es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

خاکستر.

خاکستر.

Ir al canal en Telegram

خودمونی به صرفِ چای و کتاب و عکس و زندگی! صندوقِ پستی: @burnt_ashbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
232
Suscriptores
+124 horas
+17 días
-530 días
Archivo de publicaciones
همیشه احساس می‌کردم که در پسِ لبخند او یک درد پنهان نشانگرِ اندوه جانکاه وجود دارد بنابراین لبخندش بیشتر شبیه زهرخند بود تا یک بازتاب زیبا از خوشحالی و خوشبختی کامل! - صفحهٔ ۶۸ -

من عاشق زمانی هستم که هوا تاریک و روشن است چون فقط در این زمان احساس می‌کنم که ممکن است یک رویداد مهم به وقوع بپیوندد. همه‌چیز در هنگام تاریک و روشنِ هوا زیباتر است، خیابان‌ها، میادین و همه‌ی انسانهایی که در آنجا قدم می‌زنند، زیباتر از همیشه هستند. - صفحهٔ ۶۵ -

ما خواستار ادامه زندگی بودیم، همین و بس! - صفحهٔ ۶۵ -

بالاترین قانون، عشق است. - صفحهٔ ۶۱ -

هر آنچه در جهان مشاهده می‌کنم، به طور هم‌زمان درحال حرکت به جلو و عقب است همانند دستگاه دم و بازدم، این حرکت‌های مداوم هستند که جهان را به سمت جلو سوق می‌دهند. - صفحهٔ ۵۵ -

زندگی به عطوفت در جریان نیست، چه در بالای سر من و چه در پایین پای من! - صفحهٔ ۵۳ -

البته نمی‌دانستم به چه علت من قصور کرده بودم که مستحق بخشش باشم، اصولاً من همین‌طور هستم یعنی از همه درخواست بخشش می‌کنم. حتی از خودم هم عدرخواهی می‌کنم و مایل هستم خودم، بتوانم خود را به دلیل ماهیت ذاتی که دارم ببخشم! - صفحهٔ ۵۳ -

آتش را می‌توان یک موجود زنده نامید، یک علامت حیات است که متأسفانه عابران خسته‌ی امروزی آن را نمی‌بینند. - صفحهٔ ۴۹ -

آن‌ها قلب و روح خود را برای انجام کار می‌دهند و در قبال آن دستمزد می‌گیرند، آنچه آن‌ها را نگه می‌دارد، امید و هدف است. همیشه از تماشای کار کردن آن‌ها لذت می‌برم. - صفحهٔ ۴۸ -

چون‌ که من در هر موردی، برای هر چه در هر کجا اتفاق می‌افتد، به‌خاطر تمامِ وقایع ناگواری که در روزنامه‌ها می‌خوانم، شخصِ خودم را گناهکار می‌دانم و حس می‌کنم که تمام این اتفاقات زیر سر من است. - صفحهٔ ۳۵ -

جوانی یعنی همان زمانی که هر شنبه شلوارهای اتوکشیده و کفش‌های واکس خورده می‌پوشیدم. اصولاً زمانی که جوان هستید، پاکیزگی و آراستگی را دوست دارید، از تصویر خودتان در آینه لذت می‌برید در ذهن خود تصویر ناب از خود می‌سازید که همواره درحال بهبود است. - صفحهٔ ۳۲ -

اکنون که به زندگی خود می‌نگرم متوجه شده‌ام که برخی حقایق به زیبایی در زندگی من جا خوش کرده‌اند، در محل کار با کتاب سروکار دارم، باران از طریق روزنه روی سقف زیرزمین به داخل می‌بارد، در خانه نیز من کتاب دارم. - صفحهٔ ۲۳ -

دراز می‌کشم و سعی‌ می‌کنم به واقعیت‌ها فکر نکنم اما هرزمان که لازم باشد آن‌ها به سراغ من خواهند آمد. - صفحهٔ ۲۲ -

منتظر ماندم تا مراسم به پایان برسد، آنها چهار مرده را سوزاندند که سومی مادر من بود. به حالت سکون و بی‌تحرکی انسان در آخرین حالت اقامت در این جهان نگاه کردم. - صفحهٔ ۱۸ -

از همان زمان به نگاه کردن به بدبختی با خونسردی عادت کردم، به بروز ندادن احساساتم عادت کردم و به تدریج به زیباییِ تخریب پی‌ بردم. - صفحهٔ ۱۷ -

هرگز مطرود نیستم، فقط جسماً تنها هستم، تا بتوانم در تنهایی‌ای به سر ببرم که ساکنانش اندیشه‌ها هستند، چون که من یک آدم بی‌کله‌ی ازلی ابدی هستم و انگار که ازل و ابد از آدم‌هایی مثل من چندان بدشان نمی‌آید. - صفحهٔ ۱۳ -

اما درهرحال، من به سمت جلو در حرکت هستم، ظاهرم پر از لکه‌های سیاه‌ رنگ دوده است اما لبخند می‌زنم چون کیف‌دستی من پر از کتاب‌هایی است که انتظار دارم همان شب داستان‌هایی از خودم نقل کنند که هنوز نشنیده‌ام. - صفحهٔ ۱۱ -

زمانی که‌ خواندن را آغاز می‌کنم، به مکانی کاملاً متفاوت سفر می‌کنم، من در متون نوشتاری غوطه‌ور می‌شوم و این حقیقتاً اعجاب‌انگیز است. - صفحهٔ ۱۱ -

همان‌گونه که یک ماهی زیبا در آب‌های آلوده‌ی یک رودخانه خودنمایی می‌کند و می‌درخشد، یک کتاب نادر نیز در بین انبوهی از اوراق کهنه و به‌دردنخور به زیبایی جلوه‌گر می‌شود. - صفحهٔ ۹ -

کتاب‌ها لذت انهدام را به من آموختند و من عاشق رگبار و خدمه ویرانگر هستم. - صفحهٔ ۷ -