es
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Ir al canal en Telegram

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
342
Suscriptores
-924 horas
+187 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
حرف بزنیم؟ @About_alibot

دفعه دومی که تنها میرم کافه
دفعه دومی که تنها میرم کافه

در عصر پرسونال برندینگ‌ها من حسن یوسفی که آقای نوری با کمال مهر و محبتش به من بخشید؛ زیر بغل زدم و روی موتور آوردم تا ۱۰ کیلومتر این‌ورتر؛ جایی که هم چیز دارد الا حُسن. «پیش‌درآمدی بر هیچ»

حرف بزنیم؟ @About_alibot

حوصله ندارید شمام؟

حالا من بد خواب شدم و تا ۸ صبح نخوابیدم هم به درک. اگر بیداری میای حرف بزنی با من؟ @About_alibot

ساعت ۵:۴۶ دقیقه یک مرد غریبه که سال‌هاست دیگر بابا صدایش نمی‌کنم از خواب بیدارم کرد که ببرمش سرکار. از پدر بودن فقط حق و حقوقش را خوب بلد است.

Mensaje de voz02:59

دم رفتن سرکار

چه خوب چیدی برام دم رفتنی

«من خودِ بهمنم حتی وقتی وسطای شهریورِ»

خواستم فردا برم تهران با بچه‌ها مامان میگه : مامان بزرگت تو خونه تنهاست زنگ زدم گفتم نمیام «مامان بودن»

زنگ زده میگه موتورم پنچر تلمبه بیا «پدر بودن»

با بابا دعوام شد با رفیقم دعوام شد سمت من نیاید من از همتون طلبکارم یک کلام من بدم؛ بد سمت من نیاید.

«برای پاسِ خیالِ تو دشمنِ خوابم»
خاقانی

بد خوابی صبحا را که مدیون بابا هستم بخاطر این که مجدد کمک می‌کند کلمات را وصله_پینه بزنم، دوستت دارم. کاش خواب‌ را زندگی می‌کردیم؛ کاش همه این‌ها خواب بود؛ ای کاش کنارم آغوشی از خواب بود. «نجوای افکار پریشان آرامش سرزمین خواب را گرفت»

اونجا که داریوش اقبالی می‌گه: دلم خوش نیست، غمگینم برادرجان! از این... حالا اگر کسی اول به من سلام نکند؛ پیام اول را ندهد؛ دیر سین کند.... اگر موتور بنزین تمام کند. از هرچه که پیش آید، غمگینم. سعیم را در جهت شاد زیستن کرده‌ام اما در برهه‌های مدیدی در این مسیر زندگی هرچه که دکمه پخش ماشین را می‌زنی که سیروان خسروی بگوید: " یه صبح دیگه..." باز هم "یاور همیشه مومن" پلی می‌شود. «به بابا بگید پسرشو پنج صبح بیدار میکنه دیگه خوابش نمیبره لطفا با تاکسی بره»

دوستی‌های عجیبی است؛ شبیه نامادری، برادر ناتنی و... انگار‌ دوست‌های ناتنی هستیم؛ جایی رها می‌کنیم، مجدد بر می‌گردیم؛ استفاده می‌کنیم و ... «کاش من ناتنی کسی نباشم»

در انتظار حرف‌های شما

جهت دلگرمی و درد دل حرف بزنیم باهم؟ @About_alibot