es
Feedback
Οὐρανία

Οὐρανία

Ir al canal en Telegram

"𝔸ℝ𝕋 𝕚𝕤 𝕥𝕙𝕖 𝕤𝕦𝕡𝕣𝕖𝕞𝕖 𝕤𝕖𝕟𝕤𝕦𝕒𝕝 𝕡𝕝𝕖𝕒𝕤𝕦𝕣𝕖." 𝔻𝕠𝕟 ℂ𝕠𝕝𝕒𝕔𝕙𝕠 𝔸𝔻𝕄𝕀ℕ: @OURANIA7S

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
210
Suscriptores
+224 horas
+57 días
+730 días
Archivo de publicaciones
"𝐓𝐡𝐞 𝐰𝐢𝐭𝐜𝐡𝐞𝐬' 𝐬𝐚𝐛𝐛𝐚𝐭𝐡" ©𝐌𝐚𝐭𝐭𝐡𝐚𝐮𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐄𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐦𝐞𝐫𝐢𝐚𝐧 شب والپورگیس، جشن جادویی ورود به بها
"𝐓𝐡𝐞 𝐰𝐢𝐭𝐜𝐡𝐞𝐬' 𝐬𝐚𝐛𝐛𝐚𝐭𝐡" ©𝐌𝐚𝐭𝐭𝐡𝐚𝐮𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐄𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐦𝐞𝐫𝐢𝐚𝐧 شب والپورگیس، جشن جادویی ورود به بهار، نماد قدرت‌های بی تفاوتی و بی‌توجهی است. این شب، فعالیتی بی‌وقفه از گناهان کوچک و سطحی‌نگری نسبت به امور انسانی را به نمایش می‌گذارد؛ سرگرمی‌ای که در عین حال مخرّب است. در این تصویر، جهان؛ با نمایش خودخواهی و فاوست به عنوان ناظر، به تصویر کشیده شده است، در حالی که گرِتشِن در گوشه‌ای دیگر در حال رنج کشیدن است. فاوست، محققی سرخورده، در حین انجام آزمایشات خود به رویایی روشن فرو می‌رود. همراه مرموز او، مفیستوفل، که مدتی است او را به دام انداخته، فاوست را با اسرار شب والپورگیس آشنا می‌کند. در ذهن فاوست، رقص جادوگران شکل می‌گیرد. اما او به جای برخورد با شیاطین زن ژولیده و بزهای فاسد، با پنج فرشته سقوط کرده روبرو می‌شود: اغوا، میل، و در نهایت مرگ و نیستی. در این میان، فرشته پنجم در حال رقصیدن بین حالت از دست دادن و آخرین امید است.

"𝐂𝐡𝐞𝐜𝐤𝐦𝐚𝐭𝐞" 𝟏𝟖𝟑𝟏 ©𝐅𝐫𝐢𝐞𝐝𝐫𝐢𝐜𝐡 𝐌𝐨𝐫𝐢𝐭𝐳 𝐀𝐮𝐠𝐮𝐬𝐭 𝐑𝐞𝐭𝐳𝐬𝐜𝐡 (𝐆𝐞𝐫𝐦𝐚𝐧, 𝟏𝟕𝟕𝟗–𝟏𝟖𝟓𝟕)
+1
"𝐂𝐡𝐞𝐜𝐤𝐦𝐚𝐭𝐞" 𝟏𝟖𝟑𝟏 ©𝐅𝐫𝐢𝐞𝐝𝐫𝐢𝐜𝐡 𝐌𝐨𝐫𝐢𝐭𝐳 𝐀𝐮𝐠𝐮𝐬𝐭 𝐑𝐞𝐭𝐳𝐬𝐜𝐡 (𝐆𝐞𝐫𝐦𝐚𝐧, 𝟏𝟕𝟕𝟗–𝟏𝟖𝟓𝟕) 𝐨𝐧 𝐆𝐨𝐞𝐭𝐡𝐞´𝐬 𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭. کیش و مات اثر فریدریش موریتز آگوست رتش بر اساس فاوست گوته. طبق افسانه ای، و احتمالاً واقعیت، استاد بزرگ شطرنج در کنار هنرهای مشهور دیگری مانند مونالیزا، به این نقاشی جذاب در موزه لوور برخورد. او برای مدت طولانی به صفحه شطرنج در نقاشی خیره شد و در نهایت متوجه چیز شگفت انگیزی شد. تفسیر معمولی از نقاشی (که شیطان مرد را  "مات" خواهد کرد) نادرست بود. اگرچه به نظر می رسید شیطان، پیروز واقعی است، او در واقع برنده نبود؛ مرد (فاوست؟) که فکر می کرد در حال باخت است، در واقع برنده بود. 𝐃𝐚𝐫𝐢𝐧𝐠 𝐢𝐝𝐞𝐚𝐬 𝐚𝐫𝐞 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐜𝐡𝐞𝐬𝐬𝐦𝐞𝐧 𝐦𝐨𝐯𝐞𝐝 𝐟𝐨𝐫𝐰𝐚𝐫𝐝. 𝐓𝐡𝐞𝐲 𝐦𝐚𝐲 𝐛𝐞 𝐛𝐞𝐚𝐭𝐞𝐧, 𝐛𝐮𝐭 𝐭𝐡𝐞𝐲 𝐦𝐚𝐲 𝐬𝐭𝐚𝐫𝐭 𝐚 𝐰𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐠𝐚𝐦𝐞. ✍🏾𝐉𝐨𝐡𝐚𝐧𝐧 𝐖𝐨𝐥𝐟𝐠𝐚𝐧𝐠 𝐯𝐨𝐧 𝐆𝐨𝐞𝐭𝐡𝐞 "ایده های جسورانه مانند مهره های شطرنجی است که به جلو حرکت کرده اند. آنها احتمال دارد شکست بخورند، اما در واقع یک بازی برد را شروع کرده اند." ✍🏾یوهان ولفگانگ فون گوته

📻 نمایش رادیویی فاوست📻 قسمت اول با مقدمه‌ای در باب بهشت شروع می‌شود، خداوند بنا به خواهش شیطان به او اجازه می‌دهد تا درستی و راستی فاوست، خدمتگزار خدا را آزمایش نماید. مفیستوفلس با فاوست سالخورده معامله‌ای می‌کند؛ اگر فاوست برای یک لحظه با این معامله موافقت کند، روح از تنش پرواز خواهد کرد، فاوست دوباره جوان می‌شود و با مفیستوفلس به مسافرت می‌پردازد تا از تمام لذایذ زمینی برخوردار گردد. در زمین عاشق دختر ساده‌ای به نام مارگارت می‌شود بعد به او خیانت می‌کند و مسئول سقوط و مرگ او می‌گردد. مفیستوفلس گمان می‌کند که روح مارگارت را اسیر خواهد کرد ولی عشق او نسبت به فاوست و امتناع او از نجات یافتن از چنگال مرگ، سبب نجات او می‌شود. قسمت اول نمایش به پایان می‌رسد ولی فاوست هنوز در دنیای شهوات و هوس‌ها، آن لحظه پر شکوه هستی را که در آرزوی به چنگ آوردنش می‌باشد، نیافته‌ است. در قسمت دوم فاوست که مربوط به زندگی عادی و زیبایی طبیعی است، شعر فلسفی عمیقی به کار گرفته شده‌است، که شباهت کمتری به قسمت اول دارد. فاوست در اینجا تمام قدرت‌های دنیوی و معنوی را می‌آزماید و هنوز آن لحظه‌ای را که چنین مشتاقانه در جستجویش است، حتی در عشق هلن تروا نمی‌یابد. مفیستوفلس تقریباً از انجام معامله اش نومید شده‌است. سرانجام فاوست خسته و سیر از گشت و گذار دوباره مرد سالخورده‌ای می‌شود و علاقه‌مند می‌گردد که اراضی دریا را دوباره آباد کند. این نقشه در نظر او کار کوچکی می‌نماید و حال آنکه فواید بیشماری برای تعداد بسیاری از مردم دربردارد در اینجا فاوست با تعجب می‌بیند که این کار غیر جالب و اجتماعی خوشحالی عمیق و حقیقی را به او ارزانی داشته‌است. این انگیزه چنان شریف است که مفیستوفلس عاقبت از به چنگ آوردن روح فاوست مانند روح مارگارت بیچاره در قسمت اول داستان، محروم می‌شود. https://t.me/Ourania7

+2
📻 نشست نقد و بررسی كتاب فاوست گوته سعید جوزی، مترجم کتاب قبلأ این اثر، سه بار به فارسی ترجمه شده است. ابتدا توسط «حسن شهباز»، یک بار توسط «اسدالله مبشری» و بعدها توسط «م. به آذین» کریستوفر مارلو، نمایشنامه‌نویس مشهور انگلیسی با اقتباس از این افسانه، نمایش‌نامه «دکتر فاستوس» را نوشت. فیلمی از این افسانه به کارگردانی فریدریش ویلهلم مورنائو، کارگردان آلمانی (متعلق به جنبش سینمای اکسپرسیونیست آلمان) در سال 1926 ساخته شد. رامبراند نیز تابلویی با الهام از این افسانه ساخته است.

"𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐢𝐭𝐚 𝐚𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐒𝐚𝐛𝐛𝐚𝐭𝐡," 𝟏𝟗𝟏𝟏 ©𝐏𝐚𝐬𝐜𝐚𝐥 𝐃𝐚𝐠𝐧𝐚𝐧-𝐁𝐨𝐮𝐯𝐞𝐫𝐞𝐭 مارگریت در سبت، اثر پاس
+9
"𝐌𝐚𝐫𝐠𝐚𝐫𝐢𝐭𝐚 𝐚𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐒𝐚𝐛𝐛𝐚𝐭𝐡," 𝟏𝟗𝟏𝟏 ©𝐏𝐚𝐬𝐜𝐚𝐥 𝐃𝐚𝐠𝐧𝐚𝐧-𝐁𝐨𝐮𝐯𝐞𝐫𝐞𝐭 مارگریت در سبت، اثر پاسکال آدولف ژان دانیان بووره، که هم‌اکنون در موزه کنیاک فرانسه نگهداری می‌شود، صحنه‌ای شگرف از نمایشنامه فاوستِ گوته را به تصویر می‌کشد. در این لحظه‌ی دراماتیک، رؤیایی از مارگریت ناگهان از میان شعله‌های جهنم به سوی فاوست می‌آید، با ظاهری رنگ‌پریده و شبح‌وار؛ کودک مرده‌ای را در آغوش دارد؛ او در حال لالایی گفتن به فرزند بی‌جانش است، که نتیجه پیوندش با فاوست میباشد. این تصویر، او را در برابر جمعیتی اهریمنی قرار می‌دهد و تضاد رنج او با شادیِ پیرامونش، عمق تراژدی‌اش را دوچندان می‌کند. ظاهر رنگ‌پریده و شبح‌مانند مارگریت، تجسمی از ویرانی معنوی او و پیامدهای تلخ اعمال فاوست است. کودکِ مرده‌ای که در آغوش دارد، نمادی از معصومیتِ از دست‌رفته‌اش و بهای نهایی رابطه‌اش با فاوست به شمار می‌رود. فضای سبت، با آتش‌های سرکش و چهره‌های اهریمنی‌اش، عواقب جهنمی پیمان فاوست با مفیستوفلس و انحطاط اخلاقی ناشی از آن را به تصویر می‌کشد. مدل نقاشی مارگریت، سوزان دِلوه، یکی از بازیگران محبوب آن دوران بود که زیبایی اش به این اثر عمق بیشتری بخشیده است.

خلاصه نمایشنامه فاوست اثر جاودانه گوته فاوست خسته و ناامید است، تصمیم می‌گیرد تا با شیطان جهت کسب دانش بیشتر و قدرت جادو وارد گفتگو شود. او می‌خواهد تا از تمام دانش و لذت این دنیا بهره‌مند شود، در مقابل، نماینده شیطان؛ مفیستوفل ظاهر می‌شود. او این معامله را با فاوست انجام می‌دهد: مفیستوفل به قدرت جادویی او برای مدت یک دوره کمک می‌کند، ولی در پایان دوره، روح فاوست به شیطان تعلق دارد و فاوست به شکل ابدی ملعون خواهد بود. در داستان‌های اولیه، این دوره معمولاً 24 سال ذکر شده است. در مدت زمان قرارداد، فاوست به انحای مختلف از مفیستوفل بهره می‌جوید، در بسیاری از نسخه‌های داستان، از جمله در نمایش‌نامۀ گوته؛ مفیستوفل او را کمک می‌کند تا دختری زیبا و معصوم را که معمولاً *گِرتشن نامیده شده و در نهایت زندگی‌اش نابود می‌شود، اغوا کند؛ هرچند در نهایت، معصومیت گِرتشن نجاتش می‌دهد و او وارد بهشت می‌شود. در روایت گوته، فاوست نیز با رحمت خدا به خاطر کوشش مداومش و همچنین درخواست گرتشن از خدا نجات می‌یابد. اما در نسخه‌های اولیه، فاوست برای همیشه فاسد شناخته می‌شود. او فکر می‌کند که گناهانش قابل بخشش نیست. در این روایت‌ها وقتی پایان دوره می‌رسد شیطان او را به جهنم راهی می‌کند. * گرتشن، با نام اصلی «مارگریت» دختر پاکدامن ساده و جوانی است که در بخش اول فاوست، اثر گوته، معشوقه فاوست میشود. عشق او به فاوست به تراژدی، مرگ مادر و فرزند، اعدامش و در نهایت رستگاری روحش در بهشت منتهی می‌گردد. https://t.me/Ourania7

خلاصه نمایشنامه فاوست اثر جاودانه گوته فاوست خسته و ناامید است، تصمیم می‌گیرد تا با شیطان جهت کسب دانش بیشتر و قدرت جادو وارد گفتگو شود. او می‌خواهد تا از تمام دانش و لذت این دنیا بهره‌مند شود، در مقابل، نماینده شیطان؛ مفیستوفل ظاهر می‌شود. او این معامله را با فاوست انجام می‌دهد: مفیستوفل به قدرت جادویی او برای مدت یک دوره کمک می‌کند، ولی در پایان دوره، روح فاوست به شیطان تعلق دارد و فاوست به شکل ابدی ملعون خواهد بود. در داستان‌های اولیه، این دوره معمولاً 24 سال ذکر شده است. در مدت زمان قرارداد، فاوست به انحای مختلف از مفیستوفل بهره می‌جوید، در بسیاری از نسخه‌های داستان، از جمله در نمایش‌نامۀ گوته؛ مفیستوفل او را کمک می‌کند تا دختری زیبا و معصوم را که معمولاً *گِرتشن نامیده شده و در نهایت زندگی‌اش نابود می‌شود، اغوا کند؛ هرچند در نهایت، معصومیت گِرتشن نجاتش می‌دهد و او وارد بهشت می‌شود. در روایت گوته، فاوست نیز با رحمت خدا به خاطر کوشش مداومش و همچنین درخواست گرتشن از خدا نجات می‌یابد. اما در نسخه‌های اولیه، فاوست برای همیشه فاسد شناخته می‌شود. او فکر می‌کند که گناهانش قابل بخشش نیست. در این روایت‌ها وقتی پایان دوره می‌رسد شیطان او را به جهنم راهی می‌کند. * گرتشن، با نام اصلی «مارگریت» دختر پاکدامن ساده و جوانی است که در بخش اول فاوست، اثر گوته، معشوقه فاوست میشود. عشق او به فاوست به تراژدی، مرگ مادر و فرزند، اعدامش و در نهایت رستگاری روحش در بهشت منتهی می‌گردد.

photo content

+6
"𝐌𝐞𝐩𝐡𝐢𝐬𝐭𝐨𝐩𝐡𝐞𝐥𝐞𝐬", 𝟏𝟖𝟕𝟗 ©𝐄𝐝𝐮𝐚𝐫𝐝 𝐯𝐨𝐧 𝐆𝐫ü𝐭𝐳𝐧𝐞𝐫 🏛️𝐍𝐞𝐮𝐞 𝐏𝐢𝐧𝐚𝐤𝐨𝐭𝐡𝐞𝐤, 𝐌𝐮𝐧𝐢𝐜𝐡 آنچه در مقابل دیدگان ماست، شیطانی دهشتناک نیست، شخصیتی است که به خوبی از طریق «فاوست» اثر گوتِه شناخته شده است. مفیستوفل، سالخورده و باهوش، با نیشخند زیرکانه در چهره‌اش به نظر می‌رسد. ژست او حس پویایی را منتقل می‌کند، گویی یک قدم به جلو برداشته و مستقیماً در برابر مخاطب ایستاده است. لباس او نقش مهمی در درک این تصویر ایفا می‌کند، رنگ‌های قرمز- قهوه‌ای که به طور سنتی با تصویر شیطان مرتبط هستند، اما خود لباس کاملاً معمولی به نظر می‌رسد. به همین دلیل، مفیستوفل نه تنها ترسناک، بلکه تقریباً آشنا به نظر می‌رسد. چهره‌اش با دقت طراحی شده است، چین و چروک‌ها؛ فرم ابروها و لبخند ملایم او، نشان‌دهنده یک شخصیت باتجربه و عمیق است. این شخصیت تهدیدی ایجاد نمی‌کند و هیچ حس تنشی به مخاطب منتقل نمیکند؛ او فقط نظاره‌گر است و منتظر می‌ماند تا انسان خود تصمیم بگیرد، به بیننده پیشنهاد می‌دهد که نترسد، بلکه بیاندیشد.

𝐈 𝐚𝐦 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐰𝐡𝐢𝐜𝐡 𝐞𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥𝐥𝐲 𝐰𝐢𝐥𝐥𝐬 𝐞𝐯𝐢𝐥 𝐚𝐧𝐝 𝐞𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥𝐥𝐲 𝐖𝐨𝐫�
+1
𝐈 𝐚𝐦 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐰𝐡𝐢𝐜𝐡 𝐞𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥𝐥𝐲 𝐰𝐢𝐥𝐥𝐬 𝐞𝐯𝐢𝐥 𝐚𝐧𝐝 𝐞𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥𝐥𝐲 𝐖𝐨𝐫𝐤𝐬 𝐠𝐨𝐨𝐝. 📖𝐅𝐚𝐮𝐬𝐭 ✍🏾𝐉𝐨𝐡𝐚𝐧𝐧 𝐖𝐨𝐥𝐟𝐠𝐚𝐧𝐠 𝐯𝐨𝐧 𝐆𝐨𝐞𝐭𝐡𝐞 من بخشی از آن نیرو هستم که از ازل خواهان شر است و از ازل نیکی میآفریند. 📖فاوست ✍🏾یوهان ولفگانگ فون گوته واژه فاوست در آلمانی، مشت(دست گره کرده) معنی می‌دهد، فاوست به شکل‌های مختلف در گذر زمان ثبت شده‌است، فاوست و صفت آن فاوستی؛ اغلب توصیف موقعیتی است که در آن فردی جاه‌طلب به منظور رسیدن به قدرت و موفقّیت دست از اخلاقیات می‌کشد. در نسخه‌های اولیه همچون تصنیف‌ها، نمایش‌نامه‌ها و عروسک‌گردانی‌هایی که بر اساس این افسانه ساخته شد، فاوست به شکل محتومی لعنت‌ شده و دوزخی بود، زیرا انسان را به دانش الوهی ترجیح می‌داد. او کسی بود که: متن مقدّس را پشت در و زیر میز می‌گذارد، از اینکه دکتر الهیات نامیده شود پرهیز دارد و ترجیح می‌دهد که به شکل دکتر طبّ لباس بپوشد. هرچند در سراسر آلمان قرن ۱۶ نمایشنامه‌ها و عروسک گردانی‌های کمدی معروفی بر اساس قرائتی آزاد از این افسانه پدید آمده بودند و در اغلب اوقات فاوست و مفیستوفل (که نام شیطان است در داستان فاوست) را در حد چهره‌هایی مبتذل و خنده‌دار تنزل می‌دادند.

Repost from N/a
«خوشا به حالِ ماتم‌زدگان»؛ از طوبی‌های نُه‌گانهٔ انجیلِ متی. گروه هنرهای آوازی سن آنتونیو. این گروه گام بسیار بالایی در بازسازیِ موسیقی‌‌‌های باستانیِ سرزمین مقدس برداشته — از خوانشِ دعاهای اصیل عیسی که به زبان مادری او یعنی آرامی خوانده می‌شده، موسیقی مقدسِ لاویان از معبد دوم اورشلیم تا سرود اسینی‌ها از طومارهای بحرالمیت. ♦️Uriel.

Repost from N/a
بی‌شک مریم مجدلیه از غامض‌ترین عناصرِ هرمنوتیکی در پدیدهٔ مسیحیت است. او که براساسِ اناجیلِ چهارگانه به عنوان یکی از پیروانِ عیسی شناخته می‌شود، مطالعه را از حیث تفسیر و تأویل برای پدیدارشناسان بسیار پیچیده و در عین حال زیبا می‌کند.  پ. ن: ویدئو فضای داخلیِ «سِنت-بوم» در جنوب فرانسه را نشان می‌دهد. بر اساس باورهای مسیحی، مریم مجدلیه سال‌های پایانی عمر خود را در غاری در این کوهستان به عبادت گذرانده است.
♦️Uriel.

Hélène_Grimaud_Piano_Sonata_No_8_in_A_Minor,_K_310_Mozart.mp318.32 MB

sticker.webp0.57 KB

photo content

photo content