی بلوچستان است و نمونه‌های آن در برخی مناطق ساخته و استفاده می‌شوند. روپگ؛ جارویی ساده، ساخته‌شده از داز، برای خانه‌ای که زمانی با دست و طبیعت اداره می‌شد. 🌿 میراث بلوچ؛ روایت ابزارهایی که زمانی بخشی از زندگی بودند. #میراث_بلوچ #ابزارهای_فراموش_شده_بلوچستان #روپگ #داز #تگرد #حصیربافی #فرهنگ_بلوچ #بلوچستان #میراث_فرهنگی https://t.me/meeras_balouch
69004Loading...
Sin texto...
74102Loading...
🌾 ابزارهای فراموش‌شدهٔ بلوچستان تال؛ ظرفِ خمیرِ نان بلوچ نان در زندگی سنتی مردم بلوچستان تنها یک خوراک ساده نبود؛ نان بخشی از زندگی روزمره و سفرهٔ خانواده بود و آماده‌کردن آن، مجموعه‌ای از مهارت‌ها و ابزارهای ساده را می‌طلبید. یکی از این ابزارها «تال» بود. در زبان بلوچی، تال (Tal) به ظرفی گفته می‌شود که در آن آرد را خمیر می‌کردند. این کاربرد در فهرست واژگان و ابزارهای سنتی بلوچ نیز ثبت شده است. تال در واقع یکی از ابزارهای ابتدایی و ضروری برای آماده‌سازی خمیر بود؛ جایی که آرد و آب با یکدیگر ترکیب می‌شدند و خمیر برای پخت نان آماده می‌شد. از آرد تا نان در آشپزخانهٔ سنتی، آماده‌سازی نان یک فرایند پیوسته بود: آرد → آب → خمیر کردن → استراحت خمیر → شکل دادن → پخت تال در همان مرحله‌ای قرار داشت که آرد باید با آب ترکیب و به خمیر تبدیل می‌شد. این کار، برخلاف امروز که بسیاری از مراحل با وسایل صنعتی انجام می‌شود، با دست و ابزارهای ساده انجام می‌گرفت. خمیر با دست ورز داده می‌شد تا به قوام مناسب برسد و سپس برای پخت آماده می‌شد. تال؛ یک ظرف ساده، یک نقش مهم شاید در نگاه نخست، ظرفی برای خمیر کردن آرد وسیله‌ای معمولی به نظر برسد؛ اما همین اشیای ساده بخش مهمی از فرهنگ مادی و زندگی روزمره را تشکیل می‌دادند. ابزارهایی مانند تال به ما نشان می‌دهند که در گذشته، بسیاری از مراحل تهیهٔ غذا در داخل خانه و با وسایلی انجام می‌شد که برای همان نیاز ساخته و استفاده می‌شدند. در کنار تال، در فهرست ابزارهای سنتی بلوچ نام وسایل دیگری مانند نان‌گوج، ابزار فلزی جدا کردن نان از روی «تین»، و هش، آسیاب دستی، نیز دیده می‌شود. بنابراین اگر بخواهیم مسیر تهیهٔ نان سنتی را بازسازی کنیم، تال تنها یک قطعه از یک مجموعهٔ بزرگ‌تر است؛ مجموعه‌ای که از آسیاب کردن دانه و تهیهٔ آرد آغاز می‌شد و به خمیر کردن و پخت نان می‌رسید. چرا باید تال را به یاد بیاوریم؟ امروز بسیاری از این ابزارها از زندگی روزمره کنار رفته‌اند و جای خود را به ظروف و وسایل جدید داده‌اند. اما نام‌هایی مانند تال، هش، جوگن و نان‌گوج بخشی از واژگان و حافظهٔ زندگی سنتی بلوچستان هستند. ثبت این نام‌ها فقط ثبت نام یک وسیله نیست؛ بلکه ثبت بخشی از شیوهٔ زندگی، آشپزی و فرهنگ روزمرهٔ مردم بلوچ است. 🌾 تال؛ ظرفی ساده برای کاری که هر روز، بخشی از زندگی بود. 🌿 میراث بلوچ؛ روایت ابزارهایی که زمانی بخشی از زندگی بودند. #میراث_بلوچ #ابزارهای_فراموش_شده_بلوچستان #تال #فرهنگ_بلوچ #بلوچستان #نان_بلوچی #آشپزی_سنتی #میراث_فرهنگی https://t.me/meeras_balouch
73009Loading...
Sin texto...
73104Loading...
🔸 ابزارهای فراموش‌شدهٔ بلوچستان جوگن؛ یا دان چوپ ، هاونِ خانه‌های بلوچ پیش از آنکه آسیاب‌ها و دستگاه‌های امروزی جای بسیاری از ابزارهای دستی را بگیرند، آماده‌کردن مواد غذایی در خانه نیازمند ابزارهایی ساده اما کارآمد بود. یکی از این ابزارها «جوگن» بود؛ واژه‌ای بلوچی برای نوعی هاون و دان‌کوب سنتی که در زندگی روزمره برای کوبیدن و خرد کردن مواد مختلف به کار می‌رفت. جوگن در کنار هَش، یعنی آسیاب دستی، بخشی از مجموعه ابزارهایی بود که مردم با کمک آن‌ها مواد غذایی را برای پخت‌وپز آماده می‌کردند. کاربرد جوگن چه بود؟ از هاون برای کوبیدن و خرد کردن مواد مختلف استفاده می‌شد؛ از دانه‌ها و غلات گرفته تا برخی مواد غذایی و گیاهی. یکی از کاربردهای ثبت‌شدهٔ آن، کوبیدن گندم برای جدا کردن پوستهٔ اولیهٔ آن بوده است. در این روش، گندم را با کمک جوگن و مقداری آب جوش می‌کوبیدند تا پوستهٔ اولیه جدا شود و گندم برای پخت آماده‌تر شود. بنابراین جوگن تنها یک وسیلهٔ ساده برای خرد کردن نبود؛ بخشی از فرایند آماده‌سازی غذا در آشپزخانهٔ سنتی بود. جوگن و زندگی روزمره اهمیت چنین ابزاری را باید در شرایط زندگی گذشته دید. در خانه‌ای که آسیاب برقی، غذاساز و دستگاه‌های امروزی وجود نداشت، قدرت دست، سنگ، چوب و ابزارهای ساده نقش مهمی در آماده‌سازی غذا داشتند. جوگن با ساختاری ساده، امکان می‌داد مواد سخت و دانه‌های مختلف به کمک کوبیدن به اندازه و حالت مناسب برای مصرف برسند. این ابزار همچنین نشان می‌دهد که در فرهنگ مادی بلوچستان، بسیاری از نیازهای روزمره با ابزارهایی برطرف می‌شد که از مواد در دسترس محیط ساخته شده بودند. جوگن در کنار هَش در فهرست ابزارهای سنتی بلوچستان، نام هَش به‌عنوان آسیاب دستی و جوگن به‌عنوان هاون در کنار یکدیگر آمده است. این دو ابزار اگرچه هر دو برای آماده‌سازی مواد غذایی کاربرد داشتند، اما یکسان نبودند: هَش → آسیاب و خردکردن با سازوکار سایشی جوگن → کوبیدن و دان‌کوبی با ضربه همین تفاوت کوچک، نشان‌دهندهٔ تنوع ابزارهای سنتی در آشپزخانه‌های بلوچستان است. امروز جوگن در بسیاری از خانه‌ها دیگر کاربرد روزمرهٔ گذشته را ندارد؛ اما نام آن در حافظهٔ واژگانی و فرهنگی مردم بلوچ باقی مانده است. گاهی یک شیء ساده، بیشتر از آنچه به نظر می‌رسد دربارهٔ زندگی گذشته به ما می‌گوید؛ جوگن، صدای کوبیدن دانه‌ها در آشپزخانه‌های قدیمی بلوچستان است. 🌿 میراث بلوچ؛ روایت ابزارهایی که زمانی بخشی از زندگی بودند. #میراث_بلوچ #ابزارهای_فراموش_شده_بلوچستان #جوگن #هش #فرهنگ_بلوچ #بلوچستان #میراث_فرهنگی #ابزار_سنتی https://t.me/meeras_balouch
70006Loading...
Sin texto...
65104Loading...
ابزارهای فراموش‌شدهٔ بلوچستان پَروند؛ کمربندِ نخل‌بان بلوچ در زندگی سنتی مردم بلوچستان، نخل فقط یک درخت نبود؛ بخشی از زندگی، خوراک و اقتصاد خانواده بود. خرما، رطب و دیگر محصولات نخلستان، حاصل ماه‌ها مراقبت و کار نخل‌دار بود؛ اما رسیدن به خوشه‌های خرما در بالای نخل‌های بلند، خود مهارتی دشوار و خطرناک به شمار می‌رفت. یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که برای این کار ساخته شده بود، پَروند یا پَرند نام داشت. پَروند وسیله‌ای محکم و انعطاف‌پذیر برای بالا رفتن از تنهٔ نخل بود؛ ابزاری که در منابع مربوط به صنایع دستی بلوچستان نیز به‌عنوان یکی از محصولات ساخته‌شده از الیاف گیاهی معرفی شده است. پَروند چگونه ساخته می‌شد؟ در روایت‌های محلی، پَروند از الیاف و برگ‌های نخل و در برخی مناطق از داز و سیس ساخته می‌شده است. الیاف را به شکل رشته‌های محکم درمی‌آوردند و با تابیدن و بافتن آن‌ها، طنابی مقاوم می‌ساختند. در برخی شیوه‌ها رشته‌ها چندلایه و بسیار فشرده بافته می‌شدند تا بتوانند وزن انسان را تحمل کنند. در بعضی روایت‌ها طول پَروند حدود دو تا سه متر ذکر شده و یک سر آن شکاف یا حلقه‌ای داشته تا سر دیگر از آن عبور کرده و وسیله به شکل حلقه‌ای دور تنهٔ نخل قرار گیرد. چگونه با آن از نخل بالا می‌رفتند؟ پَروند را دور تنهٔ نخل قرار می‌دادند و آن را محکم می‌کردند. نخل‌بان در فضای حلقه‌ای شکلِ پَروند قرار می‌گرفت و با تکیه دادن بدن و فشار دادن پَروند به تنهٔ نخل، همراه با حرکت دست‌ها و پاها، به‌تدریج بالا می‌رفت. نکتهٔ مهم این بود که قسمت پشتی و محل اتکای پَروند باید محکم به تنهٔ نخل بچسبد تا تعادل فرد حفظ شود. در روایت‌های محلی، نخل‌بانان ماهر می‌توانستند با همین وسیله از نخل‌های بسیار بلند بالا بروند و دوباره پایین بیایند. ابزارِ یک نخل‌دار پَروند فقط برای چیدن خرما نبود. نخل‌بان با استفاده از آن می‌توانست برای کارهایی مانند رسیدگی به نخل، هرس کردن و دسترسی به خوشه‌های خرما به ارتفاع نخل برسد. در زمان برداشت نیز سبد یا وسیلهٔ جمع‌آوری خرما در کنار فرد قرار می‌گرفت و محصول پس از چیدن به پایین منتقل می‌شد. به همین دلیل، پَروند را می‌توان یکی از ابزارهای مهم در فرهنگ نخل‌داری سنتی بلوچستان دانست؛ ابزاری ساده که بدون فلز، موتور یا تجهیزات امروزی، امکان کار کردن در ارتفاع را برای نخل‌بان فراهم می‌کرد. از «داز» تا زندگی داستان پَروند فقط داستان یک طناب نیست. در بسیاری از مناطق بلوچستان، بخش‌های مختلف نخل و گیاه داز به مواد اولیهٔ وسایل گوناگون زندگی تبدیل می‌شدند؛ از حصیر و سبد و جارو گرفته تا پاپوش و ابزارهای کار. در فهرست محصولات حصیربافی بلوچستان، در کنار پَروند، نام‌هایی مانند سواس، روپگ، کچو، سمان، سفت و کپات نیز دیده می‌شود. یعنی یک درخت و یک مادهٔ طبیعی، می‌توانست از زیر پای انسان تا بالای سر او در نخلستان، بخشی از نیازهای زندگی را تأمین کند. امروز با ورود ابزارهای جدید و روش‌های مکانیزهٔ نخل‌داری، استفاده از پَروند سنتی بسیار کمتر شده است؛ به همین دلیل این ابزار را می‌توان یکی از نمونه‌های ارزشمند دانش و فناوری بومیِ در حال فراموشی دانست. پَروند یادآور مهارتی است که نسل‌های گذشته با آن، با دست‌های خود به بلندای نخل می‌رسیدند. 🌴 میراث بلوچ؛ روایت ابزارهایی که زمانی بخشی از زندگی بودند. #میراث_بلوچ #ابزارهای_فراموش_شده_بلوچستان #پروند #پرند #نخلستان #نخل_داری #خرما #داز #فرهنگ_بلوچ #بلوچستان #میراث_فرهنگی https://t.me/meeras_balouch
89007Loading...
Sin texto...
82105Loading...
🔥 بوسوچ؛ آتشدانِ عطرآگینِ بلوچستان در میان وسایل و ابزارهای سنتی بلوچستان، برخی اشیا تنها یک وسیلهٔ کاربردی نبوده‌اند؛ بلکه بخشی از فضای خانه، آیین، بو و خاطرهٔ زندگی مردم بوده‌اند. بوسوچ یکی از همین ابزارهای قدیمی است؛ ظرفی که برای سوزاندن مواد خوشبو، به‌ویژه سوچکی، استفاده می‌شده است. بوسوچ معمولاً از سفال و خاک رس ساخته می‌شده و در بدنهٔ آن سوراخ‌هایی برای عبور دود و جریان هوا وجود داشته است. شکل‌های محلی آن می‌توانسته متفاوت باشد و نمونه‌هایی با درپوش نیز وجود داشته است. روش استفاده از آن نیز جالب بوده است: ابتدا زغال را جداگانه روی آتش قرار می‌دادند تا کاملاً گداخته و سرخ شود. سپس زغال‌های آماده را در بوسوچ می‌گذاشتند و قطعات کوچکی از سوچکی را روی زغال قرار می‌دادند. سوچکی ماده‌ای معطر و گیاهی بوده که از ترکیب مواد خوشبو تهیه می‌شده و می‌توانسته رایحه‌های متفاوتی داشته باشد. با قرار گرفتن آن بر روی زغال، دود و رایحهٔ خوش آن در فضا می‌پیچید. به این ترتیب، بوسوچ وسیله‌ای برای بخوردادن و خوشبو کردن فضای خانه و لباس و محیط بوده است؛ چیزی شبیه آتشدان‌های سنتی که در فرهنگ‌های مختلف برای پراکندن رایحه‌های خوش استفاده می‌شده‌اند. اما کاربرد بوسوچ تنها به خوشبو کردن محیط محدود نمی‌شده است. در گزارش‌های مربوط به موسیقی و آیین گواتی/دمال بلوچستان، بوسوچ در کنار وسایلی مانند «تین» (تاوه)، «سوچکی» و «زهرین تیل» از وسایل مرتبط با بساط خلیفه معرفی شده است. در جریان این آیین، سوچکی را در بوسوچ می‌سوزاندند و دود آن را به سوی بیمار و خلیفه می‌رساندند. بنابراین بوسوچ را می‌توان نه فقط یک ظرف سفالی، بلکه بخشی از فرهنگ حسی بلوچستان دانست؛ وسیله‌ای که با خاک، آتش، دود و عطر پیوند خورده و بخشی از حافظهٔ زندگی سنتی مردم بلوچ را در خود نگه داشته است. امروز نمونه‌های بوسوچ همچنان در برخی نقاط بلوچستان شناخته می‌شوند و نام آن در کنار سوچکی، هنوز برای بسیاری از بلوچ‌ها آشناست. میراث بلوچ؛ روایت اشیایی که زندگی را ساخته‌اند. #میراث_بلوچ #بلوچستان #بوسوچ #سوچکی #فرهنگ_بلوچ #صنایع_دستی #میراث_فرهنگی https://t.me/meeras_balouch
127106Loading...
Sin texto...
121206Loading...
دالُک؛ سنگی که بخشی از زندگی مسالمت آمیز بلوچ با طبیعت: گاهی میراث فرهنگی، نه یک بنای باشکوه است و نه یک شیء موزه‌ای؛ گاهی دو تکه سنگ ساده است که سال‌ها در گوشه یک خانه کار کرده‌اند. دالُک (Dalokh) یک آسیاب دستی سنگی است که نمونه‌ای از آن در گوادَر، در منطقه مکران مستند شده است.هر چند تمامی نسل های گذشته در همه ی جوامع و کشورها از چنین ابزاری استفاده می‌کرده اند . دالُک از دو سنگ گرد تشکیل می‌شود؛ سنگ پایینی ثابت است و سنگ بالایی روی آن می‌چرخد. دانه از سوراخی در مرکز سنگ بالایی وارد می‌شود و در اثر چرخش دو سنگ روی یکدیگر، خرد و آسیاب می‌شود. #آسیاب_دستی #جنتر #دالک از دانه تا غذا دالُک برای آماده‌سازی مواد غذایی و آسیاب کردن غلات به کار می‌رفته و در تهیه برخی غذاهای سنتی نیز کاربرد داشته است؛ از جمله Batt-o-Maash / Maash Brinj بتءُ ماش، که در مستندسازی انجام‌شده به آن اشاره شده است. اما داستان دالُک فقط به کاربرد آن ختم نمی‌شود. سنگ‌هایی از ساحل جیوَنی بر اساس دانش محلی ثبت‌شده در مکران، سنگ مورد استفاده برای ساخت دالُک از سواحل نزدیک جیوَنی جمع‌آوری می‌شده است. مردم سنگ‌هایی را که برای این کار مناسب می‌دانستند انتخاب می‌کردند و آنها را برای استفاده به شکل آسیاب آماده می‌کردند. در روایت محلی، این باور نیز وجود داشته که دریا این سنگ‌های مناسب را به ساحل آورده است. میراثی که از یک نسل به نسل دیگر رسید نمونه‌ای که در گوادَر مستند شده، یک شیء خانوادگی است که بنا بر اطلاعات ثبت‌شده، از مادربزرگ صاحب آن به مادرش منتقل شده است. سن دقیق این دالُک مشخص نیست؛ اما همین سابقه خانوادگی نشان می‌دهد که ارزش آن تنها در جنس و کارکردش نیست، بلکه بخشی از خاطره یک خانواده را نیز با خود حمل می‌کند. امروز با گسترش آسیاب‌ها و وسایل برقی، دالُک دیگر مانند گذشته در زندگی روزمره کاربرد ندارد و پیدا کردن سنگ مناسب برای ساخت آن نیز دشوارتر شده است. شاید به همین دلیل است که باید به اشیای ساده زندگی روزمره هم توجه کنیم؛ چون گاهی تاریخ یک خانه، در چیزی به سادگی دو سنگ گرد پنهان شده است. ــــــــــــــــــــــــــــ دالُک | Dalokh نوع: آسیاب دستی سنگی کاربرد: آسیاب و خرد کردن غلات و مواد غذایی جنس: سنگ طبیعی منطقه: مکران نمونه مستندشده: گوادَر سنگ مورد استفاده در روایت محلی: سواحل نزدیک جیوَنی سن دقیق نمونه: نامعلوم تاریخ مستندسازی نمونه: ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ منبع: Kónj Studio، «Dalokh»، منتشرشده در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶. #میراث_بلوچ #بلوچستان #مکران #گوادَر #دالک #میراث_فرهنگی https://t.me/meeras_balouch
69006Loading...
Sin texto...
70104Loading...