خلوتگاه.
Ir al canal en Telegram
عده ای بی پناه بودیم و امام رضا(ع)پناه ما شد. @n_m_7494bot 🤍🇮🇷📖
Mostrar más628
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
+2530 días
Archivo de publicaciones
629
هر بار که میام حرم و نگاهم به گنبدت میوفته
با خودم میگم آقاجون ما همسایه بدی
هستیم ،یه وقت نشه ما رو دور بندازی
ما رو پیش خودت نگه دار(:
629
و اما شب های جمعه
چی بنویسم از اشک های جاری شده
از اسم حسین(ع)،بنویسم که قلبی پر از گناه
و دلی پر از اشتیاق داشتم اما دستم از
دامن تو کوتاه بود؟ یا بنویسم دنیا هر ساعت
بر وفق آرزوهای دیگران میچرخید و ما رو به
آرزوی کربلا نرسوند؟!
یا از دلتنگی برای زائرای کوچیک و بزرگت بنویسم...
که انگار وقتی تورو میبینن تبدیل میشی به
منتهی الیه تمام خواسته هاشون؟!
و مگر غیر اینه؟!
مگه ما خواسته ای غیر از دیدن تو و عاقبت بخیر شدن همراه تو میخوایم؟!
همه زندگیم به فدات ،نخواه این همه ازت دور
بمونم، صدام بزن بیام پیش خودت(:
629
به عمق مسئله شهادت که فکر میکنیم
یهو به خودمون میایم،میبینیم چه همه کارِ
نکرده داریم،چه آرزوهای دور و درازی برای
خودمون چیدیم و یهو یکی زیر گوشمون
میگه هنوز برای شهادت وقت هست...
اما به قولی لذتی که علی اکبر(ع) برد
حبیب بن مظاهر نبرد؛
629
اگر حاصل صبر کردن تو باشی،
من نه تنها در این دنیا بلکه در
تمامی دنیاها برای تو صبر خواهم کرد!
629
امروز بی تو سپری خواهد شد
نمیخواهم از تو بگویم
ولی مگر چیزی غیر از تو در من
زندگیمیکند؟!
629
یه جایی میخوندم "همه احساسات دارای رنگ هستن"
حالا میخوام بدونم رنگ احساس من که هیچ وقت لمس نشد و برای همیشه به فراموشی سپرده شد چیه؟
629
عزیز قلبم!
تا هر زمان که بخواهی برایت
صبر میکنم،
اما می ترسم روزی برسد
که نه من باشم، و نه کاسه ای
که صبر تو را نگه دارد(:
