es
Feedback
پـژواک ـہاے دࢪیـ‌︪︩ـــا

پـژواک ـہاے دࢪیـ‌︪︩ـــا

Ir al canal en Telegram

‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌🐚 ׁ𝂊 ،‌پنهان در مه اندیشه‌های یک ذهن ‌‌در جستجوی آرامش. ׁ‌ .......... http://t.me/Chevalet_bot?start=ETuBkHjXKHej

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
294
Suscriptores
-124 horas
+47 días
+830 días
Archivo de publicaciones
ملک جمشید با حیله‌ای، خودش رو به شکل یک سیب نیم‌خورده درآورد. دیو اومد اون سیب رو هم برداشت و برد به قصر زیرزمینی خودش. اونجا
ملک جمشید با حیله‌ای، خودش رو به شکل یک سیب نیم‌خورده درآورد.
دیو اومد اون سیب رو هم برداشت و برد به قصر زیرزمینی خودش. اونجا ملک جمشید فهمید راز ماجرا چیه. توی قصر دیو، دختری زندونی بود با موهایی سفید و چشمانی که اشکش هیچوقت خشک نمی‌شد. اون دختر، پری‌زاده بود که دیو عاشقش شده بود اما اون دوست نداشت دیو رو. دیو هر شب براش سیب نیم‌خورده می‌آورد تا ببینه کدوم سیب رو اون دختر دوست داره، رنگ سیب‌ها رو امتحان می‌کرد تا بفهمد اون دختر کدوم رنگ رو بیشتر دوست داره. (آره، دیو به معنای واقعی عاشق بود.💔)


نیمه‌های شب دید یک دیو بزرگ و سیاه با چشمانی سرخ از آسمون پایین اومد و شروع کرد به چیدن سیب‌ها. اما نکته جالب اینجاست: دیو فق
نیمه‌های شب دید یک دیو بزرگ و سیاه با چشمانی سرخ از آسمون پایین اومد و شروع کرد به چیدن سیب‌ها. اما نکته جالب اینجاست: دیو فقط سیب‌هایی رو می‌چید که یک گاز کوچیک ازشون زده شده بود. نه سیب سالم رو می‌گرفت، نه سیب پوسیده رو.

🍎 دیو سیب‌دزد (The Apple-Stealin Demon) معرفی روزی روزگاری... در یکی از شهرهای قدیمی ایران، باغی بود که هر سال همه میوه‌هاش
🍎 دیو سیب‌دزد (The Apple-Stealin Demon) معرفی
روزی روزگاری... در یکی از شهرهای قدیمی ایران، باغی بود که هر سال همه میوه‌هاش قبل از چیدن، یهویی ناپدید می‌شد. هیچکس نمی‌دونست چرا. تا اینکه یه جوان شجاع به اسم ملک جمشید، تصمیم گرفت ماجرا رو ریشه‌یابی کنه... 📜 اصل داستان باغ پادشاهی پر از درخت‌های سیب بود که میوه‌هاش هر سال ناپدید می‌شد. پادشاه قول داده بود هر کسی راز این ماجرا رو حل کنه، نصف پادشاهی رو بهش بده؛ و هر کسی شکست بخوره، گردنش رو می‌زنن. خب، خیلیا رفتن و گردنشون زده شد. ملک جمشید که جوون شجاع و کمی هم عاقبتی بود، رفت توی باغ پنهون شد.

sticker.webp0.32 KB

sticker.webp0.32 KB

بریم درس بخونیم📚

sticker.webp0.10 KB

sticker.webp0.00 KB

کتاب دوم رمانه اولی درسیه دومیه همین فردا پس‌فردا تموم میشه بعد باید ویرایش کنم تا الان فقط فصل ۱ ویرایش شده از ۱۲ فصل🕳

وی کتاب اول را تمام نکرده رفت سراغ کتاب دوم

sticker.webp0.14 KB

من این نقاشی رو کشیدم تا یکی از عقایدم رو نشون بدم:
ایده تعادل و یگانگی در دلِ تضادها. در تصویر، خورشید و ماه هر کدوم با دو رنگ و بافت جداگونه ترسیم شدن — خورشید با رنگ‌های گرمِ طلایی و آتشی، و ماه با بافتِ سرد و سفید و نقطه‌چین. این دو نیرو، یکی نماد انرژی و گرما و اون یکی نماد سکوت و تامل، با هم یه کلِ واحد رو تشکیل می‌دن. اونا مکمل هم هستن؛ بدون روز، مفهوم شب معنایی نداره و بدونِ تاریکی، نور جلوه‌ای نداره. این نقاشی، از زاویه‌ای فلسفی، نشون‌دهنده اینه که ما نباید تضادها رو از هم جدا بدونیم، بلکه باید اونا رو به عنوان بخش‌هایی از یک کلِ هماهنگ ببینیم.


𓂃❨˖ ₊ ⊹·    ﹙✎ #نقاشی﹚ ⋆
𓂃❨˖ ₊ ⊹·    ﹙✎ #نقاشی﹚  ⋆

فردا شب براتون داستان دیو سپید و ملک جمشید رو تعریف می‌کنم

خب برای امشب همینارو آماده کرده بودم✨ امیدوارم خوشتون اومده باشه♡

sticker.webp0.00 KB

نور گوشیتون رو زیاد کنید و "مثلث تابستانی" رو ببینید. :))) ------------------------------------------------------------- مثلث
نور گوشیتون رو زیاد کنید و "مثلث تابستانی" رو ببینید. :))) ------------------------------------------------------------- مثلث تابستانی یا تیشتر که در اوستایی به معنای سه ستاره است و نمایشگر آمدن تابستان به ایران زمین می‌باشد. به همین سبب در ایران باستان ماه نخست تابستان را تیشتر می‌گفتن. امروزه پس از درآمیزش سهوی تیشتر با تیگرا (tigra) دیگر ستاره مهم تابستانی در ایران که نوید بارانهای موسمی تابستانی را می‌داد (Sirius)، این ماه را "تیر" می‌نامند.

این بار سراغ یه صورت فلکی کوچیک: چنگ (Lyra) با دو تا از معروف‌ترین ستاره‌های آسمون یعنی وگا (Vega) و دِنِب (Deneb).
اول یه نکته مهم. توی عکس نوشته Deneb و Vega و LYRA. ولی دقت کن: دِنِب ستاره‌ی اصلی صورت فلکی ماکیان (Cygnus) هست، نه چنگ. ولی چرا اینجا نوشته شده؟ چون توی آسمون شب، وگا و دِنِب و ستاره‌ی کرکس نشسته (Altair) یه مثلث بزرگ درست می‌کنن به اسم مثلث تابستانی. عکس داره این سه‌تا رو نشون میده، بیا فقط راجع‌به چنگ و وگا براتون بگم، ولی یه اشاره‌ایم به دِنِب بکنم که باهاش آشنا بشیم. وگا و دِنِب از نظر علمی: وگا (Vega) پنجمین ستاره درخشان آسمون شب و دومین ستاره درخشان نیمکره شمالی (بعد از آرکتوروس) هست. فقط ۲۵ سال نوری از ما فاصله داره، یه ستاره سفید-آبی خیلی داغ. جالب این که وگا قبلاً ستاره قطبی بوده (حدود ۱۴۰۰۰ سال پیش) و دوباره تو ۱۲۰۰۰ سال دیگه دوباره میشه ستاره قطبی. دِنِب (Deneb) ولی یه غول سفید فوق‌العاده درخشانه. فاصله‌اش از ما بین ۱۴۰۰ تا ۳۲۰۰ سال نوری تخمین زده میشه. با این فاصله زیاد، هنوز توی درخشان‌ترین ستاره‌هاست، یعنی اگه به همون نزدیکی وگا بود، از ماه هم پرنورتر می‌شد! داستان چنگ (صورت فلکی لیرا): صورت فلکی Lyra یا چنگ رومی، ولی ابوریحان بیرونی بهش می گفته کَشَف به معنی لاکپشت. قدیما تو ایران بهش دیگ‌پایه یا یک‌پایه هم می‌گفتن و بعضیا اون رو به کرکسی با بال‌های جمع‌شده تشبیه می‌کردن. این ساز چنگ متعلق به اُرفئوس (Orpheus) موسیقیدان افسانه‌ای یونان باستان بوده. می‌گن هر کی آهنگ چنگ اُرفئوس رو می‌شنید، حتی سنگ‌ها و درخت‌ها تحت تاثیر قرار می‌گرفتن. اُرفئوس عاشق همسرش اِوریدیکه بود. وقتی اِوریدیکه می‌میره، اُرفئوس میره تا دنیای مردگان تا برگردونه‌اش. با نوای چنگش دل هادس (خدای جهان مردگان) رو نرم می‌کنه و اجازه می‌گیره همسرش رو برگردونه، ولی با یه شرط: توی راه برگشت به پشت سرش نگاه نکنه. اُرفئوس نزدیک‌های آخر راه وسوسه میشه نگاه می‌کنه و همسرش برای همیشه از دست می‌ره. بعدها خود اُرفئوس هم می‌میره و چنگش رو می‌ذارن توی آسمون. وگا و دِنِب برام مثل دو تا عاشق دور از هم هستن. با اینکه توی یه مثلث تابستانی هم‌نشینن ولی هرکدوم تو یه صورت فلکی جدا. وقتی تابستون می‌شه و آسمون صافه، من یه چرتکه ذهنی می‌اندازم و سعی می‌کنم این مثلث رو تو ذهنم پیدا کنم. وگا که می‌درخشه مثل یه جواهر بالای سرم. بهش که نگاه می‌کنم، یاد چنگ اُرفئوس می‌افتم. دلم می‌خواد یه گوشه خلوت آسمون بشینم، چنگش رو بزنم و به اون موسیقی گوش بدم که حتی سنگ رو هم مجذوب می‌کرده. نمی‌دونم اون آهنگ چطور بوده، ولی شک ندارم که شبیه صدای دوست داشتن بوده. بعد به دِنِب نگاه می‌کنم، که انقدر دور و انقدر نزدیک. تازه می‌فهمم فرقی نمی‌کنه دور باشی یا نزدیک. مهم اینه که بدرخشی طوری که توی تاریکی آدمها بتونن پیدات کنن.