آوای محبوب
Ir al canal en Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
275
Suscriptores
-124 horas
-27 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
275
برای زنده ماندن و زندگی کردن آدم باید وصل باشد؛
به آدمی، خانهای، اتاقی، پنجرهای.
باید وصل باشد به ماندن، دل بسته بودن،
ذوق کردن، آرزو داشتن...
#نرگس_صرافیان
275
اگه بخوام رنگ سبز رو تعریف کنم
خییییلی رنگ وسیعی هستش
اما یکی از تعريف هاش همین بوی شوید خشک شده اس...
زندگی پر از رنگها و بو های قشنگه
مثلا مهربونی سبزه...
مثلا شادی زرده...
مثلا آرامش زیتونیه...
روزهای تابستونیتون پر از سبز و زرد و زیتونی
#محبوب
275
یه نفر در جواب این پست گفته :
دلتنگ که باشی
آدم دیگری میشوی!
خشنتر... عصبیتر... کلافهتر...
و تلخ تر و جالبتر اینکه با اطراف هم
کاری نداری همهاش را نگه میداری و دقیقاً
سر همان کسی خالی می کنی
که دلتنگش هستی...
275
تا تورا می بینم
حرفها می غلتند
از نی چشمانم...
می خزد دست حیا ؛
می کند پنهانم
و صدایی محزون می شکند
کمر روحم را...
#محبوب
#قصار_نویسی
انجمن ادبی قلم بدستان
275
ابری ترین زمان این آسمان منم
زخمی ترین پرنده ی نیمه جان منم
شعر : حسین غیاثی
خواننده : مهدی فکوری
@Avayemahboob2662
275
مرا ببخش عزیزم ، که در نوازش باد
بلطف حال خرابم ، نرفته ای از یاد !
بپاس دستمریزاد بیقراری دل
شبیه برگ خزانم ، اسیر شورش باد
چقدر حوصله کردم ، درون دلخوشی ام
از آن شبی که مسیرم به چشم تو افتاد
چه اعتماد عجیبی نوازشم می کرد !
لجاجتی که فقط کار دست من می داد
به سال های رفاقت قسم ، به خاطره ها
به همنشینی حسرت ، به شعله ی غمباد
به بغض های گلوگیر پنجره سوگند
نشسته ام به سکوتی به وسعت فریاد
سقوط کرده ام امشب درون دلهره ها
دلم برای تو تنگ است خانه ات آباد !
به قلم #محمد_جوکار
صدا #محبوب
@Avayemahboob2662
275
دلگیرم
مثل موسیقیِ بیکلامی
که از نبودنت،
هزاران دردِ پنهان دارد،
و هزاران خواهشِ بی پاسخ...!
#امید_آذر
275
چون داغی مرداد شد
زمهریر تنم ؛ از نگاهت...
شعرت را که در چشمهایم می ریزی ،
گونه هایم گل های ریز صورتی میدهند
و دست پیراهنم هر روز گَرده ی مهر میچیند.
#محبوب
#قصار_نویسی
انجمن ادبی قلم بدستان
275
"بال کوبیدم قفس را بشکنم"
این قفس وا شد...!
ولی روحم شکست...
#محبوب
#تصویر_نوشت
انجمن ادبی قلم بدستان
275
چشم ها خواندنی ترینند
این چراغ های بی دروغ!
به کلمات دل نمی بندم
حرفی اگر بود
با چشم هایت بگو...
#معصومه_صابر
