es
Feedback
خطِ نگار🍁

خطِ نگار🍁

Ir al canal en Telegram

خط‌های من، قصه‌های منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظه‌هایم را می‌نویسم، جایی برای رنگ‌ها، صداها و سکوت‌های کوچک:)

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
317
Suscriptores
Sin datos24 horas
-67 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
روز عجیبی بود ۶

Repost from Amir!
دلم يه “فکرشم نمیکردم بشه” میخواد.

چه ریمیکس قشنگی بشه >>>> ' Code: 989 ' ' 𝖫𝖾𝗍𝗌𝖫𝗂𝗌𝗍𝖾𝗇𝗌 '

راهت رو برو عزیزم… قرار نیست هر چند قدم وایسی و حساب‌وکتاب کنی که چقدر جلو اومدی بعضی چیزا آروم آروم جا می‌افتن، درست مثل تیکه‌های یه پازل که تا آخرش کنار هم نذاری، تصویرش معلوم نمی‌شه… پس ادامه بده یه قدم دیگه، یه تلاش دیگه، یه بار دیگه…. یه روز برمی‌گردی پشت سرت رو نگاه می‌کنی و می‌بینی همون چیزی که فقط توی ذهنت بود، حالا جلوی چشماته! فقط ادامه بده… همین

تیرماه ،ماه شیرینی گرفتن من از دوستامه🦦 چون فلسفه این شیرینی ها اینجوریه که راجب کارشون میگن نه بابا چیو اوکی شه؟ول کن نگار
تیرماه ،ماه شیرینی گرفتن من از دوستامه🦦
چون فلسفه این شیرینی ها اینجوریه که راجب کارشون میگن نه بابا چیو اوکی شه؟ول کن نگار درست نمیشه بعد من : درست میشه درست میشه، درست شد شیرینی میخوام🦥

«خطِ نگار🩵» 🆔 شناسه: https://ble.ir/negarline

https://t.me/Negarline/1997 کانالتون رو میدید

sticker.webp0.33 KB

میترسم بخوابم صبح تو بله بیدار شم

🚨گوگل پلی فیلتر شد medistU.t.me

sticker.webp0.08 KB

https://t.me/Negarline/1972 یه ایراد دارین🤭 وقتی عصبی می‌شین به جای اینکه آدم دلخور بشه بیشتر می‌فهمه چقدر براتون مهمه این اخلاقتونم زیادی جذابه اعتراض دارم

دوتا از مهم‌ترین هاش احترام نگه نداشتن سوال بیخود پرسیدن

خط قرمزتون چیه؟

مرسییی ولی وویسای دعوامو گوش بدی شاید پشیمون بشی😂

خانم مختبا واقعاً لحن صحبت کردن و صداتون یه آرامش خاصی داره‌ آدم وقتی باهاتون حرف می‌زنه حس می‌کنه یکی واقعاً داره گوش می‌ده جدی توی کار مشاوره خیلی حرفه‌ای هستین من قبلاً یه مشاور داشتم انقدر تند و خشک حرف می‌زد که آدم استرس می‌گرفت نه اینکه آروم بشه واقعاً تفاوت برخوردتون خیلی به چشم میاد کاش دانش آموزتون بودم🫠

✨🌗🪐
+1
✨🌗🪐

بعضی وقت‌ها آدم‌ها بیشتر از اینکه دنبال راه‌حل باشن، دنبال یه شاهدن؛ یه نفر که ببینه چقدر سخت گذشته، و بگه: «می‌دونم… دیدم چقدر جنگیدی.»

ازش پرسیدم: «چی شد که اومدی اینجا؟» گفت: «راستش مشکل خاصی ندارم… فقط دلم می‌خواست یکی بشینه و قصه‌ی ادامه دادنامو بشنوه.» اولش برام عجیب بود. گفتم: «یعنی فقط برای همین؟» خندید و گفت: «آره… آدم‌ها معمولاً وقتی کم میارن دیده میشن، ولی کسی نمی‌پرسه اونایی که کم نیاوردن، چطوری دووم آوردن. من فقط دلم می‌خواد یه نفر بدونه پشت این ظاهر آروم، چند بار خواستم ول کنم، ولی نکردم. چند بار شکستم، ولی باز بلند شدم. فقط می‌خوام یکی شاهدِ این همه ادامه دادنم باشه.»

یعنی بچها یه جوری غر اینکه چرا تعویق نمیشه و دلایل و اخبار رو ب من میزنن انگار مسبب عدم تعویق من بودم😭😂