es
Feedback
پرواز قوها🪽

پرواز قوها🪽

Ir al canal en Telegram

برای جاودانه کردن حس‌ها و خاطرات✨️ @GhasedeKhial_bot:بنویس تا برسونه

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
356
Suscriptores
+224 horas
+47 días
+330 días
Archivo de publicaciones
01:00
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت ﻮ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی...

Repost from مردِ تنها.
متاسفم بابت همه‌چی، بابت چیزهایی که شد و چیزهایی که نشد، بابت حرف‌هایی که نگفتم و کارهایی که شاید باید می‌کردم، متاسفم برای هر اتفاقی که افتاد و هر زخمی که ناخواسته جا موند، متاسفم اگر توی این شلوغیِ روزها جوانی آروم‌آروم از دست رفت، جوانی‌ای که قرار بود پر از رویا باشه اما گاهی فقط صرفِ دوام آوردن شد، متاسفم اگر خندیدن رو عقب انداختم، اگر امید رو گذاشتم برای بعدا، اگر فکر کردم همیشه وقت هست و نفهمیدم زمان چقدر بی‌صدا عبور می‌کنه، این فقط یک عذرخواهیه برای زندگی، برای خودم، و برای جوانی‌ای که زیر بار اتفاقات کم‌حرف‌تر، خسته‌تر اما هنوز زنده موند.

همین.
همین.

ما چیز زیادی نمیخواستیم تنها سرزمینی را میخواستیم که اندوهش، زیباییش را نکشد.

امیدوارم بهترین روزامون نگذشته باشه...

02:02
میخوام از امروز به همه چی عادت کنم عزیزم نمیخوام بیشتر از این خودمو اذیت کنم عزیزم

" Remember 2025 "

هر چیزی که متقابل باشه تا ابد ادامه داره: درک، ادب، اعتماد، احترام، صمیمت، توجه، عشق، محبت.

00:32
نمیدونی تو که عاشق نبودی چه سخته مرگ گل برای گلدون

" اولین برف ۱۰/۱۰ "
+1
" اولین برف ۱۰/۱۰ "

زیستن یعنی رنج بردن و زنده ماندن یعنی یافتن معنایی در این رنج.
فردریش نیچه

فکر کن بعد چندین ماه با اولین دوستای زمان دبستانت دورهم جمع شدین و میبینی هنوزم هیچی از اون صمیمیت و رفاقت اولیه بین تون کم نشده. همینقدر امن و دلگرم کننده:)

04:37
..در آغاز آسمان آبی نبود، تو درآن میگریستی، و آسمان اَبرش را بارانید و دریا طوفانش آرامید؛ چشمانت را از من مگیر، تا اندوهم را بگریم..

" زیر بارون و تگرگ "
+2
" زیر بارون و تگرگ "

نهایت همه تلاش‌ها و دویدن‌ها، نرسیدن شده.. حداقل توی این نقطه جغرافیایی که ما متاسفانه وایستادیم.

01:17
اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم اگه دستات مال من بود جون به دستات میسپردم...

" این روزها "
+1
" این روزها "

و اگر کم توقع نبود، هر دو ما سرنوشتی یکسان می‌داشتیم، چه او پیغمبر من می‌بود چه من خدای او می‌شدم. و روزگار چه‌ بازی بدی با ما داشت.
عباس معروفی | سال بلوا

04:44
عشق که در میزنه اونو جوابش نکن اون که با هم ساختیم ساده خرابش نکن یه عمره روز و شبا نشستمو می‌شمرم این همه انتظارو نقش بر آبش نکن