es
Feedback
-𝘙𝘰𝘮𝘪𝘳𝘭𝘶𝘯𝘢𝘴𝘰𝘭-🪄

-𝘙𝘰𝘮𝘪𝘳𝘭𝘶𝘯𝘢𝘴𝘰𝘭-🪄

Ir al canal en Telegram

|تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم بعد از تـ‌و روا باشد نقض همه پیـمان ها.| -🔮🌞🌙- @lunasolbotttbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
471
Suscriptores
Sin datos24 horas
+367 días
+9030 días
Archivo de publicaciones
با این امیدی که به برگشتنتون دارم چیکار کنم؟

ما دیگه هیچوقت ادامه نداریم دورهم.

اصلانم پایان شب سیه سپید نیست. هیچوقت وا نمیشه اون در. حتی صبرم بکنی. بعد شب تار هم خورشید طلوع نمیکنه. هیچوقتم شب صبح نمیشه. اخرشم نمیخندیم. اخر صبرم سبز نیست.

چنان عزیز بود که سقوطش‌از‌ چشم من،بیشتر از هرچیزی قلب خودم و ویران کرد.

Mensaje de voz00:12

از اینکه الان هیچ‌حسی ندارم میترسم. چون میدونم قراره چجوری اوار شم.

فقط اینکه من هر جور حساب میکنم آدم نور مطلق رو به سیاهی مطلق ترجیح نمیده اقای هادیان. نمیدونم والا.

دختر دیدی آخرش به کیا باختیم؟ یه مشت توهمی :) سوختم،واقعا سوختم.

Mensaje de voz00:17

میگن به زور نباید چیزی رو از کسی بخوایا.

خدانگه‌دار عزیزترین حس قلبم. خدانگه‌دار راه نجاتم. خدانگه‌دار عشق 15سالگیم. خدانگه‌دار آخرین امیدم. خدانگه‌دار خونه‌ی امنم. خدانگه‌دار دنیایِ من. خدانگه‌دار کهکشان رنگا‌رنگ تو ذهنم. خدانگه‌دار ماه و خوشید دنیام. خدانگه دارت باشه همه‌کَسم.

آخرین هفت مرداد و سه دی باهم.

دو ،سه تا کنسرت اکت هربار این درو نداشتیم،داشتیم دق میکردیم. چه برسه به اینکه تا آخر عمر نداریم دیگه چنین چیزی رو.

Mensaje de voz00:12

حرف زیاد دارم. ولی دلشو ندارم بگم. امیدوارم سالم باشید،سلامت باشید،از ته قلبم ارزو میکنم براتون چون قلبم بودین.

وقتی که سعی کردین دلداری بدین حس کردم یکی شاه‌رگمو زده بعد میگه صبر کن الان تموم میشه دیگه، میمیری.

همیشه از قصه‌های سداندی که درمورد شما نوشته میشد فراری و بیزار بودم. غافل از اینکه قراره اخر قصه‌ی واقعیتون سد‌ باشه.

تا ابد یه گوشه‌ی قلبم برای رهامی که امشب دیگه نمیشناختمش ناراحت میمونه.

راه نجاتم بودین،خونه‌ی امنم بودین،عزیزایِ من بودین. پسرایِ ماکانم بودین. دلخوشی زندگیم بودین. هربار کسی دلمو شکوند گفتم به درک هرکی رفت مهم اینه من شمارو دارم. دلم قرصه. رفتین و من و زیر آوار باورام و اعتمادم تنها گذاشتین. نمیگم نمیبخشمتون. میبخشم. میبخشم چون هشت سال هر‌لحظه‌اش با یاد و عشقتون گذشت. سعی میکنم فراموش کنم ماه آخر این خونه رو. امیدوارم وقتی که فهمیدین این راه،راه شما نیست،خیلی دیر نباشه. امیر و رهام ماکانم بودین که شدین رهام ‌هادیان و امیرمقاره.

من یکی زیر بارش دووم نمیارم.