درباره اَلی
الذهاب إلى القناة على Telegram
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
342
المشتركون
-924 ساعات
+187 أيام
+1130 أيام
أرشيف المشاركات
342
در عصر پرسونال برندینگها من حسن یوسفی که آقای نوری با کمال مهر و محبتش به من بخشید؛ زیر بغل زدم و روی موتور آوردم تا ۱۰ کیلومتر اینورتر؛ جایی که هم چیز دارد الا حُسن.
«پیشدرآمدی بر هیچ»
342
ساعت ۵:۴۶ دقیقه یک مرد غریبه که سالهاست دیگر بابا صدایش نمیکنم از خواب بیدارم کرد که ببرمش سرکار.
از پدر بودن فقط حق و حقوقش را خوب بلد است.
342
خواستم فردا برم تهران با بچهها مامان میگه : مامان بزرگت تو خونه تنهاست
زنگ زدم گفتم نمیام
«مامان بودن»
342
با بابا دعوام شد
با رفیقم دعوام شد
سمت من نیاید
من از همتون طلبکارم
یک کلام من بدم؛ بد
سمت من نیاید.
342
بد خوابی صبحا را که مدیون بابا هستم بخاطر این که مجدد کمک میکند کلمات را وصله_پینه بزنم، دوستت دارم.
کاش خواب را زندگی میکردیم؛ کاش همه اینها خواب بود؛ ای کاش کنارم آغوشی از خواب بود.
«نجوای افکار پریشان آرامش سرزمین خواب را گرفت»
342
Repost from درباره اَلی
اونجا که داریوش اقبالی میگه:
دلم خوش نیست، غمگینم برادرجان!
از این...
حالا اگر کسی اول به من سلام نکند؛ پیام اول را ندهد؛ دیر سین کند....
اگر موتور بنزین تمام کند.
از هرچه که پیش آید، غمگینم.
سعیم را در جهت شاد زیستن کردهام اما در برهههای مدیدی در این مسیر زندگی هرچه که دکمه پخش ماشین را میزنی که سیروان خسروی بگوید: " یه صبح دیگه..."
باز هم "یاور همیشه مومن" پلی میشود.
«به بابا بگید پسرشو پنج صبح بیدار میکنه دیگه خوابش نمیبره لطفا با تاکسی بره»
342
دوستیهای عجیبی است؛ شبیه نامادری، برادر ناتنی و...
انگار دوستهای ناتنی هستیم؛ جایی رها میکنیم، مجدد بر میگردیم؛ استفاده میکنیم و ...
«کاش من ناتنی کسی نباشم»
