𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾
Ir al canal en Telegram
⋆ 𝗏𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾’𝗌 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝖼𝗈𝗋𝗇𝖾𝗋 ⋆ ݃ 𝗌𝗉𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾 𝗁𝗈𝗍 𝗍𝖾𝖺 ֪ 🫖 @VinnieYueBot ‹𝟹
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
229
Suscriptores
+1024 horas
+177 días
+1330 días
Archivo de publicaciones
229
چون سریال بورجو هم یه چیزی مثل اوزاک میشه مجبور میشه با جیهانگیر ازدواج کنه و بعدش سن بنیم کاریمسین فالان یه ۶ ۷ قسمته اوکی میشن این عمارت مرجان اینا هم معلوم نیست کی به کیه ولی فکر کنم اینا هم زود اوکی میشن این وسط من رفتم دست گذاشتم رو یه سریالی که بدبختیه اگه واقعیت رو بگن میرزا همشونو باهم آتیش میزنه واقعیت رو نگن این لیلا بدبخت ول تو کوچه میمونه بگن هما بچه توعه باز جنگه نگن دستان میشه زنش اصلا وای
229
بعد میهره خواهر میرزا ادای آدم های با وجدان درمیاورد گفتم حتما این کمک لیلا کرده نگو شوهرش لیلا رو شب عروسی میدزده میده پسرعموش تا ببرنش سوریه اینم چون نمیخواسته بلایی سر شوهرش بیاد دهنشو بسته تازه این وسط انگار یه گذشته ای با دشمن میرزا یعنی یامان داره
229
بعد خب هما دختر میرزاعه این لیلا مادر مرده شب قبل عروسی بهش گفت یه سوپرایز واست دارم احتمالا میخواست بهش بگه حاملهست خب هی فرصت ندادن به این بدبخت ولی میرزا فکر میکنه هما از شوهر لیلاست امیدوارم هرچه سریعتر بگه دختر توعه از تک تک آدم های اون عمارت هم انتقام بگیره عوضیا
229
بابا خیلی دجالن اصلا معلوم نیست چرا این لیلای بدبخت رو فرستادن تو جهنم اگه واسه جایگاه اجتماعی اینا باشه خب دستان هم دختر خدمتکاره اینا چرا باید شب عروسی پسرشون عروس رو بدن یکی ببره سوریه
