عصفورة قلبي🕊
Ir al canal en Telegram
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
241
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
+1330 días
Archivo de publicaciones
241
دلی که دید، که پیرامن خطر میگشت؟
چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشت
هزارگونه غم از چپ و راست دامنگیر
هنوز در تک و پوی غمی دگر میگشت
سرش مدام ز شور شراب عشق خراب
چو مست دائم از آن گرد شور و شر میگشت
چو بیدلان همه در کار عشق میآویخت
چو ابلهان همه از راه عقل برمیگشت
ز بخت، بیره و آیین و پا و سر میزیست
ز عشق، بیدل و آرام و خواب و خور میگشت
هزاربارش از این پند بیشتر دادم
که گرد بیهده کم گرد و بیشتر میگشت
به هر طریق که باشد نصیحتش مکنید
که او به قول نصیحتکنان بتر میگشت
#سعدی
241
اینکه بهنظر میاد چارهای جز درمانهای دارویی نیست داره آزارم میده. نمیخوام بازم ربات شم.
241
بچههای عزیزم شعرها لزوما انعکاس زندگی اون لحظهٔ شاعر نیستن و بعضا برگرفته از تخیل و ماجراهای شنیده یا حتی عکس و فیلمن.
241
چشمهای همیشه پرحرفم،
چند وقتیست ساکت و سردند
مثل سابق میان مردم شهر،
هی به دنبال تو نمیگردند
چشمهای دچار آبی من،
بعد تو، سر به زیرتر شدهاند
جای ماه و ستارهها هر شب،
با اسیران خاک همدردند
تازه فهمیدهاند گورستان،
جای خوبی برای زندگی است
همه مثل هماند؛ بیمارند،
همه سرد و خزانزده؛ زردند
حرفها شبیه خنجرها،
از دهان کسی نمیآیند
همه زیر مترها خاکاند،
فارغ از اینکه مرد و نامردند
■
چشمهای مرا که یادت هست؟
برق شادی همیشه در خود داشت
وقت رفتن ببین که آن کلمات،
چه سرِ چشمهایم آوردند...
#زهرا_ایزدینیا
