es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

Charlie Brown 🤎

Charlie Brown 🤎

Ir al canal en Telegram

.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430

Mostrar más
228
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+1330 días
Archivo de publicaciones
بابا چرا این قدر شک دارید من ایرانی ام ؟!

نمی دونم کسی به اندازه منم هست که کارت ملیش این قدر تو راه باشه یا خودم فعلا رکود دارم ؟
نمی دونم کسی به اندازه منم هست که کارت ملیش این قدر تو راه باشه یا خودم فعلا رکود دارم ؟

@Toscaland.mp36.79 KB

taher_ghoreyshi_darde_tanhaei.mp311.03 MB

بر او ببخشایید بر او که از درون متلاشی‌ست | فروغ فرخزاد |

16. Daryache Noor (1).mp310.74 MB

ای رفته زدل،رفته ز بر، رفته زخاطر بر من مَنگر تاب ِ نگاه تو ندارم بر من مَنگر زآنکه به جز تلخی اَندوه در خاطر از آن‌چشم سیاه تو ندارم ای رفته زدل، راست‌بگو!‌ بهرچه امشب با خاطره‌ها آمده‌ای باز به سویم؟ | سیمین بهبهانی | ‌ ‌‌

Azita - Mage Hoseleh dari.mp34.16 MB

راه و رسم انقراض من این است: دائم امید کوچکی پیدا می‌کنم، دل به آن می‌بندم، و منتظر می‌مانم ناامیدم کند... | حميد سليمی |

#فیلم صد سال به این سال ها دوستش داشتم
+2
#فیلم صد سال به این سال ها دوستش داشتم

دلتنگی هایت را بوییده ام نفس به نفس تیر که می کشد، حجم نبودنت، تابستان تنم را به آتش می کشد ... | عرفان یزدانی |

وقتی باید آدرین رو خواب کنی و سرگرمیت می شه توجه به جزئیات :

اونجایی که دختره داشت داد میزد مامان من هم همینطور می گفت که عقل نداره ،گفتم حق انتخابش رو گرفتن چی؟

داشتیم درمورد قسمت جدید بامداد خمار با مامان صحبت می کردیم که مامان گفت : می بینی ؟ وقتی عقل آدم رو بدزدن همین می شه گفتم : دلش رو دزدیدن گفت : عقلش بوده که دیوونه شده دختره پولدار اسم و رسم دار خودش رو گیر یک پسر این جوری کرده گفتم : دیوونگی نیست عاشقیته گفت : عاشقیتی که تو یک بار دو بار دیدن اتفاق بیفته ؟ خواهرش درست می گفت چیز خورش کردن .

فعلا که این دو تا برادر برای من جز ضعف اعصاب چیزی نداشتن ان شاءالله بزرگ بشن بلد باشن جبران کنن

من حسرت اینو دارم که ای کاش خواهر می‌داشتم تازه اونم خواهر بزرگتر! چه خوب که آدرین این نعمت رو داره

امیدوارم خدا اون سهیمه بهشتی که برای زیر پای مادران در نظر گرفته برای خواهر های بزرگ تر هم در نظر بگیره

روز های اولی که آدرین بدنیا اومده بود ازم پرسیدن : بچه داری چطوره کوثر ؟ گفتم : برای وقتم ارزش قائلم جوونیم بذارم پای داداشم که بزرگش کنم ؟ خواستم بگم الان به لطف آدرین از مادر بودن و بچه بزرگ کردن فقط زاییدنش رو بلد نیستم درمورد بقیه چیز ها اون قدر تسلط پیدا کردم که الان می فهمم این گریه ی خوابش میادیه این گریه گرسنگیه الان باید بادگلو بزنه شیرش این جوری درست می شه این جوری خوابش کنم خوابش سنگین تر می شه و الباقی ماجرا ها ...

امروز همین جور که آلبوم رو ورق می زدم بلند گفتم : کاش یک بلیط داشتم به دهه ۶۰ ۷۰