تردید|مصور رحیمی
Ir al canal en Telegram
در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
228
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-930 días
Archivo de publicaciones
مهم نیست منظورتان کیست یا چیست؛ دو دسته از آدمها همیشه حرف شما را به خود میگیرند: اول کسانی که عاشق شما هستند و دوم کسانی که از شما نفرت دارند.
#قصار
ناشناس که ناشناس نیست
میخاهد من را بنویسد. میخاهد من را بسازد. فرایندی که کار او نیست. نبود. من پیچیدهتر از این حرفهام! من عمیقترم، صلاحکار. بهتر است همان جستارت را بنویسی که بیایی من را... اصلن ربطی ندارد که تو انسانساز نیستی. آفریدن کار تو نیست، مخصوصن که آفرینش انسان در میان باشد. تو نمیدانی من کیستم و وقتی نمیدانی من کیستم، نمیتوانی پشت میزت بنشینی و خیال بکنی میتوانی من را بسازی. دِ، رودهدرازیهای پشت میز. مثلن داستاننویس که شخصیت خلق میکند. مثلن تصوراتی از من دارد که با جریانش سازگارم. در خدمت فرمش قرار میگیرم. من پیچیدهترم، صلاحکار. تو همان مقالهات را بنویس. تو همان...
#تردید
همهی رؤیاهایمان میتوانند به واقعیت بپیوندند، اگر شهامت دنبال کردنشان را داشته باشیم.
-والت دیزنی
Repost from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
🔖سه فرمان از ده فرمان نوشتن
فرمان يكم
نويسنده بايد تصميم بگيرد فراخنای بيشتری را ببيند. نخواهد كه هميشه در حياط بماند و فقط به چارديواری اطرافش نگاه كند، بلكه بكوشد به پشت بام برود و دنياي بزرگتری را پيش روی خود داشته باشد. بخواهد كه آدمی بلندتر، بزرگتر و ممتازتر باشد. البته در اين راه، سختیهای بسياري پيش روی او قرار خواهد گرفت كه بايد تحمل كند و ادامه بدهد. بارها و بارها به او ظلم خواهد شد، اما اگر كمربند را سفت به كمر ببندد و صبور باشد، به نتيجه میرسد و پاداش تلاشش را خواهد گرفت.
رسيدن به آن نقطه كه سرآغاز جوشش خلاقيت است آسان نيست. بسياری از علاقهمندان داستاننويسی، با حداقل مطالعهای كه دارند، دست به قلم میبرند. هيچ وحشتي هم- به قول احمد اخوت - از كاغذ سفيد ندارند و اتفاقاً چند داستان خوب هم مینويسند كه حاكی از خروش قريحه و ذوق آنهاست، كه واكنش غريزی و استعداد بالقوه آنهاست: مثل فوران آتشفشان است، خودش را كه خالی كرد، اين فوران، اين خروش قريحه، به پايان میرسد. از اين پس، پشتوانه لازم دارد. پرورش آن غريزه و آن استعداد كه ثمره بالقوه بودنش، چند داستان خوب بوده است، زحمت دارد، به آسانی نيست. خلق جهان داستانی، اين جهان فراگير و بیمرز و حد و اندازه، با نوشتن اين چندداستان كه اتفاقی و نه آگاهانه و از سر پختگی، نوشته شدهاند، صورت نمیگيرد. بعضیها با جيب خودشان، يا به لطف يک ناشر، آن چند داستان را تحت يک عنوان دهن پركن، چاپ و گمان میكنند از اين پس، نه نويسا، كه نويسندهاند. غافل از اينكه هنوز مانده تا همچون هدايت، چوبک، هوشنگ گلشيری و... شوند.
بايد خواند، آنقدر خواند كه خواندن از دست آدم خسته بشود. بايد كتاب خوب خواند، بايد كتاب خوب را خوب خواند. بايد روش خوب خواندن را آموخت: به تجربه، يا از ديگر كسان كه موی سپيد كرده و در اين راه استخوان تركاندهاند. ما كه نمیخواهيم هدايت را يا گلشيری را تكرار كنيم. آمدهايم تا آنها را ادامه دهيم، آمدهايم تا به كمال مطلوب برسيم.
🗞 احمد بیگدلی | نقل از روزنامه اعتماد
@shahinkalantari
پیشنهاد خانهنشینی | چرا باید در خانه بمانیم؟
حضور مداوم در جمع، خطر جمعی فکر کردن و پیوستن به فکر عامه را به همراه دارد. حال آنکه پدیدآوردن اثری هنری خاص، تفکر خاص میطلبد.
سوزان سانتاگ میگوید: «اگر بخواهید پایتان را از حد یک اثرِ صرفن خوب و امیدوارکننده فراتر بگذارید و به خطرپذیری و رضایتی حقیقی برسید که در بسیاری از آثار وجود دارد، ناچارید در خانه بمانید.»
البته منظور از خانهنشینی صرفن قطع ارتباط فیزیکی نیست که قطع ارتباط روحی نیز است. در عصر انترنیت میتوان در مغارهای پنهان شد ولی با یک دستگاه کوچک و چند کلیک، زیبایی انزوا خود را درهم شکست و با جهانی از میلیونها انسان یکجا شد.
#تردید
