es
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Ir al canal en Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
263
Suscriptores
-1024 horas
+47 días
+1830 días
Archivo de publicaciones
لبخند زد و برایم گفت:هر وقت به آرزو هایت رسیدی بدان از دعا های من است چون اسم‌ات همیشه لا‌به‌لای دعا هایم جا دارد! و خیلی خوشحال شدم از اینکه در دعا هایش نام مرا از یاد نمی‌برد‌.

لبخند زد و برایم گفت:هر وقت به آرزو هایت رسیدی بدان از دعا های من رسیدی چون از دعا هایم فراموشت نمیکنم.! و خیلی خوشحال شدم از اینکه در دعا هایش نام مرا فراموش نمیکند.

Repost from N/a
گفت... #سرزمین_لاله..🌷

پرسید: از جهان ساکت‌ات خسته نمی‌شوی؟ گفتم:پناه میبرم از ازدحام های بیهوده‌ای صداها، به آن ملودی مهربان تنهایی.!

عاشق‌ات هستم و این را از احساس هایی می‌فهمم که در نبودِ تو هم از من دست نمی‌کشد. #اسراکریمی

برای بی‌قراری‌هایم والعصر می‌خوانم و تکرار میکنم: وَ تَواصَوا بِالصَّبر وَ تَواصَوا بِالصَّبر...🔥 #کاپی

و قلبم از جنگیدن با چیزهایی تکراری خسته شده است.! #اسراکریمی

😯......!
😯......!

نمی‌دانم این خستگی از کجا آمده اما می‌دانم که دیگر تنها در جسمم نیست تا عمق روحم ریشه دوانده است جایی که هیچ‌کس جز خودم نمی‌تواند آن را ببیند. #اسراکریمی

Repost from Who is she?💬
عاشق بی دلیل جنگیدن برای زندگی بود. چیزی نداشت که از دست بدهد،اما تلاش میکرد،برای همان نداشته ها.

یـا رسـول الله : دوست داشتم؛ دستت را روی قلبم بگذاری و بگویی: نگران نباش! بهشت پایان همه‌ی رنج‌هاست ، و من بشارت و وعده ی بهش
یـا رسـول الله :   دوست داشتم؛ دستت را روی قلبم بگذاری و بگویی: نگران نباش! بهشت پایان همه‌ی رنج‌هاست ، و من بشارت و وعده ی بهشت را برایت میدهم 🥲🖤.

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام... #اسراکریمی

Repost from سپیدار
«هل تفهم ما معنى أن تنام وأنت تُردِّد: يا ربّ اجعلني أتجاوز هذه الأيّام؟» «آیا می‌فهمی یعنی چه که هنگام خواب با خودت تکرار کنی: خدای من! کمکم کن این روزها را پشت سر بگذارم؟» -أدهم الشرقاوی.

Repost from N/a
در سجاده ام گریه کردم و گفتم: خدایا چرا او را نصیبم نکردی. و در خواب بودم که صدا آمد در گوشم که گفت:او تورا از من نخواست🖤🍂 #شیبا_حبیبی

_بیا نفیس‌ترین چیزی که نزد هر کدام ما محبوب هست به همدیگر بدهیم، من قلب می‌دهم! خب، تو چی‌ می‌دهی برایم؟ _واژگانم…! _برین_بیک

چقدر قابل ستایشند زنانی که رازآلودند‌ و روح سرکش‌شان را زیر چهره‌‌ی آرام‌شان پنهان می‌کنند.

Repost from مأوے|мανα
گاهی فکر می‌کنم یکی از عجیب‌ترین فتنه‌های زمانه ما این هست که دارن انسان رو از خودش می‌گیرن، اما طوری که خودش متوجه نمیشه.تا حالا به این فکر کردی که چرا با وجود این همه پیشرفت و ادعای آزادی، خیلی از آدم‌ها از خودِ واقعی‌شون فراری شدن؟چرا این‌همه دختر و زن، با اینکه سالم‌اند، زیبا هستند، خانواده واطرافیانشون دوستشون دارن، باز هم وقتی جلوی آینه می‌ایستن احساس می‌کنن یه چیزی کم دارن؟چرا هر روز تعداد بیشتری از آدم‌ها از ظاهر خودشون ناراضی میشن؟واقعیت اینه که یکی از خطرناک‌ترین شکل‌های بردگی در دنیای امروز، بردگی جسم نیست؛ بردگی ذهنه.بردگی‌ای که نه با شلاق اتفاق می‌افته، نه با زندان و زنجیر.یه بردگی مدرن‌،یه بردگی نامرئی،یه بردگی که باعث میشه انسان کم‌کم از خودش متنفر بشه.امروز فضای مجازی فقط یه وسیله سرگرمی نیست.پشت این حجم عظیم از تصاویر، ویدئوها و ترندها، یه جریان فکری خوابیده که سال‌هاست داره یک تعریف خاص از زیبایی رو به مردم تزریق می‌کنه.هر روز هزاران تصویر از چهره‌های به ظاهر بی‌نقص جلوی چشم مردم رژه میره.صورت‌هایی که کوچک‌ترین نقصی ندارن.پوست‌هایی که انگار هیچ‌وقت جوش، لک یا خستگی ندیدن.اندام‌هایی که قرار نیست شبیه بدن یک انسان عادی باشن.
و کم‌کم ذهن آدم باور می‌کنه که این‌ها طبیعی‌اند.باور می‌کنه که این‌ها استاندارد واقعی زیبایی‌اند.در حالی که خیلی وقت‌ها پشت اون تصاویر، ده‌ها فیلتر، نورپردازی، ادیت، عمل جراحی، تزریق و دستکاری خوابیده.اما کسی اون پشت صحنه رو نمی‌بینه.مخاطب فقط نتیجه نهایی رو می‌بینه.و بعد ناخودآگاه شروع می‌کنه خودش رو مقایسه کردن.اینجاست که زمزمه‌های خطرناک شروع میشه،«بینی من خوب نیست»«پوستم خوب نیست»«فرم صورتم خوب نیست»«کاش شبیه فلانی بودم»«کاش منم اون شکلی بودم»و کم‌کم این مقایسه‌ها به یک جنگ درونی تبدیل میشه.جنگی که شاید سال‌ها طول بکشه. جنگی که قربانی‌هاش هر روز بیشتر میشن. بدترین بخش ماجرا اینه که خیلی‌ها اصلاً متوجه نمی‌شن درگیر چه بازی بزرگی شدن. دشمن همیشه با تانک و تفنگ نمیاد.گاهی با یک تصویر میاد.گاهی با یک ترند.گاهی با یک الگوریتم.گاهی با هزاران ویدئوی کوتاه که شبانه‌روز فقط یک پیام رو تکرار می‌کنن: «همین شکلی که هستی کافی نیستی.» «باید تغییر کنی.»«باید شبیه چیزی بشی که ما تعریف می‌کنیم.»و این دقیقاً همون لحظه‌ایه که اسارت شروع میشه.وقتی انسان خودش رو با معیارهای تحمیل‌شده بسنجه.وقتی ارزش خودش رو فراموش کنه.وقتی به جای اینکه خودش رو با انجام امر خدا ببینه، خودش رو با نگاه صاحبان رسانه می‌بینه،این اتفاق کوچیکی نیست.این یعنی جدا شدن انسان از فطرت خودش.یعنی نارضایتی از چیزی که خدا آفریده.
یعنی اینکه کسی سال‌ها به تو تلقین کنه که خلقت الهی ایراد داره و تو باید مدام خودت رو تغییر بدی تا ارزشمند بشی.در حالی که خداوند هیچ‌وقت ارزش انسان رو به فرم بینی و لب و گونه گره نزده.هیچ‌جای دین به ما گفته نشده که کرامت انسان به این چیزهاست. ارزش انسان به قلبشه. به ایمانشه. به عقلشه. به اخلاقشه. به حیای اونه. به بندگی خداست. به نوریه که در روحش داره. اما دنیای امروز تلاش می‌کنه همه این‌ها رو کنار بزنه و انسان رو فقط به یک ظاهر تقلیل بده.انسانی که باید برای رشد روحش تلاش کنه، تمام دغدغه‌اش میشه رشد لب و گونه و فک و...انسانی که باید به فکر ساختن شخصیتش باشه، تمام فکرش درگیر ساختن چهره‌اش میشه.و این دقیقاً همون چیزیه که خیلی‌ها نمی‌خوان درباره‌اش حرف بزنن.صنعتی عظیم از نارضایتی، مردم پول درمیاره.هرچقدر بیشتر احساس کمبود کنی، سود اون‌ها بیشتر میشه.هرچقدر بیشتر خودت رو دوست نداشته باشی، بازار اون‌ها داغ‌تر میشه.برای همین هیچ‌وقت نمی‌خوان به تو بگن که کافی هستی.هیچ‌وقت نمی‌خوان به تو بگن که زیبایی واقعی خیلی گسترده‌تر از این استانداردهای مسخره و محدوده.چون اگر روزی انسان خودش رو بپذیره، بخش بزرگی از این تجارت فرو می‌ریزه.شاید وقتش رسیده یه لحظه از این هیاهو فاصله بگیریم.یه لحظه از این مسابقه بی‌پایان مقایسه بیرون بیایم،و بپرسیم واقعاً چند تا از این عقده‌ها مال خودمون بود و چند تاش به ما القا شده؟حقیقت اینه که خیلی از زخم‌هایی که امروز در روح آدم‌ها وجود داره، نتیجه اینه که سال‌ها بهشون گفته شده:«خودت کافی نیستی.»در حالی که خداوند متعال از روز اول چیز دیگری گفته بود.خداوند انسان رو با کرامت آفرید.با ارزش آفرید.با عزت آفرید.و هیچ الگوریتمی، هیچ رسانه‌ای و هیچ جریان فکری‌ای حق نداره این کرامت رو از انسان بگیره.چرا باید کسی که خداوند اونو با حکمت آفریده، خودش رو زشت بدونه فقط چون شبیه چند چهره ساختگی نیست؟چرا باید ارزش زن مسلمان از کرامت، عفت، عقل، شخصیت و ایمانش جدا بشه و در چند معیار محدود ظاهری خلاصه بشه؟
فقرِ عزّتِ نفس... 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂

photo content

می‌گویند این دانه‌ها تسبیح برای شمارش ذکر است اما من در دست تو، فقط تو را می‌شمارم یک… تو دو… تو سه… باز هم تو من چرا حساب دن
می‌گویند این دانه‌ها تسبیح برای شمارش ذکر است اما من در دست تو، فقط تو را می‌شمارم یک… تو دو… تو سه… باز هم تو من چرا حساب دنیا را به تو باخته‌ام؟ #محال_بهار🍂

متنفرم از افکاری که هنگام تلاوت دوره‌های قرآن به ذهنم هجوم می‌آورند افکاری که رشتهٔ تمرکزم را از هم می‌گسلند آیات را در ذهنم درهم می‌آمیزند و مرا از حضورِ قلبی که در برابر کلام خدا آرزو دارم دور می‌کنند. #اسراکریمی