نیلـٰرآم
Ir al canal en Telegram
نیلرام | ɴɪʟʀᴀᴍ❄️ در افسانهها، نگهبانِ برف و باران و تگرگ. اینجا خلوتگاهِ من است؛ جایی میانِ واقعیت و رویا. 🌧️ @nilrambotbot🐋
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
403
Suscriptores
-124 horas
+177 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
400
۱۲ سال با همه خوب و بدش گذشت؛ ولی این ۳ سال هنرستان، یه چیز دیگه بود. مسیری که شاید کوتاه بود، ولی پر بود از عشق و ترس و حسهای عمیق. آدمهای جدیدی که اومدن، رفیقهایی که موندگار شدن و معلمهایی که فراتر از کتاب، درسِ زندگی رو برامون دیکته کردن.
همیشه فکر میکردم وقتی مدرسه تموم بشه و از شرِ اون صندلیهای چوبی خشک و درسهای سنگین خلاص بشیم، تازه نفس میکشیم و میگیم: «ایول، بالاخره زندگی شروع شد!»
ولی الان که نگاه میکنم، میبینم زندگیِ اصلی و شیرینیِ روزگار، دقیقاً پشت همون نیمکتهای چوبی بود؛ کنار دوستهایی که یه روز فکر نمیکردیم حتی هممسیر بشیم، اما حالا شدن مهمترین سرفصلهای کتابِ زندگیمون… :)»
پایان ۱۲ سال تحصیلی🥲✨📚
400
حسی که این آهنگ بهم میده:
"از اون عشقهایی که همراه با رنج، یاد، و شاید پذیرشِ سرنوشتاند"
400
- باران، پنجره اتاقم، و شروعِ یک خاطره با صدای علیرضا قربانی.از ثانیهای که میگه "خندههای تو مرا باز از این فاصله کشت.."🎶🌧️
400
اگه دردی داری برو برای دریا تعریف کن
برای گربه ها، ابرها
برای گلدان های کنار پنجره.
مگر می شود با انسان ها در میان گذاشت؟
400
داشتم این رو میکشیدم و حس میکردم این چشمها دارن به چیزی نگاه میکنن که هیچکسِ دیگهای نمیبینه. تا اینکه قارچها شروع کردن به جوانه زدن… انگار حقیقتِ اون نگاه، همین ریشهها بود.👽🍄💚
400
آدمِ عمیق، نیازی به اثبات خودش ندارد.
این تهی بودن است که بلند حرف می زند؛
خودنمایی می کند، و از هر فرصتی برای دیدنشان آویزان می شود.
400
من عاشق چیزهای کوچک جهانم،
ظرفهای سفالی،
نانِ گرم،
آفتابی که بیهیاهو بر شانههایم مینشیند.⛅️
• پابلو نرودا
