ناتموم؛
Ir al canal en Telegram
جمع دوستانهس؛ به هرچیم فکر کنم مینویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بیکلامهای درجه یک، که هیچجا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
242
Suscriptores
+124 horas
-27 días
-630 días
Archivo de publicaciones
242
از آدمهای پیگیر و با مسئولیت بینهایت خوشم میاد؛ آدمهایی که وقتی بهشون یه کاری رو میسپری تا انجام ندادن بیخیال نمیشن، آدمهایی که پای حرفایی که میزنن هستن. در مقابل از آدمهای بیمسئولیت فراری و بیزارم.
242
+1
یه مغازه عتیقه فروشی پیدا کردم که ظروف عتیقهای داره، آه و واویلا :)
مثلاً بشقاب سمت چپی ببشتر از ۱۰۰ سال سن داره و طراحی شده با دست هست.
و سمت چپی که به نظرم واسه روشن کردن شمع خیلی ناناس و زیباس هم سنش خیلی زیاده و شما شکلو ببین.
خدا میدونه چند نسل چرخیده که الان اینجاس. جالب نیست؟
آه قلبم.
242
داشتم فکر میکردم الهی شادی به دلامون برگرده؛ بعد یه لحظه تو ذهنم مکث کردم گفتم این جمله رو بارها و بارها تو دلت گفتی و هنوزم انگار نشده که نمیشه. این امید چیه که آدمی داره؟ ها؟ چطور میتونم غیرفعالش کنم؟
شاید زندگی بدون امید ثمره بهتری داشته باشه، نمیدونم رابرت ولی بعدها واست مینویسم چی شد و شما بعد ما با امید یا بدون امید زندگی کنید.
242
Repost from عین الدوله
جنگلی که ۵۰ میلیون سال قدمت داشت هم اینا سوزوندن دیگه ببین ما چی داریم میکشیم.
242
“رها کردم و دوباره رها میکنم… اما دلم میخواست زندگیم چیزی بیش از رها کردنهای پیوسته باشه.”
242
تا حالا به این فکر کردی که طبیعت چقدر بخشندهس؟ همیشه آغوشش به روی ما بازه که از روزمرگیهای شهر و هیاهویهای هیچ به آغوشش پناه ببریم و آروم شیم.
کاش روزی برسه که به همون اندازه که میتونم توی شهر زندگی کنم، تو آغوش طبیعت هم باشم.
