es
Feedback
گم‌گشته‌ی حیران

گم‌گشته‌ی حیران

Ir al canal en Telegram

امری‌بود: @Nooraa_chat_bot اندکی‌ توصیف‌‌ زندگانی‌ با‌ چاشنی‌ شعر؛ شاید شرح‌ِ زندگی‌ِ گم‌گشته‌ای حیران ..

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
293
Suscriptores
-224 horas
-87 días
-6630 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
agosto '26
agosto '26
+296
en 6 canales
julio '260
en 6 canales
Get PRO
junio '26
+10
en 6 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '260
en 2 canales
Get PRO
enero '260
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+62
en 4 canales
Get PRO
noviembre '250
en 4 canales
Get PRO
octubre '25
+12
en 2 canales
Get PRO
septiembre '25
+97
en 3 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
30 agosto0
29 agosto0
28 agosto0
27 agosto+1
26 agosto+3
25 agosto0
24 agosto+1
23 agosto0
22 agosto0
21 agosto0
20 agosto0
19 agosto0
18 agosto0
17 agosto0
16 agosto+1
15 agosto+24
14 agosto+3
13 agosto+5
12 agosto+1
11 agosto+1
10 agosto0
09 agosto0
08 agosto+3
07 agosto0
06 agosto+16
05 agosto+12
Publicaciones del Canal
ز یـمـن مـقـدم رســول خـاتــم مــعـطر آمـــده مـحــیـط عـالـم مـــولــد صــــادق آل مــحــمــد مـقـارن گـشـت بـا میلاد احمد

2
فور کنید،فولدر بزارم+40جذب اينجا باشید:گپ حمایتی🌱
5
3
Alireza Taheri - Yar Pasandid Mara.mp3
296
4
Sin texto...
224
5
‌.
38
6
sticker.webp
144
7
sticker.webp
86
8
به هر نقشی که چشمِ دل سپردم زِ رنگِ خویش، بویِ عشق بُردم جهان هرچند زیبا بود، اما به نقشِ عشق، زیبایی فزودم
297
9
✨️
6
10
Sin texto...
330
11
اشک؛ تأملی بر حقیقت و آثار گریه بر سیدالشهدا علیه السلام
اشک؛ تأملی بر حقیقت و آثار گریه بر سیدالشهدا علیه السلام
361
12
جهان گرچه پر از رنگ است، دلِ من غرقِ غم باشد چه سود از خنده‌های خلق، وقتی سهمِ من ماتم باشد؟
261
13
شاید براتون سوال بشه چرا گم‌گشته‌ی حیران چون یجورایی‌ لقبم هست.
1
14
دلم را جز به مهرِ تو نسپردم که بی‌تو از خودم چیزی نبردم جهان گر جمله در چشمم فرو ریخت تو ماندی؛ من از این عالم چه بردم؟ گم‌گشته‌ی حیران
276
15
جمعه‌های بی‌تو هر جمعه، کوچه بویِ قدم‌های تو را خواست، این شهر، یک اذانِ ناتمام از تو را خواست. گفتند: نزدیکی؛ و ما دورِ خود چرخیدیم، دل راهِ تو گم کرد و سلام از تو را خواست. ای آخرین بهار، زمین خسته مانده است، بارانِ عدل، ابرِ کرام از تو را خواست. روزی که پرده از رخِ خورشید برکشی، تاریخ، دوباره صبح و قیام از تو را خواست ۱۴۰۵/۵/۳۰
311
16
لباس مشکی‌ام رو تا می‌کنم بازم 0:38 -
311
17
سه‌سالهٔ شام شب بود و دخترک، پیِ یک آشنا گریست در گوشِ خشت‌های ترک‌خورده، «بابا» گریست پرسید از عمه: «مگر این راه، خانه نیست؟» وقتی جواب آمد، دلِ او بی‌صدا گریست گفتند: «رفته است پدر، باز می‌رسد...» طفلی نشست و گفت: «مگر بابا با سر رسیده؟» پرسید: «این سر، رویِ نیزه، از آنِ کیست؟» گفتند: «باباست...» سر را گرفت و سخت گریست بوسید رویِ زخمیِ پیشانیِ پدر را، گفت: «بابا، دستت کو؟ انگشترت کجاست؟» دنبالِ دستِ پدر گشت و چیزی نگفت فقط به محاسنِ خونیِ او خیره شد دستی کشید بر رویِ لبِ خشکِ پدر، گفت: «بابا، تشنه‌ای؟ برات آب بیاورم؟» سر را‌ میان دامن خود جای داد و گفت: «بابا، چرا جواب مرا هیچ نمی‌دهی؟» پیشانی اش گذاشت به پیشانی پدر، گفت:«منم‌، همان دخترِ کوچکِ سه ساله ات.» هر قدر صدا زد جوابی از پدر نداشت، گفت:«بابا.. امشب قرآن نمیخوانی؟» شب تا سحر کنار پدر گریست آن‌قدر گریست تا خودش خوابش گرفت صبح آمد و دخترک دیگر صدا نداشت فقط سر بابایش را به‌ آغوش گرفت سه‌سالهٔ شام ۱۴۰۵/۵/۲۸
335
18
ردِّ نرسیدن دستم به آسمان نرسید و غروب ماند، یک جاده در نگاهِ منِ بی‌عبور ماند. گفتم که می‌گذرد، مثلِ باد از کنارِ درد؛ اما سکوت، همسفرِ صبور ماند. هر کس چراغِ خانهٔ خود را بغل گرفت، سهمِ من از شب، شعله‌ای بی‌ظهور ماند. شاید تمامِ قصه‌ی من همین بود؛ رفتنی که در میانِ سینه، همیشه بی‌حضور ماند. ردِّ نرسیدن بیست‌ و هفت مرداد ماه هزار و چهارصد و پنج
320
19
ضحا نمی‌نویسه نمی‌نویسه وقتی می‌نویسه شاهکار مینویسهه
27
20
:))
37