آوایجنگلتاریک𓍊
Ir al canal en Telegram
قلمم قصه مینویسد روحم در جهانهای دیگر پرسه میزند𓂃𓈒☘️
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
247
Suscriptores
Sin datos24 horas
+147 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
این مدت انقدر کتابهای نشرهای خصوصی رو خونده بودم عادت کرده بودم به محتوای کاملشون و بدون سانسور. الان که دارم باز کتاب نشر دولتی میخونم، با هر سانسوری که مواجه میشم، حتی اگه کوچیک باشه و کم، اصلا یک کلمه، تا مرز روانی شدن میرم. همش باید فایل زبان اصلی هم ور دستم باشه.
یعنی با این کارشون رسما دارن به شعور مخاطب توهین میکنن، و به زحمت نویسنده آسیب میزنن. تغییر دادن حتی یک کلمه بزرگترین توهین به زحمت نویسندهست، حتی یک کلمه، چه برسه به پاراگرافها و سکانسها! و منی که نویسندهام اینو قشنگ با گوشت و خونم میفهمم!
Even if I feel dead inside and my world has turned dark,
the outside world still holds its own beauty, and life goes on...
+1
خیلی رندوم عکس سمت چپی که عکس قدیمی کتابخونهمه رو پیدا کردم. بعد اومدم مقایسهی کتابخونهم با این عکس و الانش. سمت راستی کتابخونهم در حال حاضره.
مقایسهی کتابخونهم در عرض حدودا یک سال/یک سال و نیم :)
Repost from ܀ فلق ܀
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
𝐬𝐡𝐞 𝐜𝐚𝐫𝐫𝐢𝐞𝐬 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐬𝐡𝐞 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐚𝐲𝐬.
I find myself thinking that
perhaps, from the very moment I was born, my destiny has been intertwined with loneliness and the repeated shattering of my heart.
Just when I think the human heart and soul cannot possibly be broken into any more than a thousand pieces, life proves to me that my heart can be torn apart and made to bleed over and over again, and yet, still beat on in pain.
Repost from ܀ فلق ܀
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
ɪ ᴀᴅᴏʀᴇ ʏᴏᴜ, ᴄᴀɴ'ᴛ ʏᴏᴜ sᴇᴇ, ʏᴏᴜ'ʀᴇ ᴍᴇᴀɴᴛ ғᴏʀ ᴍᴇ?
Repost from ریشه🌱
🔪🔪 женская ярость - это сумочка, постоянно сползающая с плеча
خشم زن مثل یک کیف دستی است که مدام از شانهاش میلغزد.
