es
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

Ir al canal en Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
245
Suscriptores
+224 horas
+27 días
+1930 días
Archivo de publicaciones
تلاشی که برای وصل شدن می‌کنم رو اگه برای پایان‌نامه‌م کرده بودم تا الان تموم شده بود.

من این همه تلاش کردم وصل شم که ببینم هیچ نوتیفی ندارم؟

بهترین سبک زندگی رو اصحاب کهف دارن، زمان خودشون که از اشراف و بزرگان بودن، امپراطورشون رو که بی‌حیثیت کردن، راحت فرار کردن به یه غار تو کوه و به خواب رفتن این همه سال و زمان ظهور حضرت وقتی همه چی داره گل و بلبل می‌شه پا می‌شن.

بچه‌ها چون دوست ندارم ارتباطمون قطع شه، این‌جا رو برای شرایط احتمالی می‌زنم، هیچ قطعیتی وجود نداره ولی اگه چیزی شد از این‌جا می‌شه در ارتباط باشیم. https://ble.ir/Osfourata_qalbi

فک کنم سیمای اینترنت رو کشیدن الان نمیدونن چی به چیه یهو آبی رو وصل می کنن نت نصفی وصل میشه آبی رو قطع میکنن قرمز رو میزنن نصف دیگه وصل میشه بقیه قطع سبز رو میزنن با آبی فیلترشکنا کار میکنه زرد رو میزن فیلترشکن و بله و ایتا باهم قطع میشه »چاهنامه« @OfficialPersiaTwiter

Repost from توییتی
قطع کردن اینترنت: ۱ میلی ثانیه وصل کردن اینترنت: نیاز به تجهیزات و فراهم کردن زیرساخت داره @TweetyChannel | mahdi

واقعا دلم می‌خواد برم تمام دوستام که این مدت ازم خبر گرفتن یا دسترسی نداشتن بهم و بعد وصل شدن پیام دادن رو محکم بغل کنم.

هی می‌گن عربی می‌خونی که چی بیا، فینکنشتاین گفت اولین رشتهٔ دانشگاهی چامسکی عربی بوده.

Repost from توییتی
بدترین دوران تاریخ برای دانشجو بودن. @TweetyChannel | Amirhossein

بی‌چاره آن دلی که به دستم سپرده‌اند...

دلت گرفته اگر، سر به دامنم بگذار ببار تا که شکوفا شوند گل‌هایش... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

أنا بحاجة لأترك رأسي المثقل بكلّ هذه الأحداث على كتفك و يتوقّف العالم للحظات! من نیاز دارم سرم را که با این همه ماجرا سنگین شده، بر روی شانه‌هایت بگذارم و برای چند لحظه، دنیا از حرکت بایستد! #لاادری ترجمه: زهرا ایزدی‌نیا |@loqatalqalb|

گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟ گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم #سجاد_سامانی

«به روی نامه‌هایت قطرۀ اشک است، غمگینی؟» تو می‌پرسیدی و با چشم خون انکار می‌کردم ‌ #سجاد_سامانی

بارها روی از پریشانی به دیوار آورم ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست #سعدی

نه باغ زیتون دارم نه اهل شامم بعد تو مغزم می‌خونن: علی دلعونا وعلی دلعونا زیتون بلادي أطيب ما يكونا

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد...

ابر است گهربار و هوا عنبربیز عاشق ز هوا چون کند آخر پرهیز؟ #سلمان_ساوجی

اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم دلم صد بار می‌گوید که چشم از فتنه بر هم نِه دگر ره دیده می‌افتد بر آن بالای فتانم تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی وگرنه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم رفیقانم سفر کردند هر یاری به اَقصایی خلاف من که بگرفته است دامن در مُغیلانم به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌باید که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی شب هجرم چه می‌پرسی که روز وصل حیرانم شبان آهسته می‌نالم مگر دردم نهان ماند به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم #سعدی

عیدتون مبارک❤️