زادهِ خیال…
Ir al canal en Telegram
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
263
Suscriptores
-1024 horas
+47 días
+1830 días
Archivo de publicaciones
263
Repost from منِ علیِ بخشی
ناممان منتسبش بود نميدانستيم
جانمان در طلبش بود نميدانستيم
خبر آمد همه جا شعر تو را ميخواند
شعرمان ورد لبش بود نميدانستيم…
“آسید”
263
Repost from حورآسا| در دل سماع🕊
میتوانم با هر کسی بجنگم؛
با هر آدمی، حتی با هیولایی؛ جز تو...
تو که چشمانت خود لشکری سرکشاند.
#صدف_امیری
263
آدم است دیگر.....
تمام داشته ها و نداشته هایش، بندِ حوصله اش است حوصله که نداشته باشد حتی ممکن است از آدم بودن استعفا بدهد.
263
چندلحظهای به چشمانش خیره گشتم…
چشمانش بیتاب بودن.
با خودم گفتم: آفتاب را نخواهد دید. آنکه چشمان تو را ویران ساخته.
برای چشماناش نوشتم.
«او، از عطرِ درد استفاده میکند…»
#مریم_هنرمند
263
موجود عجیب و مضحکی شدهام،شعورم کار میکند.
ولی احساساتم، چطور بگویم؟ کُند شده
نه آرزویی دارم، و نه به چیزی دلبسته ام و نه به کسی علاقمندم.
کتاب: دایی وانیا
نویسندا: آنتوان چخوف
263
«هیچ اتفاق ناگوار جدیدی رخ نداده بود، اما آنقدر غمگین بود که میتوانست سرش را بگذارد زمین و بمیرد.»
263
میخواهی راز قدرت مرا بدانی؟ من زخمهایم را تازه نگه میدارم تا یادم نرود چرا و چه کسانی آنها را به من زدهاند.
263
گاهی دلم میخواهد از همهچیز فاصله بگیرم از آدمها از صداها از این همه شلوغی که درون سینهام برپا شده است.
#اسراکریمی
263
یکی از زیباترین نعمت هایی که انسان می تواند داشته باشد،این است که به دور از پیگیری اخبارِ دیگران و مشاهده زندگی آنها و سرک کشیدن به احوالِ بقیه، به خود و دنیای خود مشغول باشد .
263
الهی به سوی تو آمدهام تا دریابیم!
در این بی سر و سامانی بازار دنیا
به سوی تو آمدهام تا از تو مدد جویم، یاری طلبم، و بخواهم که مرا به خود وا مگذاری، که من هیچم بی تو!
