نبهان؛
Ir al canal en Telegram
توی فیلم اشک هور میگفت: " وقتی یه چیزی توی سرت گم میشه باید بگردی پیداش کنی مگرنه برای همیشه از یادت میره" اینجا گمشده های توی مغز منه.. اگه ننویسم دیگه خیلی سخت پیدا میشه برای پیشنهاد، انتقاد و فحش در خدمتیم: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8186950620
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 394
Suscriptores
-724 horas
+87 días
+24630 días
Archivo de publicaciones
1 394
آقا مصطفی میگفت
یه بنده خدایی یه روزی بهم گفت
"دم سنگر بودیم
خداحافظی کرد
نشست ترکِ موتور حاج همت و رفت
دو متر ازمون فاصله نگرفته بود که خمپاره زدن!
شهید شد، به همین راحتی...
میگفت
بیست ساله دارم میدوم
که به اون دو متری که فاصله بود بینمون، برسم..."
1 394
السلام ای مادر ایثار یا ام البنین
دلخوشی حیدر کرار یا ام البنین
وقت توصیف تو ای بانو زبان ها لال شد
مدح تو بالاتر از گفتار یا ام البنین
جز تو در عالم کدامین زن برای زینب است؟
بعد زهرا بهترین غمخوار یا ام البنین...
1 394
تقریبا یک هفته از شهادتش گذشته بود..
نیمه شب بود و هجوم خاطرات نمیذاشت درست استراحت کنم.
به کمدی که چند تا وسایلش رو در آن نگه میداشتم سر زدم،
تنها یادگاری هایی که ازش داشتم رو روی زمین چیدم..
چند دونه تسبیح،
یه تیکه لباس که سوختگی زیاد باعث جمع شدن پارچه شده بود..،
و یک دفترچه که پشتش عکس عباس (ع) بود..
یاد حرفش افتادم..
میگفت: " هر وقت دلم میگیره با پسر ام البنین حرف میزنم.. امکان نداره دلم آروم نشه"
عکس رو برداشتم و از دفترچه جدا کردم.
خواستم با پسر ام البنین صحبت کنم ولی نشد..
اشک نمیذاشت!
دوباره خواستم صحبت کنم ولی باز نتونستم..
گریه امان نمیداد..
به عکس نگاه کردم
و بالاخره تنها حرفی که از دهنم جاری شد، یک جمله بود..
" پسر ام البنینِ، امکان نداره روی کسی رو زمین بندازه.. "
بعد از اون شب..
با تمام غم فراق از رفقای شهیدمان و جاماندگی،
هرگز دوباره دلم بیتاب نشد..
انگار غم رفته بود و یک گوشه از قلب ام نشسته بود..
داغ بود،
غم بود،
فراق بود،
اما اینبار دیگر سنگین نبود.
#دل_نوشته
1 394
اباعبدالله تو بدترین شرایط، وقتی از همه چیز ناامید شدی، حب اش رو تو دلت زنده میکنه،
حواست باشه پسش نزنی..
روایت یک جوان که از جوب خیابان رسید به گنبد اباعبدالله.
پیشنهاد میشه ببینید.
1 394
آرام کنارم نشست،
اسم حکاکی شده ی روی مزار شهید را خواند و در حالیکه گل های پر پر شده ی روی مزارش را پاک میکرد..
گفت:
"چه جوانهایی نذر علیاکبر شدند،
تا ما بمانیم و نام وطن بماند.."
مکثی کوتاه کرد و زمزمه کرد:
" شرمنده به ما! "
1 394
وقتی پسرش را برای اطمینان آخر شناسایی کرد..
به سمتش رفتم تا سربند یاحسینی که آخرین لحظه قبل از رسیدنش به بیمارستان بر سرش بسته بوند، به او بدهم.
سرش رو پایین انداخته بود.
وقتی صداش زدم و سربند را جلویش گرفتم، سرش را بالا آورد.
چشم هایش روایت گر غمی بود.
سربند را از دستم گرفت و تشکر کرد..
داشتم به جهت مخالف او برمیگشتم که دستم رو گرفت و با تکان سر اشاره کرد که کنارش بنشینم.
کمی مکث کرد و گفت: " به مادرش چیزی نگو.."
1 394
Repost from N/a
تو سفر کردی و من منتظرت میمانم ..
کار من نیست فراموشی ِتو ، میدانم .
- مهندسهوافضا ، پاسدارشهیدامیرزمانیرحیمی ؛
• @shahidzamani22
1 394
مراسِم میلاد و گرامیداشت یاد و نام
شهید والامقام
"آقا مهدی شهبازی" به تاریخ و زمان:
جمعه ۳۰ مردادماه ساعت ۱۷.۳۰
در مکان: کرج،آستان مقدس امامزاده محمد
قطعه شهدای جنگ رمضان
برگزار میشود.
1 394
در گوشه گوشه ی خاک میناب،
کربلایی دوباره رقم خورده است..
حالا جنین شش ماهه و مادرش با توضیح شهادت بر مزارشان، در کنار هم خفته اند.
شهید محمد شیرگیر ( جنین شش ماهه) شهیده زهره شهیاری
1 394
گرچه این شهر شلوغ است ولی باور کن؛
آنچنان جای تو خالیست که صدا میپیچد..
شهید محمدحسن نائینی
1 394
برای درک بهتر از اتفاقی که بر سر بدن این شهید افتاده،
این عکس اینجا قرار میگیره.
[ شاید بصورت موقت]
اینها فقط تکه هایی از ترکش چند موشک هستند که به همون محل اصابت کرده.
هرکدوم از این ترکش ها وقتی در حالت عادی هم که در دست شما قرار دارن، قابلیت اینو دارن دستتون رو ببرند، حالا فرض کنید این ترکش با سرعت پراکندگی بسیار زیاد به بدن یک فرد برخورد کنه!
کاملا از بدن رد میشه یا میتونه مقدار بسیار زیادی به بدن آسیب بزنه..
حتی تیکه های بزرگتر قابلیت قطع عضو رو دارند.
حالا شما فرض کنید، برخورد بیش از 200 تا تیکه ترکش به بدن،
چه بلایی سر بدن فرد میاره.
اینگونه جوانان پای کار ما را شهید کردند.
این عکس فقط به این دلیل اینجا قرار گرفت تا وقتی میگوییم اینجا جوانانی علی اکبر به میدان جنگ میروند و علیاصغر به خانه بر میگردند، منظور چیست.
1 394
ما یه بسته از کرمانشاه آوردیم..
بنظرتون چی میتونه باشه؟
شهیدی که در پایگاه هوافضا کرمانشاه با 200 تا ترکش به شهادت رسید..
شهید رضا بهرامی صدیق
