es
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
330
Suscriptores
-124 horas
-27 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
And this one🫠

؛ برای تو

Her eyes 👀

🫠

photo content
+4

photo content
+9

Khiva خیوا ازبیکستان

photo content
+9

Thanks my dear friend zan🫂🫶

در دل تاریخ 🫠 In heart of history 💓
+9
در دل تاریخ 🫠 In heart of history 💓

دوستانی دارم که همین طور از بخارا برایم عکس می فرستند🫠
+6
دوستانی دارم که همین طور از بخارا برایم عکس می فرستند🫠

گفت: دیگر چی دوست داری به جز اینکه سفر کنی، کتاب بخوانی، کار کنی و نقاشی؟ گفتم: دوست دارم بدون هیچ مشکلی با دوستانم رفت و آمد کنم و فرق نمی کند از کدام طبقه باشد. گفت: دیگر چی دوست داری؟ گفتم: شیطان به سرم می زند که یاری داشته باشم، اما خود را کنترل می کنم. گفت: می دانم و تو را می شناسم در این بابت استرس زیاد می داشته باشی. گفتم: بلی همین طور است. گفت: آدم درستش آمد تردید نکن و آسانش بگیر. 🫠🥀

چه ورطه هولناکی میان من و دیگران وجود دارد. و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد. تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم ن
چه ورطه هولناکی میان من و دیگران وجود دارد. و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد. تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم نگه دارم. #صادق_هدايت پنجاه‌و‌ُدو هِرتز🌱

اینجا می نویسم برای تو ای استاد که مرا دختر خوانده بودی! صدایت می زنم: چرا مرا شکستی و چرا مرا از آدم ها دور کردی و خشک و بی حسم ساختی. می دانی اکنون من آدمی هستم که شنیدن نام تو حتی مرا اذیت می کند. «مهدی نیازی» شاید این فاصله های پدر و دختری مان من را اذیت می کند و شاید در مقابل درد های که برایم می دادی و عشق هم بود عشق پدر و دختر و حالا که نیست نفرت سراپا وجود من را گرفته است. بلی از تو متنفرم و لی در همین اندازه به تو احترام می گذارم و تو را دوست دارم. دخترت کوثر بخارایی

پس آدمی را می‌توان از پای درآورد با کارد، با شلیک یک مرمی و یا با یاد یاد کسی که بارها گفتم دل خود را نسپار دستش گفته بودی: هرچه باداباد! #رامین_مظهر @Zire_Avare_Sher

می دیدم که قطره دارد کم‌کم جذب دریا می شود شاید اصلاً دیگر قطره نیست، جزئی از دریاست؛ و این البته غمگینم می‌کرد؛ اما چاره‌ای نداشتم، همان طور که قطره را چاره‌ای جز ترک انتزاع در برابر دریا نیست. #کیمیاـخاتون #مولانا
صفحه ۱۲۵
I could see the drop slowly being absorbed into the sea; perhaps it was no longer a drop at all, but part of the sea itself. And that saddened me, of course; yet I had no choice, just as the drop has no choice but to abandon its separateness before the sea. #kimya_khatun #mawlana
Page 125

موضوع خودت خواسته‌ای این بود که تو خودت خواسته‌ای برایم پیام نکنی مثلا به آن بنده خدا گفته بودین دیگر پیام نمی کنیم

ما مردم وقتی کله‌ی ما خراب می‌شود که یک کار را نکرده باشیم و تاکید شود که اینمی رقم کرده‌اید. یا چیزی بر دل نباشد و بگویند، تو اینمی اینمی رقم می‌خواهی و اینمی رقم هستی و به‌خصوص وقتی بگویند: خودت خواسته‌ای. دیگر بس! حرفی داشتی، وتساپ بیا.

خوب حقیقت است دیگه وگرنه چرا اعصابتان خراب شود؟

با گفتن این‌که: "بیازو مه بد هستم، شما از مه دور شده‌اید. رفاقت ما چطورکایی شده."