زثولیت
Ir al canal en Telegram
He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
170
Suscriptores
Sin datos24 horas
+57 días
+430 días
Archivo de publicaciones
169
Repost from خاکستری.
تافل و دولینگو چیه آخه که بن بشه واسه جوون فلکزدهی ایرانی؟ دشمن ترامپ دانشجوی ایرانیه یا دولت؟
دلار دویست تومنی و آیندهی نامعلوم و زنجیر شدن توی مملکتی که هنوز خون ازش میچکه.
دختره چندین سال از زندگیش زده برای تافل خونده که توی چند ساعت واسش پیام کنسل شدن آزمونش بیاد و کل برنامه و تلاشهایی که کرده بوده با یک ایمیل، با یک ایمیل نابود بشه.
هنوزم یه عده هستن ککشون نمیگزه فکر میکنن اینا تحت فشار قرار میگیرن و اون بیشرف ابرقدرت بیدلیل کاری نمیکنه
169
زث جان، درود به خود نیکو و قلم همیشه سبزت.
اینقدر زیبا و لذتبخش مینویسی، آدم حظ میکنه و چاره ای هم جز حظ بردن پیدا نمیکنه. کاش کتاب هایی چاپ داشتی که میشد بارها خوندشون وقتی به آوازت، کلمات وانگهی اینقدر خوش قواره می ایستن، به آدم خطور میکنه چرا آوازت رو در دل کاغذها، محصور و مسحور نبینه.
امید که ذهنت همواره پرتوان بمونه و انگشتان و کلامتْ سَرو.
169
Repost from زثولیت
هنگامی که شما از ثمرهٔ خانواده، ثمر میدادید، من در پی آن بودم که از بیادبیشان، ادب بیاموزم. حتی من در خانهای که زاده شده بودم، هر روز غریبانه میمردم؛ فرض میکردم خانهٔ او پناه باشد. من از خانه و خانوادههای خانه دیگر سیرم. خانهٔ درونم کی سامان خواهد گرفت نمیدانم. خانهات خراب زث.
#زث.
169
Repost from زثولیت
میگفت تو هنگامی آمدی که من اسمم را از روی کاغذ میخواندم و هنوز هم نمیدانم روزهایم چطور میگذرد. برایم عجیب بود و با خود میگفتم مگر میشود این چنین هم مغموم شد؟
فعلحال چنان در غم، مغروقم که اگر اسمم را بپرسند نمیدانم چه بگویم و حتی غذایی که دیروز به سختی فرو دادهام را به یاد ندارم و به گمانم یا همه چیز خواب بوده یا اگر نبوده چیزی جز حالهای از ابهام نیست. با این اوصاف به این فکر میکنم این چندماه را چطور دوام آوردم و هنوز هیچچیز نیستم و همه چیز اوست.
#زث.
