شامِ آخر
Ir al canal en Telegram
Azadchehr | they/them | Writer Humanities student. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
335
Suscriptores
-324 horas
+137 días
+7230 días
Archivo de publicaciones
336
همه با استایلهای مخصوص خودشون اومدن، یکی کت و شلوار، یکی لباس پرنسسی و هیچکدوم از استایلها شبیه هم نیست و همین فضا رو جذاب میکنه
336
نمیدونم چرا اینجا بهم حس یه تالار رسمی و شیک رو میده که دور یه میز شام با میزبانی آزاد نشستیم و داریم صحبت میکنیم و همه نگاه ها به ماست 😭🙏
336
سیاهروزگارت داد رنگ و روی به مال من
اشک تو بود امشب، شرابِ شامِ من
336
عشق را گفتند دوای تنهاییست
دوایِ بیکسیست، دوای بیکاریست
هرچه خواستم گویم از حالِ سَرَم
گفتند حالِ بد نیست از دردِ تنم
خوشی نرفت سری زند به یک عاشقِ مست
نیامد کسی تا کند مرا هم یک عاشقِ مست
سپیدهدم که عشق افتاد به جانِ من
نگاهِ او باری شد بر دوشِ من
در تار های صوتیام، واژهای نبود
در تار های گیتارم، آوازی نبود
چنین شد که شعری سرودم، شعرِ تو را
نقش رخسارت را با الفبا کشیدم، جانِ دلها
نقش و نگارِ عشق مرا واژگان دزدیدهاند
نام تو را در سرودهام معنای عشق دادهاند
