es
Feedback
Dreamer girl

Dreamer girl

Ir al canal en Telegram

اینجا جایی‌ست که افراد خیال‌پرداز می‌آیند، تا رویاهایشان را در دلنوشته‌ها زنده کنند و با هر کلمه، دریچه‌ای به جهان خیال بسازند:) @Dreamer_girlbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
451
Suscriptores
-124 horas
-67 días
-630 días
Archivo de publicaciones
ما پشت هزاران لبخند خود مرده‌ایم...
ما پشت هزاران لبخند خود مرده‌ایم...

شماهم دارید فوتبال می‌بینید؟ 🙃

دِل ز هَر چه تَرسید عاقِبَت هَمان شُد.
دِل ز هَر چه تَرسید عاقِبَت هَمان شُد.

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی ، خواندی ؟ بغض کردم که ببینی و بمانی ، ماندی ؟ به خدا شعر ترین شعرِ منی ، میفهمی ؟ هوس انگیز ترین حس منی ، میفهمی ؟

Lana-Del-Rey-Summertime-Sadness-320 (1).mp310.16 MB

Isabel-LaRosaHome-128.mp35.32 MB

وای فردا جدی تابستونهه:))))

سلاااااام

دیروز یکی از بهترین روزهایی بود که بعد از مدت‌ها تجربه کرده بودم. تازه فهمیدم وقتی به جزئیات زندگی توجه می‌کنیم، زندگی چقدر می‌تواند جذاب‌تر و قشنگ‌تر باشد. مثلاً دیروز سوار موتور چهارچرخ و ماشین ساحلی شدم. داییم گفت خودم رانندگی کنم و من هم این کار را کردم. نترسیدم؛ با شجاعت جلو رفتم. هر بار که داییم تشویقم می‌کرد و از من تعریف می‌کرد، انگیزه بیشتری می‌گرفتم تا به مسیر روبه‌رویم نگاه کنم و به حرکت ادامه بدهم. اما چیزی که بیشتر از همه در ذهنم ماند، ساحل بود... کفش‌هایم را درآوردم و به سمت آب رفتم. روبه‌روی دریای مواج ایستادم و خیره شدم. فکر می‌کنم حدود یک ربع فقط به دریا نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم. به پاهایم نگاه می‌کردم؛ موج‌ها می‌آمدند و شن‌ها را به سمت پاهایم می‌کشاندند. دریا را واقعاً حس می‌کردم. آب خنک به پاهایم می‌خورد، باد روی صورتم می‌وزید و موهایم را با خودش به پرواز در می آورد. همان‌جا با خودم فکر کردم: آخرِ این دریا کجاست؟ بعد از این همه آب، باز هم دریاست؟ و بعد به زندگی فکر کردم... زندگی هم شبیه همین دریاست. اتفاق‌های زیادی می‌افتد، گاهی موج‌های آرام دارد و گاهی طوفانی می‌شود. مشکلات می‌آیند و می‌روند، اما زندگی همچنان ادامه پیدا می‌کند؛ درست مثل دریا که هیچ‌وقت از حرکت نمی‌ایستد. شاید بعضی از زیباترین لحظه‌های زندگی، همان لحظه‌هایی باشند که فقط چند دقیقه می‌ایستیم و واقعاً اطرافمان را حس می‌کنیم.
کیانا

سکوت رو ترجیح میدم چون فهمیدم حتی کلمات هم نمیتونن عمق احساسات درون منو بیان کنن :)

photo content

محمد صفوی میگه:
چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی من شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنی :)

صبحتون بخیر و زیبا :)

ببینید چه عکسایی گرفتم☺️ ریکشن فراموش نشه :)))

photo content
+3

بگردید ، بگردید ، در این خانه بگردید در این خانه غریبند ، غریبانه بگردید یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید
هوشنگ ابتهاج

گاهی آدم‌ها توی یه دوره از زندگی همدیگه رو پیدا می‌کنن و یه اثر خیلی عمیق روی قلب هم می‌ذارن، حتی قبل از اینکه بدونن آخر داستان دقیقاً چی میشه.

روز جمعتون بخیر:))

بدترین حس؟ اونجاس که مجبوری برای دیده نشدن اشکات لبخند بزنی :)