Devil's laugh(caprice no.13)
Ir al canal en Telegram
چقدر آرشه به نرمی میلغزید، و هر نغمه سرود عشق بود اما امروز قلبم چنین سنگین است، و دستانم چنین خسته. https://t.me/Devils_Mewsic
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
281
Suscriptores
+124 horas
+47 días
+2530 días
Archivo de publicaciones
بجای اینکه گروه اینجا رو شلوغ کنم یه چنل و گروه دیگه براش زدم اگه دوست داشتید میتونید استفاده کنید، چنل زدن برای اینکار و آرشیو تو تلگرام صرفا بخاطر اینه که دیگه رو کاغذ ننویسم چون بسیار نوشتن و نوازندگی به هیچوجه ترکیب جالبی نیستن.
Glenn Gould - Schoenberg, Suite for Piano op. 25 (OFFICIAL)
https://t.me/Devils_laugh
Glenn Gould & Yehudi Menuhin - Schoenberg, Phantasy for Violin and Piano op. 47 (OFFICIAL)
https://t.me/Devils_laugh
Architects of Music Theory ;
Pythagoras Ptolemy Boethius Nicomachus Boethius Johannes Kepler Aristoxenus Leonard Meyer Fred Lerdahl David Temperley Gioseffo Zarlino Marin Mersenne Jean-Philippe Rameau François-Joseph Fétis Moritz Hauptmann Hugo Riemann Arnold Schoenberg Paul Hindemith Hermann von Helmholtz Carl Stumpf Ernst Terhardt Heinrich Schenker Felix Salzer Oswald Jonas Milton Babbitt Allen Forte George Perle David Lewin George Perle Leonard B. Meyer Ray Jackendoff Leonard B. Meyer Fred Lerdahl Carol Krumhansl David Huron Dmitri Tymoczko Richard Cohn Steven Rings Michael Spitzer Carl Dahlhaus Morris Halle
– Ars Musica –
◆ Music Theory
◆ Harmony
◆ Counterpoint
◆ Form and Structure
◆ Music Analysis
◆ Orchestration and Instrumentation
◆ Music History
◆ Musicology
◆ Sociology of Music
◆ Philosophy and Aesthetic of Music
◆ Composition
◆ Conducting
◆ Performance
◆ Solfège and Ear Training
◆ Music Technology
♡ Academic Studies and Music Research
Even behind walls, creation continues...
در فیلم Whisper of the Heart (1995)، تصویری کوتاه اما بسیار ماندگار از مردی دیده میشود که در سلول زندان، مشغول ساختن یک ویولن است. فیلم هیچ توضیحی درباره هویت او نمیدهد؛ نه نامی دارد، نه گذشتهای و نه حتی جایگاهی در روایت اصلی. او صرفاً «ویولنساز زندانی» است—یک حضور خام و نمادین. آنچه این تصویر را مهم میکند، خودِ عمل ساختن است. او در فضایی کاملاً محدود، با ابزارهای ابتدایی و در انزوایی کامل، چوب را به ساز تبدیل میکند. این فرایند، برخلاف ظاهر سادهاش، کاری فوقالعاده دقیق، صبورانه و زمانبر است؛ کاری که معمولاً نیاز به کارگاه، نور، آزادی حرکت و سالها تجربه دارد. با این حال، او همه این شرایط را از دست داده اما خودِ عمل را نه. این تصویر در کنار داستان شیزوکو و سِیجی قرار میگیرد؛ دو نوجوانی که در آغاز مسیر هنری خود هستند و با تردید، فشار درونی و تلاش برای یافتن هویت خلاقهشان مواجهاند. در این میان، ویولنساز زندانی به نوعی تصویر نهاییِ این مسیر است: هنرمندی که حتی وقتی همه چیز از او گرفته شده، هنوز به ساختن ادامه میدهد. او نه به عنوان یک قربانی، بلکه به عنوان یک سازنده نمایش داده میشود. تمرکز فیلم بر رنج او نیست، بلکه بر استمرار عمل اوست. انگار فیلم میگوید جوهر هنر در امکانها نیست، بلکه در پایداری است—در ادامه دادن، حتی وقتی هیچ زمینهای برای ادامه دادن وجود ندارد. به همین دلیل، این تصویر کوتاه به یکی از قویترین استعارههای فیلم تبدیل میشود: هنرمندی که در محدودترین شرایط، همچنان جهان کوچکی از صدا را شکل میدهد.
A prisoner crafting a violin in his cell.
– Whisper of the Heart (1995)
John Cage — 4′33″
Performed by William Marx.
There is no such thing as silence.
— John Cage
آلبوم «The Harvard Lectures» مجموعهٔ کاملی از سخنرانیهای لئونارد برنستاین در دانشگاه هاروارد است؛ اثری منحصربهفرد که مرز میان موسیقی، فلسفه، زبانشناسی و تاریخ اندیشه را در مینوردد. برنستاین در این درسگفتارها میکوشد به یکی از بنیادیترین پرسشهای هنر پاسخ دهد: موسیقی چگونه معنا میآفریند؟
او با اتکا به آثار باخ، موتسارت، بتهوون، واگنر، مالر، دبوسی، استراوینسکی و بسیاری دیگر، ساختار درونی زبان موسیقی را واکاوی میکند و سیر تحول آن را از نظام تونال تا بحرانهای موسیقی قرن بیستم دنبال مینماید. این مجموعه نهتنها از مهمترین منابع موسیقیشناسی قرن بیستم به شمار میرود، بلکه نمونهای کمنظیر از توانایی برنستاین در پیوند دادن دانش عمیق، تحلیل هنری و بیان آموزشی است.
برای آهنگسازان، نوازندگان، پژوهشگران و علاقهمندان جدی موسیقی کلاسیک، «سخنرانیهای هاروارد» همچنان یکی از ارزشمندترین و الهامبخشترین اسناد فکری دربارهٔ ماهیت و زبان موسیقی محسوب میشود.
https://t.me/Devils_Mewsic/7012
Repost from ادهم
بیجان تر از آنم که سخن را نشمارم
بیفکر ببخشم، به بشر عشق ببارم
اینبار ز نیکی ضرر نفس خودم را
تیمار نکردم که به رودی بسپارم
آن پیکر خاکیِ غروری که رها شد
بیعقلم اگر بر سر چشمم نگذارم
آری منم از رود گذر کردم و اکنون
مرداب شدم، هموطن گرد غبارم
ساغی بُدم از جرعه به یک جرعهی دیگر
از خمرهی خود دادم و اکنون که خمارم
بیجان تر از آنم که سخن را نشمارم
بیفکر ببخشم، به بشر عشق ببارم
#شعر
