Charlie Brown 🤎
Ir al canal en Telegram
.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430
Mostrar más226
Suscriptores
+224 horas
+37 días
+1130 días
Cargando datos
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
noviembre '26nov '26
noviembre '26
+3
en 0 canales
octubre '26
+16
en 2 canales
Get PRO
septiembre '26
+16
en 2 canales
Get PRO
agosto '26
+12
en 3 canales
Get PRO
julio '26
+29
en 6 canales
Get PRO
junio '26
+44
en 4 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '260
en 1 canales
Get PRO
enero '260
en 1 canales
Get PRO
diciembre '250
en 4 canales
Get PRO
noviembre '250
en 0 canales
Get PRO
octubre '250
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+12
en 4 canales
Get PRO
agosto '250
en 2 canales
Get PRO
julio '25
+4
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 3 canales
Get PRO
mayo '250
en 1 canales
Get PRO
abril '250
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+20
en 6 canales
Get PRO
febrero '250
en 1 canales
Get PRO
enero '250
en 2 canales
Get PRO
diciembre '24
+32
en 1 canales
Get PRO
noviembre '240
en 2 canales
Get PRO
octubre '24
+5
en 0 canales
Get PRO
septiembre '240
en 2 canales
Get PRO
agosto '24
+104
en 3 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 02 noviembre | +1 | |||
| 01 noviembre | +2 |
Publicaciones del Canal
+1
فائزه رو خیلی دوست دارم
امروز بهم گفت :
یک جوری عکس می گیری
از ساده ترین چیز ها
یک عکس قشنگ درمیاری:) ❤️
| 2 | کوثر از اولین های این کانال همراه منه :) 🩷 | 70 |
| 3 | چهره کوثری که تو عکس آخر کانالت میبینم با کوثری که روزای اول عضو کانالت بودم خیلی فرق کرده، ذره ذره حرفای پشت نگاهت و چهرت وقتی زمان میره جلو، بیشتر میشه
زیباتر، جسورتر... | 77 |
| 4 | خورشیدِ شب شکن ! | 82 |
| 5 | Sin texto... | 88 |
| 6 | Sin texto... | 1 |
| 7 | یک تماشاگر صبوری شدم ؛
با این که می دونم نمایش افتضاحی رو به روم در حال اجراست
ولی باز دندون گرد کردم برای پایانش ، شاید اون جا تمامش جبران بشه ...
نمی دونم
شاید هر دفعه که چشمم می خوره به در خروج دوست دارم صندلی رو با جسارت کامل ترک کنم و برم
فکر می کنم نمایش های دیگه ای هست که می تونه صندلی های بهتری برای من انتخاب شده باشه
ولی یک چیز دوباره من رو می نشونه سر جام ؛ پایانش !
گاهی حس می کنم از این طرف سالن کشیده می شدم روی صحنه
و خودم یکی از اون بازیگر هام
انگار منم دارم مثل اون ها نقد
می گیرم از بقیه
شاید حتی گاهی حس می کنم یک چیزهایی سمتم پرت می شه
صداها و کلمات ...
ولی باز یک تماشاگر صبورم !
نه جا خالی می دم نه جواب دندون شکنی پیدا می کنم
خیره به پایان فکر می کنم ...
پایانی که چه به عنوان تماشاگر چه به عنوان بازیگر
نشستم تا
مدال این جمله رو بگیرم :
ارزشش رو داشت ! | 85 |
| 8 | هیچ هدیه ای گرون تر و با ارزش تر از توجه نیست. | 92 |
| 9 | ترانه هایی که حامی انتخاب کرده توی تک تک آهنگ هاش رو عاشقم . | 99 |
| 10 | Hamid Hami - Shabe Eshgh [SevilMusic].mp3 | 125 |
| 11 | تاحالا شده به هیچی فکر کنید ؟
یعنی متوجه باشید دارید به چیزی فکر می کنید ولی اون هیچی باشه !
یک فضای خالی و بی محتوا
اما دارید فکر می کنید ،
کسب ازتون بپرسه خب به چی ؟
بگید نمی دونم !! | 115 |
| 12 | پلک های غبار گرفته ی صبح | 108 |
| 13 | Sin texto... | 107 |
| 14 | ای کاش مثل روح که از کالبد گذشت
میشد شبیه باد شد و تا ابد گذشت
یا رودخانه بود که پا هرکجا گذاشت
از هرکه زد به سینهی او دست رد، گذشت
در کام من چه زهر جدایی چه شهد وصل
ای روزگار، تلخیات اما ز حد گذشت
مرداب ماندهای دل من! صبر تا کجا؟
مانند سیل باش که از هرچه سد گذشت
این یک دو روز عمر که در رفت و آمدیم
این یک دو روز عمر اگر خوب و بد گذشت
گاهی مرا به یاد بیاور: پرندهای
آمد، کمی به شاخهی تو تکیه زد، گذشت
| مژگان عباسلو | | 104 |
| 15 | شاید چون به شدت خوابم میاد . | 38 |
| 16 | در هزارتوی انجماد های گذشته
می شود گم شد
اما
برای گرم شدن سوزاندن یک خاطره کافی ست
دورش حلقه زد و
موهای شعله را نوازش کرد
برای گرم شدن کافی ست ... | 101 |
| 17 | نمی دونم چرا از یکشنبه ها خوشم نمیاد . | 103 |
| 18 | و آدرین عروسکم رو پاره کرد . | 110 |
| 19 | ابوالفضل بعد بیشتر از یک سال رفت آرايشگاه و موهاش رو کوتاه کرد .
نمی دونم گفتم خبر مهمیه . | 110 |
| 20 | توی ربط دادن بی ربط ترین چیز ها
حریف می طلبم . | 108 |
