es
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Ir al canal en Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
276
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+1430 días
Archivo de publicaciones
درهیاهوی جهان‌ خلوت‌ ما گُمشده‌ است

یک عالمه حرف برای گفتن دارم... اما دریغ از یک کلمه برای نوشتن .

کاش گوشه‌ای از این شهر شلوغ ، کمی دورتر از هیاهو‌های مهیب ، یک نفر جار میزد “آرامش” بیا که حراجش کردیم

بیزارم از گناه ولی، دوست دارمت هر چند اشتباه ولی، دوست دارمت بی‌حرف عاشقانه و بی‌هم قدم شدن بی آنکه یک نگاه... ولی دوست دارمت هرچند بی‌زمان و مکان، بی‌مقدمه هرچند نابه‌گاه*... ولی دوست دارمت آیینه‌ام! به سنگ جنون مبتلا شدم از دردعشق... آه..! ولی دوست دارمت هر چند سر به زیرم و هرچند سر به راه بیزارم از گناه... ولی دوست دارمت به قلم #محدثه_نبی_حسینی -ایهام با صدای #محبوب

نردبان از سر دیوارِ بلند صبح را روی زمین می‌آرد... #سهراب‌_سپهری صبحتون پر از نور و برکت
نردبان از سر دیوارِ بلند صبح را روی زمین می‌آرد... #سهراب‌_سپهری صبحتون پر از نور و برکت

با منِ خسته مهربان‌تر باش من همانم که دوستت دارم #غلامرضا_رنجبری
با منِ خسته مهربان‌تر باش من همانم که دوستت دارم #غلامرضا_رنجبری

بی تو آوارم و بر خویش فرو ریخته‌ام ای همه سقف و ستون و همه آبادی من #حسین‌_منزوی

اگه ازش دوری و دلت همش اونجاس بگو : منِ سرگشته، دور از کوی جانان با که درسازم؟ دل آنجا، دلبر آنجا، مطلب آنجا، مدعا آنجا #حزین_لاهیجی #دست_به_نقد

در سیاهیِ بی امان شبم با خودم حرف میزنم گهگاه از خودم بارهاست میپرسم که چرا دل بریدی از آن ماه؟ آسمان شبت چرا تار است؟ حال و روزت چرا چنین زار است؟ با خودت سالهاست میجنگی این چه ناعادلانه پیکار است؟ سر به زیر افکنم مقابل خود شرمسارم از او و از دل خود من در آیینه ی های وجدانم دیده ام هر غروب، قاتل خود من از آن ماه نور میدیدم از نگاهش بلور میچیدم شبی از غم گلایه کردم و بعد او ز من، من ز خویش رنجیدم حال بی نور او دلم تاریک مرز بین من و جنون باریک نور چشم من است و با این حال من از او دور و او به من نزدیک دل من از ملال مالامال سر من خانه ی خرابِ خیال شب من بی نگاهِ ماه، تباه میوه ی عشق من نچیده و کال به قلم #امیر_حسین_بادنوا با صدای #محبوب 『~نجوای قلم~』 『~آوای محبوب~

محبت دوستان عزیز و هنرمند به بنده ؛ این موسیقی بسیار برام ارزشمند هست 🥰🥰🥰 قشنگ روح رو نوازش می‌کنه😌

این موسیقی نوشت رو فقط من نه ،! تمام اون محبوب هایی که از گلایه های نداشتشون و حال خوبشون برام گفتن نوشتن گلایه همیشه حرف نیست ، غر نیست ، قهر نیست...

از چی گلایه کنیم ؟ ما که همیشه می‌خندیم ! ما که همه ی خاطراتمون خوشیه تو دلامونم که حسرت هیچ جایی نداره فصلها برامون هميشه قشنگ بوده نه تو تابستون حرفی مارو داغ کرده و سوزونده... نه از سردیِ هیچ حرفی تو زمستون قندیل بستیم... تابستونا حرفای خنک و دلچسب شنیدیمو زمستون ازون حرفا که یه سرتاسر زمستون گرممون کرده... از چی گلایه کنیم ؟ هر چند وقت یه بارم که خودمونو تو آینه میبینیم تارهای سفید موهامون هی بیشتر میشه و ما هی خوشگلتر میشیم بعدشم یه نفس عمیق از سر خوشی می‌کشیم ماکه گلایه ای نداریم همه چی خوووب خووووبه #محبوب #موسیقی_نوشت #بیکلام

کاش دورانمان کمی عقب‌تر بود مثلا یک قرن! مال آن دوران اگر بودیم... کوچه‌ها پر می‌شد از مردانی که دلشان می‌تَپید به خانه برگردند و زنانی که تمامِ کوچه را برای آمدنِ مرد عاشقشان، آب و جارو میکردند... به قلم #نرگس_صرافیان با صدای #محبوب @Avayemahboob2662

سنگین ترین بارِ دنیا خیالِ کسی ست که نیست... #معصومه‌_صابر

آغوش من برای مهارغمت بس است یک شب برای گریه اگر شانه خواستی... #امیرحسین_پاسبان

دارد آغوشی که آسان میکند دشوارِ ما #بیدل_دهلوی
دارد آغوشی که آسان میکند دشوارِ ما #بیدل_دهلوی

همه ی عمر شبیه فریادی زندگی کردم که دنبال دهانی می گردد...

حرفهایم نه ، اما انگار صدایم تمام شده...

تو باشى حال همه‌ى جمعه‌هاى بى حوصله خوب است...