اَشَه
Ir al canal en Telegram
برای نوشتن که اولین و آخرین سنگر است. اَشَه یعنی راستی، یعنی حقیقت!
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
451
Suscriptores
+224 horas
+197 días
+6630 días
Archivo de publicaciones
451
به نظرم مرز باریکی میان «سلبریتی اندیشمند» بودن و تواناییِ درست پرزنت کردن دانش وجود دارد. سلبریتی اندیشمند از نقطهای به بعد دچار نوعی ایستایی فکری میشود؛ در برنامههای مختلف شرکت میکند و عمدتاً به تکرار همان حرفها و دیدگاههای پیشین خود میپردازد. در مقابل، کسی که توانایی پرزنت کردن درست دانش خود را دارد، مدام مفاهیم بدیع مطرح میکند و افقهای تازهای برای مواجهه با مسائل میگشاید.
متأسفانه مسئله فضای فکری و رسانهای ما این است که بخش عمده کسانی که مجال سخن گفتن پیدا میکنند، سلبریتیهای اندیشمندند، نه کسانی که توانایی عرضه و پرزنت کردن جدی دانش خود را دارند. نتیجه این وضعیت، مواجهه مکرر با خوراک فکری تکراری در قالب برنامههایی ظاهراً جدید است. در نهایت، همهچیز به ریلزهای سیثانیهای تقلیل پیدا میکند؛ برشهایی کوتاه و منفک از زمینه که بهتدریج به گفتمان رایج اجتماعی تبدیل میشوند، بیآنکه فرصت چندانی برای نقد، تحلیل و تفسیر آنها باقی بماند.
451
این توضیحات مختصر و مفید دکتر محمودی رو حتما بخونید.
وقت داشتید سلسله نوشتارهاشون با عنوان از میراث تا آزادی رو هم دنبال کنید.
451
میرزا ملکمخان (ناظمالدوله) با بهرهگیری ابزاری از دین در راستای تحقق هدف خود، یعنی رهایی از استبداد، در واقع دست به خلق یک کلانروایت زد.
451
روزنامهی قانون و پیشگامی در صورتبندی اندیشهی حکومت اسلامی و بدیل سیاسی سلطنت قاجار
1. طرح ایدهی حکومت مبتنی بر مرجعیت دینی: بازتاب اندیشهی شکلگیری نظمی سیاسی با اتکا به آموزههای اسلامی و اصول برگرفته از قرآن و شریعت.
2. کاربرد مفهوم انقلاب در ادبیات سیاسی ایران: روزنامهی قانون و جایگاه آن در ورود و ترویج مفهوم انقلاب در گفتمان سیاسی و مطبوعاتی ایران.
3. بازتعریف مشروطه بر مبنای اسلام: طرح الگویی از مشروطهخواهی که مشروعیت و مبانی حقوقی و سیاسی خود را از اسلام و قرآن اخذ میکند.
4. آلترناتیوسازی در برابر سلطنت قاجار: ارائهی تصوری متفاوت از ساختار قدرت سیاسی، با تکیه بر اقتدار مرجعیت دینی و امکان جایگزینی سلطنت موروثی با رهبری روحانی.
5. میرزا حسن شیرازی بهمثابه رئیس روحانی و رهبر سیاسی: طرح جایگاه میرزا حسن شیرازی بهعنوان «رئیس روحانی ملت» و محور اقتدار دینی و سیاسی در برابر شاه و حاکمان عرفی. این ایده را میتوان از نمونههای اولیهی تصور رهبری سیاسی مبتنی بر مرجعیت شیعه در تاریخ اندیشهی سیاسی ایران دانست.
6. طرح مسئلهی انقراض سلسلهی قاجار: بازتاب اندیشهی پایان سلطنت قاجار و جستوجوی نظمی سیاسی جایگزین، در پیوند با اقتدار و مشروعیت مرجعیت دینی.
7. تحصن بهمثابه نخستین شیوهی کنش اعتراضی و انقلابی: معرفی تحصن بهعنوان یکی از نخستین ابزارهای سازمانیافتهی اعتراض سیاسی در گفتمان مورد بحث روزنامه.
8. سیاسیشدن شعار اللهاکبر: تبدیل یک عبارت اعتقادی و مذهبی به شعاری با کارکرد سیاسی و اعتراضی و پیوند میان هویت دینی و کنش سیاسی.
9. کاربرد اصطلاح «رئیس روحانی»: بازتاب شکلگیری مفاهیم جدید دربارهی نسبت رهبری دینی، اقتدار اجتماعی و حاکمیت سیاسی.
10. ورود واژهی «زنان» به ادبیات مطبوعاتی: توجه به کاربرد این واژه در روزنامهی قانون و بررسی جایگاه زنان در گفتمان اجتماعی و سیاسی مطبوعات دورهی قاجار.
پن۱: اهمیت این موضوع در آن است که روزنامهی قانون، حدود یک قرن پیش از انقلاب ۱۳۵۷، برخی از مسائل بنیادین نسبت میان دین و دولت، مشروعیت سیاسی، رهبری روحانی و ساختار حکومت را وارد عرصهی بحث سیاسی کرده بود.
پن۲: یکی از مسائل اساسی در بررسی اندیشهی سیاسی میرزا ملکمخان، تمایز میان زبان و صورتبندی دینی روزنامهی قانون و اهداف سیاسی او در مواجهه با ساختار سلطنت قاجار است. میتوان این فرضیه را مطرح کرد که ملکمخان با بهرهگیری از مفاهیم اسلامی، آموزههای قرآنی، اقتدار مرجعیت دینی و اصطلاحاتی نظیر «رئیس روحانی»، درصدد ایجاد زبانی مشترک برای بسیج نیروهای مذهبی و اجتماعی علیه استبداد قاجار بود. بر این اساس، کاربرد مفاهیم دینی در روزنامه را نباید لزوماً بازتاب اعتقاد او به استقرار حکومتی مبتنی بر حاکمیت روحانیون تلقی کرد؛ بلکه باید کارکرد سیاسی و راهبردی این مفاهیم را در پیشبرد پروژهی اصلاح و تغییر ساختار قدرت بررسی کرد.
451
کلا من میگم اندیشمندای بزرگ، واقعا نباید بیان توی حوزه عمل
وگرنه خیلی تندرو میشن و حرف و عملشون متناقضه
451
https://mises.org/mises-wire/lord-acton-and-religious-foundations-liberalism
این مقاله در رابطه با لرد اکتون و بنیادهای دینی لیبرالیسمه خالی از لطف نیست خواندنش.
رابطه میان دین و لیبرالیسم نه تصادفی است و نه خصمانه، بلکه رابطهای بنیادین و حیاتبخش است.
451
نقل است که روزی رابعه عدویه، عارف و زاهد نامدار سدهی دوم هجری، در کوچههای بصره دیده شد؛ در یک دست مشعلی از آتش داشت و در دست دیگر سطلی پر از آب.
مردم از دیدن این صحنه شگفتزده شدند. از او پرسیدند:
«ای رابعه، با این آتش و آب به کجا میروی و چه قصدی داری؟»
رابعه پاسخ داد که میخواهد با آتش، بهشت را بسوزاند و با آب، آتش دوزخ را خاموش کند؛ تا این دو مانع از میان برخیزند و مردم خدا را نه از ترس دوزخ و نه به امید بهشت، بلکه تنها از سر عشق به او عبادت کنند.
451
Repost from داستانِ چشم
خیلی ساده میگم که فر یا خوره یک واژه ساده نیست بلکه یک نگاهِ ایدئولوژیک به سلطنت و رهبریه که ریشه در اوستا داره.
خوره مطلقاً به کسی داده نمیشه و یک فضیلت اکتسابیه که با منش نیک به دست میاد. وقتی که جمشید به بیراه میره خره از او میگریزه و در نهایت به فریدون میرسه.
مسئله خوره و تبلیغات سیاسی رو هم میشه در کارنامه اردشیر بابکان(که یک اثر تبلیغاتیه) دید که از اردوان میگریزه و به شکل یک قوچ به سوی اردشیر میره.
مهم تر تقسیماتی هست که برای ساسانیان شناسایی شده: ۱. چهر از یزدان دارد ۲. کی ۳. افزود ۴. فره افزود. شاهان ساسانی به طور اشکار در سکه ها از واژه ی فر استفاده کردن و به فرهمند بودن خودشون تاکید میکردن. جالبه که فره افزود جایی ظاهر شد که در انتها، خسرو پرویز سوریه، مصر و اناتولی رو تسخیر کرد و تا دروازه های کوش رفت. فر اکتسابیه و فردوسی هم این رو در یک بیت زیبا بیان کرده:
فریدون فرخ(فرهمند) فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی
451
بچهها، اگر محتوای جالبی، مثل مناظره یا پادکست، به چشمتون خورد، برام بفرستید. چند روزی وقت آزاد دارم که ببینم یا گوش بدم.
451
یک بوروکرات، از جمله افراد فرومایه روزگار است. گرچه وجود او در اجتماع لازم است، همچنانکه بودن لاشخور در طبیعت ضرورت دارد، ولی هیچکس لاشخور را که بسیار به یک بوروکرات شباهت دارد، تحسین نمیکند. این آرزو به دل من مانده است که با یک بوروکرات برخورد کنم که آدمی حقیر، احمق و عاری از ظرافت طبع، حیلهگر، ظالم یا دزد نباشد. هر کدام از این نوع مردم که دیدم، او را چنان کسی یافتهام که از مقام و مسند حقیر خود دفاع میکند. او را شبیه نوجوانی که قلاده سگ درندهای را در دست داشته باشد، یافتهام. کسی که خوشش میآید از پشت میز خود بر مردم فخر بفروشد و آنان را آزار دهد. آیا میتوان، واقعاً میتوان، به چنین موجوداتی اعتماد ورزید؟ ولی لطفش در این است که هرگاه چنین موجوداتی بیش از اندازه تحملناپذیر شوند، ملت آنان را دفع میکند.
تیلور کالدول، ستون آهنین: زندگینامهی سیسرون
