es
Feedback
Opia-

Opia-

Ir al canal en Telegram

«غرق در رویای خویش🧌🍸.» -فکرهایی که جایی جز اینجا جا نمی‌شوند. حرف زدن با من؟ t.me/HidenChat_Bot?start=6671989494

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
2 844
Suscriptores
-1124 horas
-407 días
+14630 días
Archivo de publicaciones
Opia-
2 844
خب دوسِتان من از چنل‌هایی که مطرود رو چک نمی‌کنن لفت میدم کانالم رو اکم هس می‌تونید متقابلا لفت بدید
ولی خب اگه واقعا دوست دارید تو چنل‌های یک‌دیگر فعال باشیم و صرفا جفج زشت نباشه این پیامو بفورید.
شب میام بهش رسیدگی می‌کنم.

Opia-
2 844
خسیس نباشین دوتا ری اکته

Opia-
2 844
دوتا ری اکت؟؟

Opia-
2 844
فهمیدین؟ امیدوارم فهمیده باشین

Opia-
2 844
الان یکی بره بالا ببینه تایم همه پیاما یکیه کرکاش می‌ریزه😱 اینا برا وقتی بود که نتا قطع بود بعد من می‌اومدم اینارو می‌نوشتم بدون اینکه بیان بعد که یکم وصل می‌شدم همشون باهم می‌اومدن

Opia-
2 844
یهویی بیاین به این ری اکت بدین

Opia-
2 844
فور بزنید تا من این جمله رو بر اساس وایب چنلتون کامل کنم؛
این روزها بیشتر از هر چیزی دلم می‌خواهد..
لیمیت:15 چنل.
جوین شید خوشحال می‌شیم🫶🏿

Opia-
2 844
Repost from BlueLit
این پیامو فور کنید تا به چنلتون نمره بدم و نظرمو درموردش بگه
اگه دوست داشتی اینجارو داشته باش

Opia-
2 844
Repost from N/a
سلام بچها لطفا اگه دلقکید، و بامزه‌اید، و باجنبه و مشتی حرارتی شرارتی رفاقتی، و میدونید که قراره همدیگرو دوست بداریم و چک کنیم، این پیامه رو فور بزنید فولدر بزنم دلقکا همدیگرو پیدا کنن یکم بخندیم.
چنلتون دلقکانه نباشه نمیذارم تو فولدر حتما دلقک باشید. الکی عضو نشید فقط اگه بامزه‌اید بیاید. ظرفیت هم تا وقتی صندلی‌های سیرک پر بشه‌.

Opia-
2 844
اون چنل پرایوت خودمه

Opia-
2 844
.

Opia-
2 844
فورواردکنید؛ یکی از نوشته‌های موردعلاقتون رو علامت بزنید من ادامه‌اش بدم.
لطفا محتوا داشته باشید.

Opia-
2 844
اونی که اینو فور زده😂

Opia-
2 844
Repost from N/a
ای اهالی سرزمین خاموشی، مرگ مگر چیزی غیر از لحظات خفقان آدمی در غم‌هایش نیست؟
مگر نه آن‌گاه که اندوه، آهسته‌آهسته در رگ‌های آدمی رسوخ می‌کند و هر تپش قلب را به اعترافی ناگفته بدل می‌سازد، چیزی درون او پیش از آن‌که خاک را بشناسد، به خاموشی می‌گراید؟ چه بسیار آدمیانی که هنوز در کوچه‌های شهر راه می‌روند، هنوز به پنجره‌ها سلام می‌کنند، هنوز نام خویش را بر زبان می‌آورند، اما سال‌هاست که درونشان، چراغی، بی‌آن‌که کسی ببیند، خاموش شده است. شما را چه شد، ای ساکنان آن سوی سکوت، که این‌چنین با اندوه خو گرفته‌اید؟ چه کسی نخستین سنگ را در چاهِ قلبتان انداخت و بعد، صدای افتادنش را زندگی نامید؟ و انسان از همان روزی پیر می‌شود که دیگر از دردهایش شگفت‌زده نمی‌شود. از همان لحظه‌ای که رنج، به جای آن‌که مهمانی ناخوانده باشد، صاحبخانه می‌شود و آدمی برای حفظ سقف پوسیدهٔ خویش، به دیوارهای نم‌کشیده‌اش دل می‌بندد. و چه مضحک است این میل غریب ما به ادامه دادن.. گویی در انتهای هر شب، زندگی صبحی به ما بدهکار است. ما بر لبهٔ تاریکی می‌ایستیم و به مشتی خاطره چنگ می‌زنیم، نه از آن رو که خاطره نجاتمان می‌دهد، بلکه چون دست خالی، حتی برای افتادن نیز بیش از اندازه تنهاست. اما شما، ای اهالی سرزمین خاموشی، آیا هرگز از خود پرسیده‌اید چرا سکوت چنین صدای بلندی دارد؟ چرا بعضی شب‌ها، هیچ فریادی شنیده نمی‌شود و بااین‌حال، تمام اتاق از فریاد پر است؟ 'سکوت، زبانِ زخم‌هایی‌ست که آن‌قدر قدیمی‌اند که دیگر حوصلهٔ سخن گفتن ندارند.' و شاید تمام تراژدی انسان همین باشد: ما در جهان، به دنبال معنایی می‌گردیم که هیچ قولی برای معنا‌دار بودن نداده است. آسمان، بی‌اعتنا بر فراز ما ایستاده. زمین، نام مردگان را بی‌هیچ پرسشی در خود فرو می‌برد و زمان، بی‌آنکه حتی سر برگرداند، از روی تمام ما عبور می‌کند. بااین‌همه، هنوز کسی در تاریکی پنجره‌ای را باز می‌کند، تا طلوع امید را ببیند. هنوز دستی، لرزان و خسته، پرده را کنار می‌زند و به آسمانی نگاه می‌کند که شاید هیچ پاسخی برای او ندارد. شاید همین نگاهِ بی‌پاسخ، سرسخت‌ترین شکلِ امید باشد. نه امید به اینکه جهان روزی مهربان خواهد شد، بلکه امیدی کوچک و لجوج به اینکه، با وجود تمام بی‌رحمیِ جهان، هنوز چیزی در ما هست که نمی‌خواهد خاموش شود. پس منتظر طلوع می‌ماند. اگر روزی دوباره مرا در سرزمین خاموشی دیدید، نامم را صدا نزنید. فقط اندکی سکوت کنید. شاید در آن سکوت، صدای قدم‌های انسانی را شنیدید که تمام عمر میان مرگ و زندگی سرگردان بود و سرانجام فهمید که گاهی زنده ماندن، نه پیروزی بر تاریکی، که تنها امتناعِ آرامِ یک شعله از پذیرفتنِ باد است. و من هنوز، در انتهای این شب، به همان شعله نگاه می‌کنم. نه چون می‌دانم صبح خواهد آمد، بلکه چون هنوز نمی‌دانم چرا باید چراغ را خاموش کنم. عَین.

Opia-
2 844
پلی‌لیست سایه اونقدر قشنگه که دلتون می‌خواد آهنگاشو بغل کنین.

Opia-
2 844
حالا خدانکنه...ولی پاره ایی🙏🏿

Opia-
2 844
https://t.me/AboutBlueAraThoughts/16032 ای الهی خفه شم کون دوتامون پارس 🙏🏻❤️

Opia-
2 844
:))بلاکت کرده زن

Opia-
2 844
یچیزایی که دوساعت به سقف بعدش خیره شده بودم

Opia-
2 844
دلم برا شبایی که تا نزدیکای صبح اینجا آهنگ میذاشتم و چند نفری همراهیم میکردن آهنگارو گوش میدادیم،تنگ شد.