-𝘙𝘰𝘮𝘪𝘳𝘭𝘶𝘯𝘢𝘴𝘰𝘭-🪄
Ir al canal en Telegram
|تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم بعد از تـو روا باشد نقض همه پیـمان ها.| “🤍🌞🌚🎆” @lunasolbotttbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
432
Suscriptores
+2724 horas
+397 días
+3930 días
Número de Publicaciones
Carga de datos en curso...
Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por
Carga de datos en curso...
Análisis de publicación
Mensajes | Ver dinámicas | |||||
پس من هرگز نمیتونم اون سنگ رو پیدا کنم.. | 82 | 3 | 0 | 4 | Loading... | |
خیلی مود بود واقعا :)🤣💔 | 89 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
تمام جهان فهمیدن چه دردتونه | 89 | 3 | 0 | 7 | Loading... | |
رهام عزیزم گوشی و استوری و داداشتو تازه کشف کردی؟ :) | 88 | 2 | 0 | 11 | Loading... | |
هی صداش میپیچه تو سرم..
+منم این وسط تنها نیستم. :))
امیرجان.🫂🫂🫂 | 194 | 13 | 0 | 18 | Loading... | |
ای وای بر من...
تو همان بودی که امیدم بودی؟
همان نامی که در تاریکترین شبها، زیر لب صدا میزدم تا دلم باور کند هنوز صبحی هست؟
من تمام خستگیِ روحم را به شانههای خیالت سپرده بودم،
غافل از اینکه قرار است خودت،
آخرین چراغِ خاموششدهی شبهایم باشی.
چه ساده دل بسته بودم...
به دستی که خیال میکردم برای نجاتم دراز شده،
و نمیدانستم همان دست،
روزی رهایم خواهد کرد میان انبوهی از خاطره و سکوت.
تو رفتی،
و چیزی از من ماند
که نه میتوانست فراموشت کند،
نه دیگر توانِ دوست داشتنت را داشت.
ای وای بر من...
تو همان امیدی بودی که به انتظارش زنده ماندم،
و همان زخمی شدی
که مرا از امید به تمام دنیا ناامید کرد. | 114 | 7 | 0 | 10 | Loading... | |
مرسی که حرف زدین باهام.🫂
یه سریهاتونو نتونستم فور بزنم تو بات جوابتونو میدم.♥️
امیدوارم خدا به دل همتون ارامش بده.
و صد برابر این عشق پاکی رو که دارید خدا بهتون برگردونه.
چقدر رهام و امیر خوشبخت بودن شمارو داشتن. | 122 | 0 | 0 | 7 | Loading... | |
نه بچها اصلا
خواهش میکنم این کارو نکنید.
کار از این حرفا گذشته..
با صحبت حل نمیشه
بدتر کنف میشیم. | 130 | 0 | 0 | 7 | Loading... | |
نمیشه واقعا یکی ، دونفر به نمایندگی از کل فندوم بره با رهام صحبت کنه؟:))
هنوز معتقدم صحبت کردن راجبش شاید یکم درستش کرد
واقعا اینم امتحان کنیم شاید جواب داد
اگه کسی میتونه بره جدی
با پیمان یا هر کسی تونست هماهنگی کنه بره
https://t.me/lunasolromir/6074 | 132 | 0 | 0 | 2 | Loading... | |
بخاطر تجربهی تلخت واقعا متاسفم :)🫂🫂
اما رهگذر نبودن،واقعا درس دادن بهمون.
یهو همهچیز آوار شد. | 125 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
من تو همین فندوم با یکی از بچه ها خیلییی رفیق شدم...
دو سال رفیق بودیم و شد صمیمی ترین رفیق من، شدیم دقیقا عین امیر رهام...
حتی من موهام بوره و اون موهاش مشکی بود...
یه ساله یجوری ولم کرد رفت و رفاقتمونو بهم زد که هنوز به خودم نیومدم
همونجوری که الان با از هم پاچیدن ماکان بند قلب هممون درد میکنه من یک سال پیش این دردو حس کردم
همین درد رو که از کسی که انتظارش رو نداری بدترین ضربه رو میخوری...
تو منو دوبار شکوندی ماکان بند...
هم خودتو ازم گرفتی هم بهترین رفیقمو
اگه قرار بود برید پس چرا اومدید؟
گرچه من خیلی وقته قبول کردم که فقط یه رهگذر بودید و درسی به من دادید:) | 97 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
خر خانم یه پیام بالاش موندنسسنسنس وایسا | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
نمیشه واقعا یکی ، دونفر به نمایندگی از کل فندوم بره با رهام صحبت کنه؟:))
هنوز معتقدم صحبت کردن راجبش شاید یکم درستش کرد
واقعا اینم امتحان کنیم شاید جواب داد
اگه کسی میتونه بره جدی
با پیمان یا هر کسی تونست هماهنگی کنه بره
https://t.me/lunasolromir/6074 | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
بزرگ ترین فشاری که بهم وارد شد همینه.
جفتشون رفتن با دشمن ترین دشمن! | 91 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
https://t.me/lunasolromir/6094
بعد الان رفته با همونی که هم به ما هم به خودش توهین کرد همکاری کرده. دردمو به کی بگم واقعا؟
اونشبو واقعا یادم نمیره انقدر به آرین و فناش ریدیم که کپشن پستشو ادیت کرد و کامنتاشم بست. | 91 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
نمیدونم کی باعث بانی به اینجا رسیدن ما شده.
امیر و رهام رو کاری ندارم ولی از بقیه هرگز نمیگذرم.
هرگز. | 87 | 0 | 0 | 1 | Loading... | |
دعواهای نصفه شبی با همراهی امیر. :) | 89 | 0 | 0 | 4 | Loading... | |
وای وای :))
دلم برای دغدغههامونمتنگ شده. | 90 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
همه اینایی که گفتی مثل فیلم از جلو چشمام رد شد.. | 93 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
سلام. منم خیلی وقته که اینجا نیستم، از ۱۴۰۱ به بعد
و خیلی فن قدیمی ایم ، از کلاس شیشم تا دهمم فنشون بودم (الان سال سوم دانشگاهم)، سه بار کنسرت رفتم و سه تا عکس باهاشون دارم.
از وقتی جزیره ی نحس شروع شد دیگه جو فندوم برام سنگین بود، و اتفاقا یکی از فن پیجای میشه گفت تقریبا شناخته شده هم بودم
دیگه پست و استوری نزاشتم، آپدیتاشونو چک نکردم اما خیلی کم پیج رهام و امیرو چک میکردم
و روزی که فهمیدم اعلام کردن جدا شدن به قدری حالم بد شد که تو شوک بودم چند ساعت. و برای خودمم تعجب آور بود، منی که سه چهار سال نبودم انقدر بهم ریختم. و چون نبودم نمیدونم مقصر کدومن احتمالا میشه گفت جفتشون مقصرن اما یکی بیشتر
اون روز رفتم توی فنپیجم آرشیو استوریارو میدیدم، و پرت شدم توی روزای خوبم. ما خیلی خاطرات خوبی ساختیم خیلیییی زیاد.
درسته زیاد حاشیه داشتیم گاهی وقتا دعوا میکردیم گاهی وقتا از امیر و رهام و آهنگا مینالیدیم اما روزامون بی دغدغه و قشنگ بود هنوزم ازش به عنوان گذشته خوبم یاد میکنم
حتی دلم واسه دعواهایی که سر مالکیت عکسا و رنگا و.. میکردیم تنگ شده
اینکه چقدر قبل تولداشون استرس ادیت آماده کردن داشتیم، چقدر تو اتحادا و دابسمشا لایک میشدیم
حاجی اون دو سه باری که امیر فالومون کرد :)))))) خدای من..
به غیر از همه اینا اینم بگم که
از اولشم حالم از پرهام بهم میخورد، یادم میوفته به بعضیا تو فندوم که اونموقعا واسه پرهام غش و ضعف میرفتن =)))) یادش بخیر. چطوری ایرانی؟
خلاصه.. پرهامی که حتی نتونست توی دایموند (؟) با زانیار خسروی بمونه دیگه چیه؟ داداش تو راهت تو موسیقی نیست سیکتیر کن برو مارو هم بدبخت کردی. | 96 | 0 | 0 | 2 | Loading... |

