es
Feedback
𝐏𝐢𝐞𝐜𝐞 𝗼𝐟 𝗺𝐞

𝐏𝐢𝐞𝐜𝐞 𝗼𝐟 𝗺𝐞

Ir al canal en Telegram

حرفی سخنی موزیکی چیزی؟ http://t.me/safeCht_bot?start=6rTFFV

Mostrar más
Irán129 959La categoría no está especificada
413
Suscriptores
-424 horas
-57 días
+13630 días
Archivo de publicaciones
ولی هیچ کدوم هیچ ربطی به آدم‌هایی که سه هفته پیش بودیم نداریم.

فاصله آزمون دلِ ؛ یا دلتنگ میشی یا فراموش.

گوید که تورا شناسم اما چه ادعای واهی! تا غرق دریا نگردی،عمق آن را نفهمی.

میام قلبم رو ساکت کنم، توی گوش‌هام می‌تپه.

من اصلا نفهمیدم جوانی یعنی چه ؟ من که یه راست از بچگی به سن کهولت رسیدم.

‏نمیفهمی کِی شب میشه، ‏کِی اخر هفته میشه، ‏کِی وارد ماه بعد شدی، ‏اصلا کِی سال تموم‌میشه ‏بُعد زمان رو از دست دادیم انگار!

‏عادی نیستم، چون دیگه هیچی عادی نیست.

ستاره در دل آسمان می‌درخشد، راهنما و مایه‌ی امید در تاریکی شب است. دریا اما آینه‌ی آسمان است؛ عمیق، بی‌انتها و پر رمز و راز.

کاش میشد مُرد، بدون اینکه مامان بفهمه.

کسانی که داوطلبانه می‌رفتند جلوی گلوله بیشتر از بقیه رویای زندگی کردن داشتند.

«نوشته بود این روزها چیزهای زیادی رو از دست داده و بابت‌شان اشک ریخته‌ام؛ ولی هیچ‌کدام به اندازه‌ی "جوانیِ از دست رفته" آزارم نمی‌دهد.»

روانم دیگه نمیکشه، کاش یا من تموم‌ شم یا این وضعیت :)

وطن جان خسته ام، پایان خوب داستانت کو؟

لیوان ما رو زدن شکوندن، شما از نیمه‌ی پرش حرف میزنی؟

"کاش وصل نمیشدم" اولین واکنش همه‌مون بعد وصل شدن و دیدن خیلی چیزا.

Repost from سبز.
و ما روزی خواهیم رقصید؛ روی همان زمینی که به ما درد را یاد داد.

‏دارم به آخرین پیامتان فکر می‌کنم؛ پیام‌های سوخته‌ی ناتمام که مثل این سفر هیچ‌وقت به مقصد نرسید. به اینکه " نگرانم نبا... " به اینکه " از دور می‌بو... " به اینکه " تو هم مراقب خو... " دارم به انگشت‌های کسی فکر می‌کنم که برایت نوشته بود : " عزیزم، رسیدی زنگ بزن " ‏به باقیمانده‌ی شیشه‌ی عطرت روی میز به پیراهن تازه‌ات به اینکه مرا ببخش مادرم اگر این بار جای سوغاتی خاکسترم را برایت هدیه می‌آورم... .🖤.