es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

Gold dust woman.

Gold dust woman.

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
241
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-230 días
Archivo de publicaciones
photo content

Paeez Kourosh Yaghmaee.m4a4.14 MB

Derakht Ebi.mp36.34 MB

من که نمی‌دونستم کی‌اَم، کجام، بین چه کسایی‌اَم، دارم چیکار می‌کنم اما حس می‌کردم زنده‌ام و می‌خوام زنده باشم.

19 - Tarh - Soheil Nafisi (320).mp33.71 MB

photo content

photo content
+1

Taher Ghoreyshi Mahboube Ziba.mp35.37 MB

photo content

06 Yavare Hamishe Momen .mp318.54 MB

پدربزرگم؛ سال ۶۰ بعد از عملیات فتح‌المبین در جبهه. منطقه دشت‌عباس.
پدربزرگم؛ سال ۶۰ بعد از عملیات فتح‌المبین در جبهه. منطقه دشت‌عباس.

photo content

1777568720096-cabca67c-05-last-flowers.flac26.56 MB

photo content

photo content

امروز بیشتر از همیشه بهت فکر می‌کنم نسترن. به اینکه همه چیز از امروز شروع شد.نبودن تو و کسایی که به سرنوشت تو دچار شدن از امروز شروع شد.غم ما از امروز شد.غم نبودن تو از امروز شروع شد نسترن. به این‌ فکر می‌کنم که اگر الان بودی داشتی چی‌کار میکردی؟داشتی شیرینی موردعلاقه‌ت رو میخوردی؟ذوق داشتی که هوا داره سرد میشه و میتونی کاپشن موردعلاقه‌ت رو بپوشی؟موهای بلندت رو شونه می‌کردی؟واسه خاله چایی میریختی؟پر از زندگی بودی.وقتی عکس‌هات رو میبینم،وقتی ویدیوهات رو می‌بینم، تو لبخندهات زندگی رو می‌بینم.اون لبخندی که حالا با خودت بردی زیر خاک.ولی ما هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنیم. شاید اگه الان بودی من هیچ خبری ازت نداشتم.شاید اگه الان بودی فقط به این فکر میکردم تو همون دختری هستی که عیددیدنی رفتم و خونشون و اولین و آخرین باری بود که دیدمش.کاش اون روز بغلت می‌کردم. اما نسترن کاش الان بودی و ازت خبر نداشتم.کاش بودی و هر لحظه بهت فکر نمی‌کردم.کاش بودی و همون دختری که اون روز تو عید دیدنی فقط به موهای بلندش نگاه میکردم میموندی.کاش بودی و اصلا اسمت رو نمی‌دونستم نسترن.کاش فقط بودی.کاش بودی و خودت کاغذ آرزوهایی که نوشته بودی و گذاشته بودی لای قرآن رو پیدا می‌کردی.نه مامانت‌.کاش بودی و وقتی پیداشون می‌کردی که همه‌شون برآورده شده بودن.نه الان که همه‌شو با خودت بردی زیر خاک.کاش الان بودی و آهنگ «نسترن،ای عشق من»برامون یه آهنگ عادی بود.کاش انقد تلخ نبود این آهنگ برامون.کاش بودی و بخاطر موفقیت هات،بخاطر بودنت میومدیم خونه‌تون.نه بخاطر اینکه نیستی نسترن. هیچ‌وقت بار غمت از رو شونه‌م برداشته نمی‌شه.از روشونه هیچکدوم‌مون.این غمی که لمسش کردیم.از نزدیک. همیشه بهت فکر می‌کنم.به موهات.به لبخندت.به خاطره‌هایی که مامانت ازت برامون تعریف کرد.به لبخند.به اداهات.به شادی وجودت که تو تک تک عکس‌هات مشخصه. همیشه بهت فکر می‌کنم نسترن.

تو که بیشتر از همه ما عاشق زندگی بودی.
تو که بیشتر از همه ما عاشق زندگی بودی.

در همون حین که همه چیز سخت‌تر می‌شه، من هم چیزهای بیشتری برای به زندگی وصل شدن پیدا می‌کنم، به زندگی وصل می‌شم با جزئی‌ترین، ناچیزترین، احمقانه‌ترین، سطحی‌ترین و مسخره‌‌ترین چیزها در نظر بقیه؛ مثل یه احساس خیلی مبهم و ناشناخته و ندونستنی‌ای که حین تصور کردن یه موقعیت مبهم و ناشناخته و ندونستنی‌ دیگه‌ای بهم دست می‌ده. مثل گوش کردن به آهنگا توی خواب و بعد توی بیداری فکر کردن بهشون و دنبالشون گشتن. مثل همین پلی‌لیستی که همین الان پیداش کردم و دارم بهش گوش می‌دم و منتظر «اون» آهنگم. «اون»ی که ایده‌ای ندارم چیه اما «اون» این پلی‌لیسته. «اون»ی که قراره باهاش به‌خاطر بسپارم. همه چیز سخت‌تر می‌شه. جمله‌ی «همه‌چیز بهتر می‌شه» احمقانه به نظر می‌رسه چون این‌طور نیست، من بهتر می‌شم، نه همه چیز؛ چیزهایی که من رو به زندگی وصل می‌کنن بیشتر می‌شن، دوست داشتن‌های من بیشتر می‌شن. همه چیز سخت‌تر می‌شه و من هم عاشق‌تر می‌شم و در همون حین که از همه چیز متنفرم و حالم به‌هم می‌خوره، باز هم زنده بودن رو می‌خوام. دقیقا شبیه چیزی که ۱۶ ژانویه ۲۰۲۲ بودم: خواستن زندگی در عین تهوع از لحظه به لحظه‌اش. «صدای تو در سرم، تهوع از بود و نبود، احساس سردرد، سبزی درخت‌ها، خنده‌های تو، سست بودن قلبم، شکنندگی چشم‌های من، تمایل به متوقف کردن همه چیز، گوش کردن به ضربان قلب تو، درد عمیق انتهای رگ‌ها و استخوان‌هایم، شنیدن صدای نفس‌هایت، به یاد آوردن بودنت، شیارهای از جنسِ دردِ سرم، بوی چشم‌ها و پلک‌هایت، تهوع از جانم، دوست داشتن تو، دوست داشتن تو، بو و رنگ صدایت؛ خواستن زندگی در عین تهوع از لحظه به لحظه‌ش.»

photo content