نشانیِ سوّم
Ir al canal en Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
Mostrar más807
Suscriptores
-1024 horas
+117 días
-12030 días
Archivo de publicaciones
818
این شبها حتی سریالِ جنایی دیدن هم دیگه حال نمیداد چون زندگیِ عادی بیشتر از فیلم هیجان داشت. اگه تو سریال ۳ نفر کشته میشد، تو واقعیت ۱۳ نفر خبرش میرسید.
818
امشب سینما خیلی خندهدار بود. با نگین بودم. "آقایِ زالو" دیدیم و هر لحظه حقیقتِ مسئولین رو نشون میداد. هی هر ثانیه یکی وسطِ فیلم میگفت عه شمخانی! عه فلانی!
🤡🤡🤡🤡🤡✨✨✨✨
818
اینروزا نمیدونیم باید خوشحال باشیم یا ناراحت. تنها چیزی که میدونیم اینه که باید، باید، باید شجاع باشیم.
818
شبها دنیا اندازهیِ من بزرگ است و قلبم اندازهیِ تو کوچک.
مشکل این است که برایِ تو تنگ میشود.
818
شب، دختربچهای با چشمهایِ ستاره از اسبِ چوبی بالارفت و با تمامِ تجربههایِ نکرده به من نگاهکرد. فرشِ قرمز پهن شد. زبانِ مادری برایش لالایی خواند و من انگار همیشه او را میشناختم.
تو بگو، ما وقتی، شبی، خانهیِ مادربزرگ، پُشتی هایِ رنگی، اتفاقی آن آوازِ ترکی را نشنیدیم؟
من سیبی را یادم میآید که هیچگاه ندیدهام. بهخواب زدنی ناشیانه در کودکی. یادت هست؟
تو مرا در خوابِ کودکی ندیدهای؟
آن نسیمِ خنک، آن شب بالا پشتِ بام و افسانهها، آن لالایی و حرفزدنی که تو بلد بودی اما من نه. رمزنگاری میکردی.
تو آنجا نبودهای؟ من این ماهیِ خواب را جایِ تمامِ خاطرات و آدمها گذاشتم. انگار هیچوقت هیچکس نبود جز تو. انگار هنوز چیزی هست که هر دو از یادمان رفته باشد. چیزی شبیهِ جادو.
818
یعنی sense of humor ای که هموطنام وسطِ بدبختیهاشون دارن به خدا هیچجا پیدا نمیکنید. عاشقشونم.
818
یک ایرانیِ اصیلم جداً! در حساسترین لحظاتِ تاریخ ساعت دو نصفه شب دارم نونخامهای میخورم و سرِ جوکهایی که مردم از قضایایِ این اواخر در اوردن غلت میخورم از خنده.
(چشمام پف کرده از گریه با دیدن عزاداری های تو اکسپلور دو دقیقه پیش.)
