es
Feedback
پرواز قوها🪽

پرواز قوها🪽

Ir al canal en Telegram

برای جاودانه کردن حس‌ها و خاطرات✨️ @GhasedeKhial_bot:بنویس تا برسونه

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
356
Suscriptores
+224 horas
+47 días
+330 días
Archivo de publicaciones
ما نوشتیم و گریستیم، ما خنده‌کنان به رقص برخاستیم، ما نعره‌زنان از سرِ جان گذشتیم، کس را پروای ما نبود...
احمد شاملو

00:44
هستی چه بود؟ قصهٔ پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی ای هستی من و مستی تو، افسانه‌ای غم افزا کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی؟

سوم ماه مه ۱۸۰۸‌. رنگ روغن اثر فرانسیسکو گویا - 1814
سوم ماه مه ۱۸۰۸‌. رنگ روغن اثر فرانسیسکو گویا - 1814

من ایرانی‌ام، دلم برایِ مملکتم می‌سوزد. اما ببین چه وضعی شده که آدم راضی می‌شود بیایند و بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند.
عباس معروفی | سمفونی مردگان

04:16
اگه هنوز داری گوش میدی احتمالا توهم یه جایی از زندگیت داری ساکت تر از چیزی که باید درد میکشی و خب این حرفا قرار نیست نجاتت بده؛ ولی حداقل اینو بهت میگن که اگه خسته‌ای، اگه گیجی، اگه حس میکنی یه تیکه ازت یه جایی جامونده مشکل از تو نیست؛ اینجا خیلی هامون داریم بی صدا کم میاریم، و همین فهم مشترک شاید تنها چیزیه که هنوز نذاشته کاملا فرو بپاشیم.

Repost from N/a
photo content

به قومی مبتلا شده‌ایم که فکر می‌کنند خدا جز آنها کس دیگری را هدایت نکرده است...!
ابن‌سینا

02:05
ایران تو تا ابد بمان هرگز نمیری از میان هستم اگر تو باشی ایران دیار عاشقان نامت همیشه بر زبان جانم فدای نامت

" پاینده ایران. "

دلم برای روزی تنگ است که شادی و آزادی فقط حق یک نفر نباشد، بلکه همه‌ی دل‌ها یک‌صدا بخندند.

Repost from مردِ تنها.
نه میبخشیم،نه فراموش می‌کنیم.
نه میبخشیم،نه فراموش می‌کنیم.

در شاهنامه فردوسی،سیمرغ به زال سه پَر داد و گفت هر وقت درماندی بسوزان و آرزو کن ‏پَر اول سوخت، آرزو برآورده شد؛رستم به دنیا آمد. ‏پَر دوم سوخت,آرزو برآورده شد رستم زنده ماند. ‏اما پَر سوم هرگز استفاده نشد.فردوسی پَر سوم را برای آیندگان نگه داشت.برای روزی که پَر سوم برای ایران بسوزد...

01:37
دیگه خستم از این شهرو از این دنیای وا مونده میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده دلم بعد از تو با هرچی که ترکش داشت جنگیده دیگه بعد از تو به هرکی که درکش کرد خندیده

Repost from 19:19
photo content

«بلوا، نام مستعار ایران۱۴۰۴ بود.»

در این مدت، زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدون آن‌که هیچ اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.

sticker.webp0.42 KB

01:00
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت ﻮ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی...

Repost from مردِ تنها.
متاسفم بابت همه‌چی، بابت چیزهایی که شد و چیزهایی که نشد، بابت حرف‌هایی که نگفتم و کارهایی که شاید باید می‌کردم، متاسفم برای هر اتفاقی که افتاد و هر زخمی که ناخواسته جا موند، متاسفم اگر توی این شلوغیِ روزها جوانی آروم‌آروم از دست رفت، جوانی‌ای که قرار بود پر از رویا باشه اما گاهی فقط صرفِ دوام آوردن شد، متاسفم اگر خندیدن رو عقب انداختم، اگر امید رو گذاشتم برای بعدا، اگر فکر کردم همیشه وقت هست و نفهمیدم زمان چقدر بی‌صدا عبور می‌کنه، این فقط یک عذرخواهیه برای زندگی، برای خودم، و برای جوانی‌ای که زیر بار اتفاقات کم‌حرف‌تر، خسته‌تر اما هنوز زنده موند.

همین.
همین.