es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

『 بَعدِ آدم‌ها 』

『 بَعدِ آدم‌ها 』

Ir al canal en Telegram

حرفی، سخنی: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-hgijgbajeb

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
3 347
Suscriptores
Sin datos24 horas
-1557 días
+58830 días
Archivo de publicaciones
۱۰ کیلومتر اومدم اینطرف شهر کتابخانه بعد برقا قطعه گوشیمم شارژ ندارههه خدایا شکرت

باهم بشنویم ارسالی ممنون از دوست خوبمون❤️

خداوندا باران رحمت(پول) را بر سر ما نازل بفرما

و دیگر این که ما ؛ زیاد خسته و به همه چیز بی علاقه هستیم فقط روزها را می گذرانیم و هر شب خود را به خاک می سپاریم اما معجزه دیگرمان اینست که ؛ صبح باز بلند میشویم و راه می افتیم... ازنامه‌های صادق هدایت به‌جمالزاده

من كاملا تهی هستم می‌دانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟ تهی بودن مثل خانه‌ايست كه كسی در آن زندگی نكند خانه‌ای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند. هركسی ميتواند وارد شود هر وقت دلش بخواهد. اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا میترساند. 👤 هاروکی موراکامی

باران می‌آید بی‌خبر، بی‌قرار؛ و من تمام ناگفته‌هایم را می‌سپارم به صدای نم‌نمِ پشت پنجره.

ما می‌مانیم... با ریشه‌هایی که در خاکِ درد،  عمیق‌تر شده‌اند... و با رویشی که هر بار،  سرسخت‌تر از پیش برمی‌گردد...

و عشق یعنی غمی عمیق اما بسیار عزیز ؛ آیا تو تابه حال غمِ عزیز کسی بوده ای ؟

باهم بشنویم

من از زیادی تلاش کردن، زیادی نگران بودن، زیادی اهمیت دادن، زیادی دوست داشتن، زیادی حرص خوردن، زیادی متنفر بودن، زیادی درد کشیدن، زیادی تجربه کردن، زیادی حس کردن خستم. آره من خستم و نمیتونم بگم؛ نمیتونم بگم چقد نا امیدم. از خودم، از آدما، از همه چی. من همه‌‌ی خودمو خرج کردم و همه انتظار دارن بیشتر باشم ولی نیستم و این حس مزخرفی بهم میده. از کمک کردن خستم، از بودن خستم. من حتی از اینکه همیشه نبودمم خستم. من خیلی خستم.

دانشگاه رکب زد من ماندم و استاد های ناشناخته

امروز چه روز مزخرفیه زودتر تموم شو

هوا اسفند رو رد کرد مستقیم رفت فروردین.

ته شیشه مربا آب ریختم که شربت شه، شامپو تموم شد بود توش آب ریختم تا یه حموم دیگه هم برسه، چایی هم کم دم کرده بودم آبجوش ریختم تو قوری که شاید یه لیوان دیگه بده؛ احساس می‌کنم خیلی به زندگیم آب بستم، دیگه مزه نمیده.

نگاه کن که غم درون دیده‌ام چگونه قطره قطره آب میشود چگونه سایهٔ سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب میشود نگاه کن تمام هستیم خراب میشود شراره‌ای مرا به کام میکشد مرا به اوج میبرد مرا به دام میکشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب میشود

‏انرژی هیچوقت دروغ نمیگه،چیزی که حس میکنی رو باور کن.

دیگه نه بحث ميكنم، نه توضیح میدم، نه توضيح میخوام نه دنبال دلیل میگردم؛ فقط ميبينم و سکوت میکنم و فاصله میگیرم؛ چون واستون توضیحامو دادم، اونجوری که باید ناراحت شدم، عصبی شدم و دیگه نمیخوام که اینجوری باشه.

باید خودمان نوری بر تاریکی‌مان بتابانیم این را هیچ‌کس دیگری برای ما انجام نخواهد داد... تردید نکن که نوری هست شاید چندان نباشد که گفته‌اند اما آنقدر هست که از تاریکی‌ات برآید... 👤 چارلز بوکفسکی

ولی با همه این اوصاف روز عشق مبارک ❤️

ولن چه تاینی؟