Dreamer girl
前往频道在 Telegram
اینجا جاییست که افراد خیالپرداز میآیند، تا رویاهایشان را در دلنوشتهها زنده کنند و با هر کلمه، دریچهای به جهان خیال بسازند:) @Dreamer_girlbot
显示更多未指定国家未指定类别
451
订阅者
-124 小时
-67 天
-630 天
帖子存档
450
پشت هم شعر نوشتم که بخوانی ، خواندی ؟ بغض کردم که ببینی و بمانی ، ماندی ؟ به خدا شعر ترین شعرِ منی ، میفهمی ؟ هوس انگیز ترین حس منی ، میفهمی ؟
450
دیروز یکی از بهترین روزهایی بود که بعد از مدتها تجربه کرده بودم.
تازه فهمیدم وقتی به جزئیات زندگی توجه میکنیم، زندگی چقدر میتواند جذابتر و قشنگتر باشد.
مثلاً دیروز سوار موتور چهارچرخ و ماشین ساحلی شدم. داییم گفت خودم رانندگی کنم و من هم این کار را کردم. نترسیدم؛ با شجاعت جلو رفتم. هر بار که داییم تشویقم میکرد و از من تعریف میکرد، انگیزه بیشتری میگرفتم تا به مسیر روبهرویم نگاه کنم و به حرکت ادامه بدهم.
اما چیزی که بیشتر از همه در ذهنم ماند، ساحل بود...
کفشهایم را درآوردم و به سمت آب رفتم. روبهروی دریای مواج ایستادم و خیره شدم. فکر میکنم حدود یک ربع فقط به دریا نگاه میکردم و فکر میکردم.
به پاهایم نگاه میکردم؛ موجها میآمدند و شنها را به سمت پاهایم میکشاندند. دریا را واقعاً حس میکردم. آب خنک به پاهایم میخورد، باد روی صورتم میوزید و موهایم را با خودش به پرواز در می آورد.
همانجا با خودم فکر کردم: آخرِ این دریا کجاست؟ بعد از این همه آب، باز هم دریاست؟
و بعد به زندگی فکر کردم...
زندگی هم شبیه همین دریاست. اتفاقهای زیادی میافتد، گاهی موجهای آرام دارد و گاهی طوفانی میشود. مشکلات میآیند و میروند، اما زندگی همچنان ادامه پیدا میکند؛ درست مثل دریا که هیچوقت از حرکت نمیایستد.
شاید بعضی از زیباترین لحظههای زندگی، همان لحظههایی باشند که فقط چند دقیقه میایستیم و واقعاً اطرافمان را حس میکنیم.
کیانا
450
محمد صفوی میگه:
چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی من شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنی :)
450
بگردید ، بگردید ، در این خانه بگردید
در این خانه غریبند ، غریبانه بگردید
یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید
هوشنگ ابتهاج
450
گاهی آدمها توی یه دوره از زندگی همدیگه رو پیدا میکنن و یه اثر خیلی عمیق روی قلب هم میذارن، حتی قبل از اینکه بدونن آخر داستان دقیقاً چی میشه.
