es
Feedback
Devil's laugh(caprice no.13)

Devil's laugh(caprice no.13)

Ir al canal en Telegram

چقدر آرشه به نرمی میلغزید، و هر نغمه سرود عشق بود اما امروز قلبم چنین سنگین است، و دستانم چنین خسته. ‌ https://t.me/Devils_Mewsic

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
281
Suscriptores
+124 horas
+47 días
+2530 días
Archivo de publicaciones
Franz Liszt – La lugubre gondola II در سال ۱۸۸۲، فرانتس لیست برای دیدار با دامادش، ریچارد واگنر، به ونیز رفت. واگنر هنوز زنده بود، اما لیست در همان روزها احساس عجیبی داشت؛ گویی مرگ او را پیشاپیش دیده بود. در همان اقامت، قطعه‌ای نوشت با نام «La lugubre gondola»؛ به معنای «گوندولای سوگوار». این نام تصادفی نبود. در ونیز، گوندولا تنها وسیله‌ای برای گردش نبود؛ در آن دوران، تابوت‌ها نیز با گوندولا در میان کانال‌های شهر جابه‌جا می‌شدند. چند ماه بعد، در ۱۳ فوریهٔ ۱۸۸۳، واگنر در همان کاخ در ونیز درگذشت و پیکرش، دقیقاً با یک گوندولای عزا، از میان کانال‌های شهر عبور داده شد تا آخرین سفرش آغاز شود؛ صحنه‌ای که لیست گویی پیش‌تر آن را در موسیقی خود به تصویر کشیده بود.

از بابت تاریخ‌موسیقی روایت جالبی داره، شاید دلیل قانع‌کننده باشه برای اینکه چرا بعد از گوش دادن بهش دوست دارم بمیرم.

“Artist Statement” (2004) by Akihiko Miyoshi Source –
“Artist Statement” (2004) by Akihiko Miyoshi Source

Helmut Walcha – [ 27 October 1907 – 11 August 1991 ] A timeless voice of the organ.
+3
Helmut Walcha – [ 27 October 1907 – 11 August 1991 ] A timeless voice of the organ.

باز هم یادآوری میکنم، با نابینایی مطلق و از حفظ تک‌تک این قطعات ضبط شده...

با تاریخ موسیقی خوندن هر روز بیشتر از دیروز خودتون رو شرمنده خودتون و موسیقی کنید.✔️

اگر بخواهیم از میان تمام مفسران موسیقی باخ در قرن بیستم تنها چند نام را به‌عنوان ستون‌های اصلی این سنت برشماریم، نام Helmut Walcha بی‌تردید در کنار بزرگانی چون گولد، کازالس و گاردینر قرار می‌گیرد. او نه‌فقط یک ارگ‌نواز برجسته، بلکه معلم، آهنگساز، پژوهشگر و از مهم‌ترین چهره‌های احیای موسیقی باروک در سدهٔ بیستم بود. بسیاری هنوز او را بزرگ‌ترین مفسر آثار ارگِ باخ در تاریخ ضبط موسیقی می‌دانند. والخا در ۲۷ اکتبر ۱۹۰۷ در شهر لایپزیگ، زادگاه باخ، متولد شد. از کودکی دچار ضعف شدید بینایی بود و در نوجوانی، بر اثر عوارض ناشی از واکسن آبله، به‌تدریج بینایی خود را به‌طور کامل از دست داد. او در نوزده‌سالگی کاملاً نابینا شد. بااین‌حال، این نابینایی نه‌تنها مانع فعالیتش نشد، بلکه به یکی از شگفتی‌های زندگی هنری او تبدیل شد؛ زیرا والخا بعدها تمام آثار ارگ باخ را بدون استفاده از نت و کاملاً از حفظ اجرا و ضبط کرد. او برای حفظ آثار، هر قطعه را خط به خط و صدا به صدا در ذهن خود می‌ساخت و معماری کنترپوانی آثار را به شکلی استثنایی به خاطر می‌سپرد. شاگردانش نقل کرده‌اند که حافظهٔ موسیقایی او تقریباً افسانه‌ای بود. والخا تحصیلات خود را در کنسرواتوار لایپزیگ زیر نظر Günther Ramin آغاز کرد؛ همان موسیقیدانی که بعدها خود به یکی از بزرگ‌ترین مفسران باخ تبدیل شد. والخا مدتی نیز دستیار رامین در کلیسای مشهور St. Thomas Church, Leipzig بود؛ کلیسایی که خود یوهان سباستیان باخ سال‌ها در آن سمت کانتور داشت. این پیوند مستقیم با سنت لایپزیگ و میراث باخ، تأثیر عمیقی بر نگاه هنری او گذاشت. در سال ۱۹۲۹ به فرانکفورت رفت و تا پایان عمر همان‌جا ماند. او در کلیساهای مختلف فرانکفورت ارگ‌نواز بود و از ۱۹۳۸ استاد ارگ و آهنگسازی در دانشگاه موسیقی فرانکفورت شد. نسل بزرگی از ارگ‌نوازان آمریکایی و اروپایی شاگرد مستقیم او بودند و نفوذ آموزشی‌اش دهه‌ها پس از مرگش نیز ادامه یافت. اما آنچه نام او را جاودانه کرد، رابطهٔ استثنایی‌اش با موسیقی باخ بود. در دوره‌ای که هنوز اجرای آثار باخ بر روی ارگ‌های عظیم رمانتیک با صدایی سنگین و پرطنین رواج داشت، والخا از نخستین موسیقیدانانی بود که به سراغ ارگ‌های تاریخی باروک رفت و معتقد بود موسیقی باخ باید تا حد امکان بر سازهایی اجرا شود که به جهان صوتی خود باخ نزدیک‌اند. این نگرش بعدها به یکی از پایه‌های جنبش اجرای تاریخی تبدیل شد. والخا در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۲ نخستین ضبط تقریباً کامل آثار ارگ باخ را برای شرکت آرشیو دویچه گراموفون انجام داد؛ پروژه‌ای که در زمان خود رویدادی تاریخی محسوب می‌شد. اما او به این نیز بسنده نکرد و از ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۱ بار دیگر تمام این آثار را، این‌بار به‌صورت استریو، ضبط کرد. این مجموعهٔ دوم هنوز هم از مهم‌ترین مراجع تفسیری موسیقی ارگ باخ به شمار می‌آید و بسیاری از ارگ‌نوازان حرفه‌ای آن را بخشی از آموزش بنیادی خود می‌دانند. نخستین ضبط استریوی مشهور از توکاتا و فوگ ر مینور BWV 565 نیز توسط او انجام شد. سبک نوازندگی او کاملاً متمایز بود. برخلاف بسیاری از اجراهای نمایشی و پرزرق‌وبرق، والخا از هرگونه احساس‌گرایی افراطی پرهیز می‌کرد. تفسیرهایش خونسرد، متین، شفاف و عمیقاً ساختارگرا هستند. در اجراهای او هر خط کنترپوانی با وضوحی استثنایی شنیده می‌شود؛ گویی شنونده می‌تواند معماری درونی فوگ‌ها را ببیند. او هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد ویرتوزیته بر موسیقی غلبه کند. در عوض، تمام توجهش معطوف آشکار ساختن منطق درونی و جهان معنوی آثار بود. منتقدان بارها از اجراهای او با واژه‌هایی چون «زاهدانه»، «متفکرانه» و «روحانی» یاد کرده‌اند. والخا علاوه بر اجرا، خود نیز آهنگسازی توانا بود. او مجموعه‌هایی از پرلودهای کرال برای ارگ نوشت، آثار متعددی را برای ارگ تنظیم کرد و حتی برای فوگ ناتمام اثر عظیم باخ، یعنی The Art of Fugue، پایانی تکمیل‌شده تصنیف کرد؛ تلاشی که هنوز مورد بحث و توجه پژوهشگران و نوازندگان است. هلموت والخا در ۱۱ اوت ۱۹۹۱ در فرانکفورت درگذشت، اما میراث او همچنان زنده است. برای بسیاری از موسیقیدانان، او تنها یک نوازندهٔ نابغه نبود؛ بلکه نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند ارادهٔ انسانی، ایمان هنری و انضباط فکری بود. نابینایی نتوانست او را از دیدن موسیقی بازدارد؛ زیرا، به تعبیر برخی از شاگردانش، «والخا با گوش‌هایش می‌دید». و شاید به همین دلیل است که پس از گذشت دهه‌ها، هنوز وقتی سخن از باخ و ارگ به میان می‌آید، نام هلموت والخا همچون معیاری برای سنجش تفسیر موسیقایی مطرح می‌شود.
Grokipedia : https://grokipedia.com/page/Helmut_Walcha

اگر بگم جناب والخا در لایپزیگ و زادگاه باخ بدنیا اومد و از ۱۹ سالگیش بیناییش رو از دست داد و تمام آثاری که از باخ نواخته و ضبط کرده رو بدون‌ نگاه کردن به نت یا پارتیتور، و تمامش رو از حفظ نواخته وحشت خواهید کرد ؟

photo content

Dmitri Shostakovich and son Maxim arrive in London en route to the Edinburgh Festival. 16 August 1962. Note: distortion at to
Dmitri Shostakovich and son Maxim arrive in London en route to the Edinburgh Festival. 16 August 1962. Note: distortion at top of the photo is a result of moisture damage to the original hardcopy.

Karajan rehearsing Mozart’s Le nozze di Figaro at Vienna’s Sofiensäle, 1978.
Karajan rehearsing Mozart’s Le nozze di Figaro at Vienna’s Sofiensäle, 1978.

اینو😭
اینو😭

Repost from Vox Balanae
Hopes… تلاشی برای در هم تنیدن سیستم‌‌های کوک و رویکردهای‌ گوناگون به مسئله هارمونی در بستر موسیقی مینیمال #آهنگسازی @VoxBalanae

photo content
+1