اودیسئوس.
Ir al canal en Telegram
‘Devouring classic literature and medical science and consuming greek mythology and living purely on coffee, tea, and knowledge.’ Science is my profession; literature is my passion. ✉️: @Hletterdropbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
180
Suscriptores
-224 horas
-607 días
-7530 días
Archivo de publicaciones
179
Queen Atossa dreams of seeing Xerxes knocked off his chariot (رویای مادر خشایارشا راجع به پسرش)داستان از نگاه دربار ایران روایت میشه. گروهی از بزرگان ایرانی، منتظر برگشت ارتش عظیم خشایارشا هستند. ارتش اون برای حمله به یونان رفته، اما هیچ خبری ازشون نیست. بعد آتوسا، مادر خشایارشا، وارد میشه. اون خواب وحشتناکی دیده:
دو زن زیبا را میبیند که یکی لباس ایرانی و دیگری لباس یونانی دارد. خشایارشا تلاش میکند هر دو را به ارابهی خود ببندد، اما زن یونانی مقاومت میکند و در نهایت خشایارشا را سرنگون میکند.بعدش، یه پیامآور میاد و خبر فاجعه را میده: ارتش ایران شکست خورده. و بعد یکی از معروفترین گزارشهای جنگی در تراژدی یونانی آغاز میشه: نبرد سالامیس.
نکتهی فوقالعاده مهم: دشمن از زبان خودش حرف میزند این بخش برای فهم نمایشنامه خیلی مهم است. آیسخولوس خودش در جنگهای ایران و یونان جنگیده بود؛ با این حال نمایشنامه را از دید ایرانیان شکستخورده روایت میکند. رنج ایرانیان واقعی و انسانی است. یعنی ما تقریباً هیچوقت خود آتنیها را نمیبینیم. آتن برنده شده، اما نمایشنامه دربارهی غمِ بازنده است.
179
قطعا ترجمههای بهتری هم وجود داره. اما این نسخه، که از همون کتاب چهارصد صفحهای داریوش هخامنشی نوشتهی ناهید فرشادمهر اسکن کردم، توضیحات تاریخی آخرشه که جالبش میکنه. برای همین یک بار ارزش نگاه کردن رو داره.
179
Battle of Salamis, 1868 - Wilhelm von KaulbachThe Persians (Πέρσαι) by Aeschylus یکی از مهمترین نمایشنامههای باقیمونده از یونان باستانه؛ و نکتهی جالبش اینه که برخلاف بیشتر تراژدیهای یونانی، داستانش دربارهی یک اسطوره یا قهرمان افسانهای نیست، بلکه دربارهی یک واقعهی تاریخیِ بسیار نزدیک به زمان خود نمایشنامهنویسه. آیسخولوس تاریخنگار نیست. اون جنگ سالامیس را به شکل تراژدی بازسازی میکنه. مثلاً تعداد عظیم نیروهای ایرانی و نحوهی توصیف ارتش ایران، بیشتر از اینکه گزارش دقیق نظامی باشند، برای ایجاد حس شکوه که منجر میشه به فروپاشی طراحی شدن. این نمایشنامه تقریباً قدیمیترین نمایشنامهی باقیماندهایه که دربارهی یک رویداد تاریخی مشخص نوشته شده. یعنی وقتی آیسخولوس The Persians رو مینویسه، جنگ ایران و یونان هنوز برای مخاطبانش خاطرهی زندست.
تصور کن توی آتن نشستی، فقط هشت سال بعد از سالامیس، و روی صحنه به جای اینکه پیروزی خودت رو ببینی، مادر خشایارشا، روح داریوش، و سربازان ایرانیِ داغدار رو میبینی!
179
+1
Darius lets the grave of Nitocris open, Bernard Picart, after Eustache Lesueur, 1725 print The Persian king Darius lets the grave open of Nitocris, queen of Babylon.داریوش هخامنشی اجازه میداد هرکس هر دین و هر خدایی رو که میپرسته، هر اعتقادی که داره، نگهش داره و کسی رو مجبور نمیکرد که از اعتقادات خودش که پرستش اهورامزدای یگانه بود پیروی کنه. بعضی جاها نوشتن حتی به بعضی خدایان بقیه کشورها علاقه نشون میداد، مثل آپولو.
این رعایت به ویژه دینهای گوناگون ملتهای امپراتوری را شامل میشد با وجود اعتقاد استوار شاه به اهورا مزدا که جان مایه تمامی رفتارها و قوانین وی است مردم امپراتوری اجازه داشتند خدایان قدیم خود را ستایش و نیایش کنند. یهودیان در معبد سازی اورشلیم حمایت می شدند. حقوق خدایان بومی یونانیان و مخصوصاً آپولون که طرف احترام داریوش بود رعایت میشد. حتی در زمان ستیز میان ایران و یونان خدایان مورد تعرض قرار نمیگرفتند. فی المثل به هنگام بازگشت از جنگ ۴۹۰ پ.م. تندیس زراندود آپولون را که به غنیمت می رفت به معبد مربوطه بازگرداندند.
179
کتیبهی بیستون به دست داریوش هخامنشی نوشته شده. این کتیبه شرح حالی از خودش و دستاوردهای امپراتوری قدرتمندشه. داریوش هخامنشی بخاطر نوشتن این کتیبهها دستور به درست کردن خط میخی داد تا همهی ایران بتونن به یه زبان واحد بخوننش.
شبیه یه دفتر خاطرات یا کتاب autobiography خیلی قدیمیه! حدود چهار و خوردی قرن قبل از میلاد.
179
به داریوش هخامنشی میگفتن شاهشاهان و Darius the Great چون:
— امپراتوری هخامنشی رو سازماندهی کرد؛ ساتراپیها، نظام مالیاتی و دیوانسالاری منظم.
— راه شاهی و شبکه ارتباطی رو توسعه داد و ادارهی سرزمین پهناوری رو ممکن کرد.
— به قانون، نظم و ادارهی چندقومیتی اهمیت زیادی میداد؛ اقوام مختلف تا حد زیادی آداب و مذاهب خودشان را حفظ میکردند.
— پروژههای عظیم معماری مثل تختجمشید و بخشهایی از شوش و پاسارگاد در دوره او توسعه یافتند.
— قلمرو او یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان بود. تقریبا نصف جهان رو فرمانروایی میکرد!
— خط میخی و تخت جمشید رو ساخت.
— و شاید مهمتر از همه، کتیبه بیستون: روایتی سیاسی و تبلیغاتی از بهدستگرفتن قدرت که یکی از مهمترین منابع تاریخ هخامنشی.
