ar
Feedback
پـژواک ـہاے دࢪیـ‌︪︩ـــا

پـژواک ـہاے دࢪیـ‌︪︩ـــا

الذهاب إلى القناة على Telegram

‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌🐚 ׁ𝂊 ،‌پنهان در مه اندیشه‌های یک ذهن ‌‌در جستجوی آرامش. ׁ‌ .......... http://t.me/Chevalet_bot?start=ETuBkHjXKHej

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
289
المشتركون
-124 ساعات
+67 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.32 KB

بریم درس بخونیم📚

sticker.webp0.10 KB

sticker.webp0.00 KB

کتاب دوم رمانه اولی درسیه دومیه همین فردا پس‌فردا تموم میشه بعد باید ویرایش کنم تا الان فقط فصل ۱ ویرایش شده از ۱۲ فصل🕳

وی کتاب اول را تمام نکرده رفت سراغ کتاب دوم

sticker.webp0.14 KB

من این نقاشی رو کشیدم تا یکی از عقایدم رو نشون بدم:
ایده تعادل و یگانگی در دلِ تضادها. در تصویر، خورشید و ماه هر کدوم با دو رنگ و بافت جداگونه ترسیم شدن — خورشید با رنگ‌های گرمِ طلایی و آتشی، و ماه با بافتِ سرد و سفید و نقطه‌چین. این دو نیرو، یکی نماد انرژی و گرما و اون یکی نماد سکوت و تامل، با هم یه کلِ واحد رو تشکیل می‌دن. اونا مکمل هم هستن؛ بدون روز، مفهوم شب معنایی نداره و بدونِ تاریکی، نور جلوه‌ای نداره. این نقاشی، از زاویه‌ای فلسفی، نشون‌دهنده اینه که ما نباید تضادها رو از هم جدا بدونیم، بلکه باید اونا رو به عنوان بخش‌هایی از یک کلِ هماهنگ ببینیم.


𓂃❨˖ ₊ ⊹·    ﹙✎ #نقاشی﹚ ⋆
𓂃❨˖ ₊ ⊹·    ﹙✎ #نقاشی﹚  ⋆

فردا شب براتون داستان دیو سپید و ملک جمشید رو تعریف می‌کنم

خب برای امشب همینارو آماده کرده بودم✨ امیدوارم خوشتون اومده باشه♡

sticker.webp0.00 KB

نور گوشیتون رو زیاد کنید و "مثلث تابستانی" رو ببینید. :))) ------------------------------------------------------------- مثلث
نور گوشیتون رو زیاد کنید و "مثلث تابستانی" رو ببینید. :))) ------------------------------------------------------------- مثلث تابستانی یا تیشتر که در اوستایی به معنای سه ستاره است و نمایشگر آمدن تابستان به ایران زمین می‌باشد. به همین سبب در ایران باستان ماه نخست تابستان را تیشتر می‌گفتن. امروزه پس از درآمیزش سهوی تیشتر با تیگرا (tigra) دیگر ستاره مهم تابستانی در ایران که نوید بارانهای موسمی تابستانی را می‌داد (Sirius)، این ماه را "تیر" می‌نامند.

این بار سراغ یه صورت فلکی کوچیک: چنگ (Lyra) با دو تا از معروف‌ترین ستاره‌های آسمون یعنی وگا (Vega) و دِنِب (Deneb).
اول یه نکته مهم. توی عکس نوشته Deneb و Vega و LYRA. ولی دقت کن: دِنِب ستاره‌ی اصلی صورت فلکی ماکیان (Cygnus) هست، نه چنگ. ولی چرا اینجا نوشته شده؟ چون توی آسمون شب، وگا و دِنِب و ستاره‌ی کرکس نشسته (Altair) یه مثلث بزرگ درست می‌کنن به اسم مثلث تابستانی. عکس داره این سه‌تا رو نشون میده، بیا فقط راجع‌به چنگ و وگا براتون بگم، ولی یه اشاره‌ایم به دِنِب بکنم که باهاش آشنا بشیم. وگا و دِنِب از نظر علمی: وگا (Vega) پنجمین ستاره درخشان آسمون شب و دومین ستاره درخشان نیمکره شمالی (بعد از آرکتوروس) هست. فقط ۲۵ سال نوری از ما فاصله داره، یه ستاره سفید-آبی خیلی داغ. جالب این که وگا قبلاً ستاره قطبی بوده (حدود ۱۴۰۰۰ سال پیش) و دوباره تو ۱۲۰۰۰ سال دیگه دوباره میشه ستاره قطبی. دِنِب (Deneb) ولی یه غول سفید فوق‌العاده درخشانه. فاصله‌اش از ما بین ۱۴۰۰ تا ۳۲۰۰ سال نوری تخمین زده میشه. با این فاصله زیاد، هنوز توی درخشان‌ترین ستاره‌هاست، یعنی اگه به همون نزدیکی وگا بود، از ماه هم پرنورتر می‌شد! داستان چنگ (صورت فلکی لیرا): صورت فلکی Lyra یا چنگ رومی، ولی ابوریحان بیرونی بهش می گفته کَشَف به معنی لاکپشت. قدیما تو ایران بهش دیگ‌پایه یا یک‌پایه هم می‌گفتن و بعضیا اون رو به کرکسی با بال‌های جمع‌شده تشبیه می‌کردن. این ساز چنگ متعلق به اُرفئوس (Orpheus) موسیقیدان افسانه‌ای یونان باستان بوده. می‌گن هر کی آهنگ چنگ اُرفئوس رو می‌شنید، حتی سنگ‌ها و درخت‌ها تحت تاثیر قرار می‌گرفتن. اُرفئوس عاشق همسرش اِوریدیکه بود. وقتی اِوریدیکه می‌میره، اُرفئوس میره تا دنیای مردگان تا برگردونه‌اش. با نوای چنگش دل هادس (خدای جهان مردگان) رو نرم می‌کنه و اجازه می‌گیره همسرش رو برگردونه، ولی با یه شرط: توی راه برگشت به پشت سرش نگاه نکنه. اُرفئوس نزدیک‌های آخر راه وسوسه میشه نگاه می‌کنه و همسرش برای همیشه از دست می‌ره. بعدها خود اُرفئوس هم می‌میره و چنگش رو می‌ذارن توی آسمون. وگا و دِنِب برام مثل دو تا عاشق دور از هم هستن. با اینکه توی یه مثلث تابستانی هم‌نشینن ولی هرکدوم تو یه صورت فلکی جدا. وقتی تابستون می‌شه و آسمون صافه، من یه چرتکه ذهنی می‌اندازم و سعی می‌کنم این مثلث رو تو ذهنم پیدا کنم. وگا که می‌درخشه مثل یه جواهر بالای سرم. بهش که نگاه می‌کنم، یاد چنگ اُرفئوس می‌افتم. دلم می‌خواد یه گوشه خلوت آسمون بشینم، چنگش رو بزنم و به اون موسیقی گوش بدم که حتی سنگ رو هم مجذوب می‌کرده. نمی‌دونم اون آهنگ چطور بوده، ولی شک ندارم که شبیه صدای دوست داشتن بوده. بعد به دِنِب نگاه می‌کنم، که انقدر دور و انقدر نزدیک. تازه می‌فهمم فرقی نمی‌کنه دور باشی یا نزدیک. مهم اینه که بدرخشی طوری که توی تاریکی آدمها بتونن پیدات کنن.

صورت فلکی لیرا
+1
صورت فلکی لیرا

ویرگو (Virgo) یعنی دوشیزه، با ستاره‌ی بسیار معروفش اسپایکا (Spica) که درخشان‌ترین ستاره‌ی این صورت فلکیه.
داستان و اسطوره: از یونان تا ایران باستان توی اسطوره‌های یونانی، ویرگو یا همون دوشیزه، چندتا شخصیت می‌تونه باشه. معروف‌ترینش دیمتر (الهه کشاورزی و باروری) یا آستراِیا (الهه عدالت) هست. می‌گن آستراِیا آخرین ایزدبانویی بود که وقتی انسان‌ها دیگه به عدالت و پاکی اهمیت نمی‌دادن، از زمین دلگیر شد و رفت آسمون. یه روایت دیگه هم داره که ویرگو اریگون هست، دختر ایکاریوس که پدرش رو از غم از دست داد و بعد به آسمون رفت. جالبه که تو ایران باستان به این صورت فلکی «خوشه» یا «سنبله» می‌گفتن. چون ستاره اسپایکا که اسمش لاتین به معنای «خوشه گندم» هست، توی دست چپ این دوشیزه جا گرفته. از نظر علمی: اسپایکا یه ستاره‌ی واقعا خاصه. از این ستاره‌ها که «غول آبی» بشناسیم، اسپایکا یکی از درخشان‌ترین‌ها در آسمون شب ماست. جالب اینه که اونقدر داغه که رنگش سفید-آبی دیده می‌شه، نه مثل آرکتوروس که نارنجی بود. اسپایکا فقط ۲۵۰ سال نوری از ما فاصله داره، ولی بیش از ۲۰۰۰ برابر خورشید می‌درخشد. نکته جالب دیگه این که اسپایکا در اصل دو ستاره است که دور هم می‌چرخند و هر ۴ روز یه بار می‌گیرن همدیگه رو. خیلی نزدیک‌اند، واسه همین توی عکس‌ها یکی دیده می‌شن. یه راه ساده واسه پیدا کردنش: اگه خواستی توی آسمون پیداش کنی؛ اول دب اکبر رو پیدا کن. بعد دسته قاشقش رو ادامه بده تا به آرکتوروس برسی (همون صورت فلکی شبان که قبلاً گفتم). حالا همین مسیر رو یه کم ادامه بده. اولین ستاره پرنوری که می‌بینی، همونه: اسپایکا. میشه گفت یه قوس از دب اکبر به آرکتوروس و بعد خط راست به اسپایکا میکشه. این صورت فلکی برام مثل یه «دختر مظلوم آسمونه» که بخاطر انسان‌ها دلش شکسته و رفته بالا. هر وقت بهش نگاه می‌کنم، یاد دو تا چیز می‌افتم: اول یاد اون روزایی می‌افتم که از بعضی رفتارهای آدمها دلم می‌گیره و دلم میخواد برم بالا، دم خونه اسپایکا بشینم یه چایی بخورم! دوم اینکه برام شبیه یه مادر سخاوتمنده که دستش پر از گندم و برکت هست، برعکس آسمون خشک و سرد بیرون. یه شب سعی کن با یه دوربین دوچشمی ساده به سمت اسپایکا بری. شاید نتونی دو تا ستاره جدا از هم ببینی (چون خیلی به هم نزدیکن)، ولی می‌تونی بفهمی که داری به داغ‌ترین و آبی‌ترین نور آسمون نگاه می‌کنی که از ته دل می‌درخشه. بعد یه نفس عمیق بکش و به خودت بگو: آره، این همون دختر عدالته که از آدمها دلزده شده. ولی خب الان داره به من لبخند میزنه، شاید اون به من امیدواره :)

صورت فلکی دوشیزه‌ یا ویرگو
+1
صورت فلکی دوشیزه‌ یا ویرگو

صورت فلکی فراموش‌شده‌ی اژدها (Draco).
داستان و اسم گذاریش: توی عکس نوشته D·DRACO و Eta Draconis. اژدها یکی از قدیمی‌ترین صورت‌فلکی‌هاییه که بشر شناخته، چون قطب آسمان دور خودش می‌چرخه و ستاره‌هاش همیشه تو آسمون شمالی هستن. در اسطوره‌های یونانی، این اژدها کسی نیست جز لادون، اژدهای صدسری که مواظب سیب‌های طلایی باغ هسپری‌ها بود. هرکول توی دوازدهمین خانش باید این سیب‌ها رو می‌دزدید. اژدها رو کشت و بعدش الهه‌ها به افتخار اون نگهبان وفادار، لادون رو فرستادن تو آسمون که دور قطب شمال بچرخه. یه روایت دیگه هم هست: توی نبرد تیتان‌ها، اژدها به سمت الهه مینروا (آتنا) حمله کرد. اون هم اژدها رو گرفت و پرتش کرد بالا آسمون، ولی نه قبل از اینکه دم اژدها رو بپیچونه دور قطب آسمان تا محکم بمونه. به خاطر همینه که صورت فلکی اژدها مثل یه مار پیچ خورده دور ستاره قطبی می‌چرخه. از نظر علمی (خلاصه): اژدها خیلی ستاره‌های جالب داره. اتا دراکونیس (همون Eta Draconis که تو عکس هست) یه ستاره غول زرد-نارنجیه، حدود ۹۲ سال نوری از ما فاصله داره. خودش یه ستاره دوگانه است، ولی خب اون یکی رو با چشم غیرمسلح نمی‌بینی. جالب‌تر اینکه یه ستاره دیگه توی اژدها هست به اسم توبان (Thuban) که حدود ۴۸۰۰ سال پیش، ستاره قطبی بوده! یعنی مصری‌ها وقتی هرم می‌ساختن، هرم‌ها رو با ستاره توبان تنظیم می‌کردن چون قطب آسمون اون موقع اونجا بود. واقعاً برام جالبه که یه اژدها که تو آسمون پیچ خورده رو توی دل نورهای شهر اصلا نمی‌بینی. باید بری یه جای تاریک، یه شب بی‌مهتاب. اون موقع می‌بینی که واقعاً یه مار بزرگ داره از بین دب اکبر و دب اصغر می‌گذره. اون شب که داشتم نگاهش می‌کردم، داشتم به این فکر می‌کردم که اژدهای لادون چقدر بامزه بوده: فقط وظیفه‌اش مواظبت از چند تا سیب بوده، بعد یه قهرمان اومده کشتش، ولی آخرش آسمون بهش جایزه داده. شبیه بعضی آدم‌های اطراف خودمونه که کار درست رو می‌کنن ولی خب نتیجه خوبی نمی‌گیرن، ولی آخرش... آره، آخرش هیچی، فقط اینکه جایزه آسمونیشون دیده نمی‌شه مگر اینکه دقیق نگاه کنی. اگه یک شب گم شدی تو آسمون، رد اژدها رو دنبال کن. از خود ستاره قطبی شروع کن یه کم برو سمت راست، اونقدر بگرد تا به یه دایره از ستاره‌های کم‌نور برسی. همونجاست؛ اژدها داره نگات می‌کنه.