es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

Ir al canal en Telegram

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
213
Suscriptores
+124 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
این تمنایم به بیداری میسر کی شود کاشکی خوابم گرفتی تا به خوابت دیدمی

اشکالی نداره، بزرگ می‌شیم یادمون میاد.

Hayedeh - Vaseh Del Balla Shodi.mp34.60 MB

این مسئله‌ که سه ساله از دستکش استفاده نکردم واقعا ناراحتم می‌کنه، سرمای عزیزم کجایی؟!

Mohsen Chavoshi - Koli.mp310.10 MB

این جمله رو باید تتو بزنم رو پیشونیم.

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسندیده نشد یاد لب‌های تو افتادم و با خود گفتم: غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی چه بسا طعنه‌زدن‌های تو بخشیده نشد ای که مهرت نرسیده است به من، باور کن هیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد -سجاد سامانی

photo content

دنیا انقد کوچیکه که تو ممکنه موقع رد شدن دوتا خط مترو از کنار هم آشنا ببینی و انقد بزرگه که ممکنه بعضی از آدم‌ها رو تا آخر عمر نبینی.

بخواب دخترم، چشمای خوشگلت خراب می‌شه.

کراش زدم رو جان اسنو، خیلی باشخصیته.
کراش زدم رو جان اسنو، خیلی باشخصیته.

۱۰ ساله تو تابستونیم، احتمالا زمستون سختی در پیش داشته باشیم. Winter is coming.

نه تنها بارون نمی‌باره، بلکه سرد هم نیست، دارم می‌پزم. یادش بخیر یه روزگاری این وقت سال می‌چسبیدیم به بخاری. چیکار کردی با دعاهات تابستون‌فن.

تو دوست داشتی حال‌پرست بمیره؟ مرد.

باید که سر بذارم رو شونه‌های خودم

Mensaje de voz00:50

تو با قلب ویرانه من چه کردی؟ ببین عشق دیوانه من چه کردی در ابریشم عادت آسوده بودم… تو با بال پروانه‌ی من چه کردی؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه‌ی من، چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم؟ تو با حسرت شانه‌ی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفر کرده، باخانه‌ی من چه کردی؟ جهان من از گریه‌ات خیس باران تو با سقف کاشانه‌ی من چه کردی؟ -افشین یداللهی

خسته‌ی کار کردن نیستم، خسته‌ی فکر کردنم، خسته‌ی روزگارم، فرسوده‌ام. خسته‌ی روزگار نباشی ننه.

ای دل دگه گولُم مزن مه بشته گولت نوخورُم برگشتنی نی ای سفر دنبال خو بی تو نابروم

چشمامو به زور باز نگه داشتم، حتی‌ نمی‌دونم برای چی با این حجم از خستگی بیدارم، اسکرول اسکرول اسکرول و هیچ.