نیلـٰرآم
Ir al canal en Telegram
نیلرام | ɴɪʟʀᴀᴍ❄️ در افسانهها، نگهبانِ برف و باران و تگرگ. اینجا خلوتگاهِ من است؛ جایی میانِ واقعیت و رویا. 🌧️ @nilrambotbot🐋
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
412
Suscriptores
+2024 horas
+187 días
+1830 días
Archivo de publicaciones
407
چه بخوای چه نخوای روزی میرسد که به پشت سرت نگاه میکنی و میبینی هر چه عشق بود، هر چه صدا و خنده بود، همه در قعر تاریکی مدفون شده اند..
آن وقت است که تازه میفهمی هیچگاه صاحب چیزی نبوده ای همه چیز فقط امانتی بود که زمان با بی رحمی پس گرفت.
407
گل من گاهی بد اخلاق و کم حوصله و مغرور بود؛ این بودنش او را تبدیل به گل من کرده بود.
The Little Prince🎥
407
و اما طراوت چشمانش،
رازی بود که تنها من بر آن واقف بودم؛
هر بار که به آن سیاه چاله ها
نگاه میکردم،
گویی برای نخستین بار
به او رسیده ام،
و از نو در عشقِ او غرق شده ام...
•سونا عمری
407
نه به دنبال رابطه ام،
نه دل بستگی تازه ای میخواهم،
اما عاشقی دیگران برایم زیباست.
می دانم که سهم من نیست؛
شبیه بزرگسالی ام که بازی کودکان را
با لبخندی آرام از دور تماشا می کند.
•وحید عیسوی
407
متن و ترجمه ی آهنگ:
Öyle bir yerdeyim ki در جايي هستم كه Ne karanfil ne kurbağa نه نيلوفري هست و نه قورباغه اي Öyle bir yerdeyim ki در جايي هستم كه Bir yanim mavi yosun dalgalanır sularda یک طرفم خزه های آبی در آب موج ميزنند Bir yanim mavi yosun dalgalanır sularda یک طرفم خزه های آبی در آب موج ميزنند Dostum dostum güzel dostum دوستم دوستم دوست خوبم Bu ne beter çizgidir bu اين چه سرنوشت بدي است Bu ne çıldırtan denge اين چه تعادل ديوانه كننده ايست Yaprak döker bir yanımız يك طرف مان برگ ريزان Bir yanımız bahar bahçe يك طرف مان بهار و باغچه Öyle bir yerdeyim ki در آنگونه مكاني هستم كه bir yanim çığlık çığlığa یک طرفم داد و فریاد و هیاهو Öyle bir yerdeyim ki در جايي هستم كه Anam gider allah allah مادرم ميرود خدايا خدايا kızım düşmüş sokağa دخترم در كوچه ها آواره شده Anam gider allah allah مادرم ميرود خدايا خدايا ölüm düşmüş sokağa مرگ به كوچه و خيابان افتاده
407
به ما یاد دادند، برای خودمان باشیم.
همیشه بقیه ای در کار بود تا برای آنها وجودمان راخرج کنیم.
ما را دلسوز بار آوردند و آنهایی از ما که کمی برای خود می گذاشتند؛ می شدند خودخواه خودشیفته ما را جوری تربیت کرده بودند که میترسیدیم برای دل خودمان زندگی کنیم..
همیشه بقیه ای بود، که بخواهیم بهشان فکر کنیم بقیه ای که اگر دنیا را زیر و رو می کردند؛ هیچ آب از آب تکان نمی خورد اما همان بقیه برایمان فال می بافتند و از کلمه آبرو بسیار و بی اندازه استفاده می کردند؛ ما را مظلوم و مطیع بار آوردند ما نه کودکی را کودکانه گذراندیم نه حال را نه آینده ای می تواند برای ما وجود داشته باشد حداقل در هر خانواده یکی یکدانه از ما هست که تباه شدیم.
•غزل آهویی
407
درون قلبم هیچگونه انرژی برای تنفر از کسی ندارم و قلبم جایی برای چنین آلودگیهایی ندارد.
من یا دوستت خواهم داشت
یا برایت آرزو میکنم که بهبود پیدا کنی.🌱
407
متن و ترجمه ی آهنگ:
تۆ چوویتە وڵاتێ کە نەبینم ئەسەری تۆ تو به دیار و سرزمینی رفتهای که دیگر هیچ اثری از تو نمیبینم دوورکەوتی لە من تاکوو نەبیستم خەبەری تۆ آنچنان از من دور شدی تا دیگر هیچ خبری از تو به گوشم نرسد ئەی نووری دڵ و قووەتی ئەژنۆم، بەسە دووری! ای نور چشمان و دل من، و ای نیروی زانوهایم؛ دیگر دوری و فراق بس است! ڕۆحم وەکوو پەروانە گەڕا دەوروبەری تۆ روح و جانم مانند پروانه، گردِ وجود و پیشگاه تو طواف کرد و گشت دڵ هەر وەکوو عەوداڵە لە دووت، تاڵە ژیانی دلم مانند یک سالکِ سرگردان به دنبالت روانه است؛ بیتو زندگی تلخ و ناگوار است چاوم وەکوو ئاوپاشە لە ڕێگە و گوزەری تۆ چشمانم از اشک، مانند آبپاش خاکِ راه و محل گذر تو را شستشو میدهد ئەو حاڵەت و هۆش و هونەرەی ئەو دەمە من بووم آن حال خوش، هوش و ذوق و قریحهای که آن زمانها داشتم... ئیستا نییە تاقێ، هەمووی بە فیدای سەری تۆ اکنون دیگر ذرهای از آن باقی نمانده؛ همهاش فدای سرِ تو باد ئەی من بە فیدای ڕۆین و کۆچ و سەفەرت بم ای من فدای رفتن، کوچ کردن و سفر غریبانهات بشوم چت کردبوو ئاخر کە وەها بێخەبەری تۆ؟ آخر چه کرده بودی که اینگونه بیخبر و بینشان رفتی؟ ئەی نووری دڵ و قووەتی ئەژنۆم، بەسە دووری! ای نور دل من و ای نیروی زانوهایم؛ دیگر دوری و فراق بس است! ڕۆحم وەکوو پەروانە گەڕا دەوروبەری تۆ روح و جانم مانند پروانه، گردِ وجود و پیشگاه تو طواف کرد و گشت هەستە و وەرەوە، گیانە، وەباڵت بە ملی من بلند شو و برگرد ای جانم، گناه و عواقبش به گردن من! ئەستۆ دەگرم، شەرتە، هەموو خێر و شەڕی تۆ شرط میبندم و با جان و دل عهدهدارِ تمام خیر و شرّ زندگیات میشوم
407
ئەی نووری دڵ و قووەتی ئەژنۆم، بەسە دووری!
ای نور چشمان و دل من، و ای نیروی زانو هایم، دیگر دوری و فراق بس است!
407
اگر دیداری هم نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی ها همیشه جایی در دل هایمان است..
• جمال ثریا
